یک تحلیلگر مسائل بین الملل در تحلیل شرایط فعلی در افغانستان و پیشرویهای طالبان در این کشور در خصوص میزان نقشآفرینی جمهوری اسلامی در تحولات همسایه شرقی اظهار داشت: تحولاتی در کشور همسایه شرقی ما در جریان است که لازم است با توجه به اثرات آن تحولات بر امنیت ملی خودمان هوشیارانه و مستمر رصد شود. واقعیت این است که طالبان پدیده یک شبه نیست و در برهههای مختلف در افغانستان حضور داشته که گرچه ابتدا بصورت جنبش فکری بوده و تفکرات وهابیون را نمایندگی میکرد اما الان به یک جنبش جنگاور و مخرب تبدیل شده است و ما باید در نظر داشته باشیم که راهکارمان در افغاستان و در ارتباط با طالبان چه خواهد بود. علی اکبر فرازی گفت: امروز برخی تحلیلها را میبینیم که خیلی خوش باورانه است و عجیب است که این تحلیلها از سوی کسانی مطرح میشود که به هر حرکتی با نگاه بدبینانه نگاه میکنند اما به طالبان که میرسند خوشبین میشوند. اینکه نظرات مختلفی در کشور وجود داشته باشد، هیچ ایرادی ندارد اما اشکال این نگاهِ توام با تسامح به طالبان است که این افراد گذشته طالبان را نادیده میگیرند و از آیندهای خبر میدهند که خیلی منطقی نیست. گذشته این
گروه به لحاظ اجرا و به لحاظ کارکردی، خون، ویرانی و آتش است و زیربنای کاملا سلفی دارد؛ پس چگونه میشود زیربنای فکر و گذشته آنها را نادیده بگیریم و بعد تحلیل کنیم. این تحلیلگر سیاست خارجی بیان کرد: معتقدم اینکه دشمن را به خودمان حریص نکنیم، نشانه خردمندی است و اتفاقا معتقدم باید با همه گروههای حاضر در افغانستان متناسب با جایگاهشان ارتباط داشته باشیم. مساله مهم برای جمهوری اسلامی یکپارچه ماندن افغانستان است و هیچ گروهی به تنهایی قادر به حفظ یکپارچگی افغانستان نیست و گذشته این کشور، این واقعیت را ثابت کرده است. وی افزود: جمهوری اسلامی باید با همه گروههای سیاسی، نژادی و مذهبی متناسب با وزنشان کار کند و در این کار کردن باید از خوشباوری دست برداریم؛ چراکه پیش از این چوب خوشباوری خود به قول طرف پاکستانی را خوردیم و آن بلا بر سر دیپلماتهایمان آمد. بدانیم در دیپلماسی و در حفظ منافع ملی هیچ کشوری مرزهای اخلاقی را رعلایت نمیکند و منافع ایران این است که نخست با افغانستان واحدی روبرو باشد، دوم اینکه با همه گروهها در چارچوب منافع خودش و جایگاه آن گروه همکاری داشته باشد، در مورد سوم نیز اینکه به وعده و وعید گوش
ندهد، چهارم اینکه به مسائل، با دید عقیدتی نگاه نکند و دیپلماسی فعال ما در همه عرصهها حضور داشته باشد. وی در این خصوص که ایران در افغانستان باید چه میزان باشد تا در آن چیزی که به «باتلاق افغانستان» معروف است گرفتار نشود، اظهار کرد: میزان حضور ما در افغانستان باید در مجامع بینالمللی مرتبط با افغانستان باشد، کما اینکه قبلا هم حضور داشتیم. ما باید در همه سازمانهایی که در ارتباط با افغانستان کار میکنند، حضور فعال داشته باشیم. وی ادامه داد: ما در حال حاضر باید در چند حوزه برنامه داشته باشیم؛ نخست اینکه باید مطمئن باشیم که سیل مهاجران به سمت کشور ما سرازیر خواهد شد، در نتیجه باید از همین امروز شروع به بسترسازی کرده و کمپ آوارگان را در آن سوی مرزها دایر کنیم؛ چراکه در حال حاضر مساله پاندمی کرونا نیز مطرح است و سرازیر شدن مهاجران میتواند باعث انتقال و جابهجایی گونههای مختلف به خاک کشورمان شود و برای این اقدامات هم باید از امکانات سازمان ملل بهرهمند شویم و اعلام کنیم اگر امکاناتی در اختیار ما قرار نگیرد، نمیتوانیم اقدامی صورت دهیم؛ چراکه غرب باید بداند اگر ایران مرزهایش را رها کند، سیل مهاجران افغانستانی
به سمت آنها هم روانه خواهد شد؛ بنابراین پیشنهاد من این است که فعالیتهایمان را در زمینه دیپلماتیک در همه حوزههای مرتبط با افغانستان گسترش دهیم و با نهادهایی مانند سازمان ملل هماهنگ شویم. رئیس اسبق ستاد افغانستان وزارت امور خارجه در ارزیابی پیشنهاد تهران برای شکلگیری گفتوگوهای سهجانبه میان ایران، پاکستان و افغانستان و تاثیر آن بر کنترل میزان تنش در افغانستان تصریح کرد: قطعا شکلگیری هر نوع گفتوگویی را در مسیر ایجاد ثبات در افغانستان مفید میدانم اما باید در نظر داشته باشیم که پاکستان برخلاف ایران از ایجاد هر نوع تنش در افغانستان استقبال میکند و هنوز رویای پشتونستان در سرشان وجود دارد ولی در مواردی هم ممکن است اشتراک منافع داشته باشیم که باید آگاهانه در این مسیر قدم برداریم و من این حرفهایگری را در میان دیپلماتهای خودمان سراغ دارم.