ارز یک کالایی است که اگر مردم احساس کنند در آینده افزایش قیمت خواهد داشت، حتما سپردهها به طرف ارز خواهد رفت. در سال گذشته، دو سه ماه مانده بود به انتخابات آمریکا، گروهی بودند که اعتقاد داشتند که بایدن پیروز انتخابات میشود. در کنار آن، پیشبینی کردند که نرخ دلار تا ۱۸ هزار تومان کاهش پیدا میکند و این اتفاق هم افتاد. همه اعتقاد داشتند که این اتفاق بیفتد و روندی که وجود داشتند، با توجه به اختیاراتی که رهبری داد و با توجه به جهتگیریهایی که آمریکاییها داشتند، مذاکرات برجام به نتیجه برسد و هم دولت در پایان کار با شرایط مناسبی دولت را تحویل بدهد و هم اینکه دولت جدید خیالش راحت باشد. به هر دلیلی به نظر میرسد عدهای موافق نبودند که توافق برجام پای دولت آقای روحانی نوشته شود و کار را به مسیری بردند که سخت شد. جامعه هم احساس میکند که احتمال اینکه به توافق برسیم، سخت است. مجموعه حرفهایی که امروز زده میشود، برای مثال امروز کیهان مینویسد که آقای رئیسی بزن زیر برجام و یا چهرههایی که به عنوان شورای امنیت ملی مطرح میشوند یا به عنوان وزارت امور خارجه یا افرادی که به تیم ۵ نفرهای که میخواهند، تصمیم بگیرند، اضافه میشوند، نشان میدهد که کار به این راحتی نیست. اقتصادی هم تورم بالایی دارد، به طور قطع اگر به آینده خوشبین نباشد و احساس نکند مذاکرات برجام به نتیجه میرسد و یک جو بدبینی حاکم شود، به جای مطلوبی نمیشود. در چنین شرایطی، اولا صادرکننده به امید اینکه نرخ ارز حتما افزایش پیدا میکند، دلارهای خود را عرضه نمیکند. همانطور که گفتم اگر جامعه احساس کند که نرخ دلار بالا میرود، شک نکنید که نرخ دلار بالا میرود و دوباره خروج از سرمایه آغاز میشود. دوستی دارم که کارهای مهاجرت را انجام میدهد. او گفت به شدت دوباره موج مهاجرت در کشور دارد راه میافتد. در مجموع شرایط به نظر میآید که شرایط مناسب نیست. روز اول هم گفتم که آقای رئیسی حرفهای خوبی میزند و ایشان در اتاق بازرگانی در مورد اقتصاد آزاد، نظارت دولت و خصوصیسازی صحبت کرد. این حرفها خیلی مهم است، ولی جامعه با افرادی که دور و بر آقای رئیسی هستند، باور نمیکند. اگر آقای رئیسی بتواند با وجود فشارهایی که از جاهای مختلف روی او است، افراد معقول و منطقی را برای کابینه معرفی کند، میتواند بازار را آرام کند. اگر تیم معتدلی معرفی شود، حتما میتواند به کاهش قیمت دلار کمک کند.