مساله برجام چند وجهی و در آن چند مساله وجود دارد که باید بدانها پرداخت. نخستین مساله این است که چندین دور مذاکرات انجام شده و برای اینکه دولتهای مرکزی روی آن نکات اصلی توافق کنند رفت و آمدهایی به پایتختها صورت گرفته است. البته متاسفانه ما روی آن نکات اصلی که بر روی آن توافق شده با خبر نیستیم و هنوز چیزی درز نکرده و رسانهای نشده است. لذا برای اینکه بتوانیم تحلیل بهتری پیرامون برجام و مذاکرات وین بدهیم باید ببینیم بر روی چه مسائلی توافق و بر سر چه مسائل اختلافات وجود دارد. فقط گمانهزنیها این است که بنا بود آمریکا در پشت پرده و کشورهای اروپایی نیز به همراه چین و روسیه در آن طرف میز حداقل آنچه که مربوط به برجام و مسائل هستهای ایران را حل و فصل کرده و به توافق برسند. بدین صورت که آمریکا به برجام بازگردد و ایران نیز مرحله به مرحله به تعهدات خود بازگردد. بنابراین یکسری از آن مسائل تحریمهایی که به خاطر مسائل هستهای ایران بود و توافق شده بود و در شورای امنیت نیز به تصویب رسیده بود، لغو شود. البته گمانهزنیها و آنچه در برجام است بحث مساله فروش نفت ایران، ارتباطات بانکی ایران، تعاملات ایران با کشورهای خارجی و یکسری تحریمهای بیمهای کشتیها و...است. یعنی به نظر میرسید اینگونه توافق شده بود که در واقع ایران از نظر تجارت خارجی و فروش نفت خود بتواند آن درآمد و ارز حاصله را از طریق بانک مرکزی بیاورد. بنا بر این بود که به تهران بیایند و آقای روحانی نیز چند بار گفت که اگر اجازهای صادر شود ما طی یکی دو روز توافق را امضا خواهیم کرد. هر چند زمانی که این حرفها زده شد شرایط انتخاباتی بر کشور حاکم بود و اکنون همه چیز در حالت سکوت پیش میرود. مساله دوم در خصوص برجام این است که به نحوی سر نخ در اختیار مقام معظم رهبری است. خود ایشان نیز در زمان انتخابات گفتند مساله کسانی که کاندیدا شده و میخواهند رئیس جمهور شوند مساله فضای مجازی و سیاست خارجی نیست. یعنی در یک کلام شما در حیطه سیاست خارجی و تصمیماتی که شخص رهبری تصمیم گیری کاری نداشته باشید. به هر صورت شورایی وجود دارد و حرف آخر را رهبری میزنند و وزارت امور خارجه مجری و اجرا کننده است. بازهم میتوان گمانهزنی کرد که توافقی انجام شده اما در عین حال اذن و اجازه رهبری را لازم دارد که بگویند این کار را انجام دهید که اگر بخشی از تحریمها برداشته میشود، مشکلی پیش نیاید. مساله دیگر نیز نگاه صفر و صد است. یعنی به این صورت نیست که ما در سیاست خارجی یا مسائل منطقهای نگاه صفر یا صدی داشته باشیم؛ بلکه باید در این مسائل نگاهمان را صفر تا صد کنیم. چون معمولا در نگاه صفر تا صد در یک جایی میایستیم و می گوئیم که یکسری امتیازات را میخواهیم تا به توافق برسیم. یعنی در این مرحله یکسری تحریمها برداشته شود و برای مراحل بعد هم قول و قرارهایی را میگذاریم که به توافقاتی برسیم. به نظر میرسد برخی تصمیم گیران در این خصوص گیر کردهاند. اینگونه هم نیست که بگوییم روحانی این توافق را بخواهد امضا کند و افتخارش را نصیب خود کند یا دولت بعدی این توافق را انجام دهد. مساله اینجاست که باید تصمیمگیری شود که میخواهیم نگاه صفر یا صدی به موضوع توافق داشته باشیم یا نگاه صفر تا صدی و در این راه در یک جایی به یک توافق برسیم.