آرمان ملی- نرگس کارخانهای: روز گذشته نیروهای نظامی آلمان که در طول سالهای گذشته پس از آمریکا بیشترین تعداد نیروی نظامی در افغانستان را داشتند، خاک این کشور را پس از 20 سال ترک کردند. این به معنای ترک حدود 150 هزار نیروی نظامی است. این نخستین جنگ زمینی آلمان پس از جنگ جهانی دوم بود. به گزارش رویترز در طول این مدت 59 سرباز آلمانی کشته شدند. ارتش آمریکا نیز تنها چند روز با ترک خاک افغانستان با محدودیت زمانی 11سپتامبر فاصله دارد. گرچه حدود 650 نیروهای نظامی برای حفاظت از دیپلماتهای آمریکایی و همچنین نیروهایی برای حفظ امنیت فرودگاه کابل در این کشور باقی میمانند. خروج این نیروها از افغانستان به دنبال توافقات صورتگرفته بین بایدن و سران طالبان در زمستان سال گذشته است؛ همان طالبانی که آمریکا روزی به قصد نابودیاش وارد افغانستان شد. در این راستا «آرمان ملی» با محمدجواد جمالینوبندگانی نماینده مجلس دهم به گفتوگو پرداخته است که میخوانید.
آمریکاییان که زمانی به دنبال نابودی حضور در افغانستان تا نابودی طالبان بودند، حال با خروج نیروهای نظامی خود و دیگر نیروهای ناتو از افغانستان چه نیتی را از پایان دادن به طولانیترین جنگ آمریکا دنبال میکنند؟
حضور آمریکا در افغانستان مبتنیبر سیاست مقابله با جنبشهای آزادیخواه و اسلامی و تحتفشار قرار دادن آنها به بهانه مبارزه با تروریسم بوده است. به خصوص بعد از 11 سپتامبر که بوش به نوعی شعارهای جنگ صلیبی را اعلام کرد و گفت هر کس با ما نیست، بر ماست. او 11 سپتامبر را بهانهای برای ورود به افغانستان قرار داد. از طرفی عراق را هم به بهانه مبارزه با صدام اشغال کرده بودند. در مجموع این اقدامات برای فشار آوردن به جنبشهای اسلامی و جمهوری اسلامی، تثبیت رژیم صهیونیستی و در نهایت استفاده از منابع انرژی منطقه انجام شد. ترامپ به اطلاعاتی خوبی در مورد هزینههای وارد آمده به آمریکاییان در منطقه اشاره کرد. این جریانات نهتنها دستاوردی برای آنها نداشته؛ بلکه برعکس برای آنها مانند باتلاقی شده است. به اعتراف خود خانم هیلاری کلینتون، طالبان را آمریکاییان به وجود آوردند، اما در ادامه راه نتوانستند بر گروه تروریستی حاصل تصمیمات خود، برای فشار به کشورهای منطقهای غیرهمسو، بهخصوص جمهوری اسلامی ایران، کنترل داشته باشند. همچنین حضور آمریکاییان تبعات منفی بسیاری داشته است که میتوان به کشتار مردم و کمک به اشاعه تولید مواد مخدر
اشاره کرد. متاسفانه تولید موادمخدر در افغانستان پس از حضور ناتو به چندین برابر پیش از حضور آنها رسیده است. در نتیجه این مسائل و همچنین مسائل حاشیهای پیرامون سربازان آمریکایی، جو ضدآمریکایی در منطقه حاکم شده بود. در دولت بایدن به نظر میرسد به دنبال این هستند که منطقه را از نیروهای خود به صورت فیزیکی خالی کنند تا نیروهای نیابتی جای آنها را بگیرند. چنین فکر میکنم که ممکن است آمریکاییها در معاملهای با ترکیه با تخلیه افغانستان با استفاده از خلأ قدرت و ضعف دولت مرکزی، که باعث تصرف مناطق بسیار بهخصوص در شرق افغانستان توسط طالبان شده است، استفاده کنند و بنابر درخواستی که دولت مرکزی افغانستان از کشوری مثل ترکیه به عنوان کشوری مسلمان و عضو ناتو و با سایر مولفهها خواهند داشت، وارد افغانستان شوند و آنجا به عنوان حافظ منافع آمریکا مستقر شوند. با این مزیت که حساسیتهایی که نسبت به نیروهای آمریکایی بود، دیگر نسبت به این نیروها نخواهد بود. همین ضعف دولت مرکزی باعث تصرف مناطق بسیار بهخصوص در شرق افغانستان توسط طالبان شده است و آنها اکنون به استان غزنه نزدیک شدهاند. حضور آقایان اشرفغنی و عبدا... عبدا... در
چند روز گذشته در واشنگتن متاسفانه حتی با استقبال نیمهرسمی از جانب مقامات آمریکایی مواجه نشد. بسیار سرد با آنها برخورد شد و بدوندستاورد ملموسی این سفر به پایان رسید. آمریکاییها با برخی گروههای سیاسی طالبان توافقاتی داشتهاند. موضوعی هم که آمریکاییها روی آن بسیار تبلیغ خواهند کرد این است که تا موقعی که ما در افغانستان حضور داشتیم ثبات نسبی در افغانستان وجود داشت و با خروج ما بود که این اتفاقات و درگیریها رخ داد.
با این توصیفها با ورود نظامی دیگر کشورها به خاک افغانستان، پیشبینی درگیریهای نظامی و خونریزیهای مجدد در افغانستان را میکنید؟
پیشبینی دولت مرکزی افغانستان یک پیشبینی حساب شده نبوده و طالبان در حال تصرف بدونخونریزی خیلی از مناطق است. شکل و شمایلی که از طالبان پس از کنترل شهرها بوده است دیگر حادث نمیشود و این حاصل یک موازنه بین گروههای تبلیغی و سیاسی طالبان با سیستمهای نظامی در این چند ساله است. به نظر میرسد دیگر از رعب و وحشتی که نسبت به طالبان وجود داشته لااقل در داخل شهرهای افغانستان خبری نیست. همچنین برخی از نیروهای طالبان به عنوان نیروهای نفوذی در ارتش افغانستان وجود دارند و به آنها کمک میکنند تا در مقاومت و دفاع از شهرها خلل ایجاد شود. ما شاهد هستیم خیلی از مناطق و شهرهای افغانستان در حال پناه بردن به کابل و حتی کشورهای مجاور هستند اما پیشبینی من این است که طالبان مانند گذشته به آن خونریزی گذشته در ورود به شهرها نخواهد پرداخت. از طرفی هم اینکه ترکیه از ورود به افغانستان دنبال چند مساله است، یکی از آنها انجام توافقی با آمریکا است تا با استفاده از حضور نظامی بتواند از برخی تحریمهای نظامی صورت گرفته علیه خود در دولت ترامپ رهایی یابد. مساله دیگر این است که افغانستان همسایه آسیا میانه است و ترکیه، آسیا میانه را به
عنوان حیاطخلوت خود میدانسته و میداند و روابط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی بسیار زیادی با آسیای میانه دارد. ترکیه، افغانستان را هم در همین حوزه برای خود تعریف میکند و به نظر میرسد از این منظر منافع متعددی را دنبال میکند.
این شرایط در افغانستان چه تهدیدها و منافعی را برای ایران به همراه دارد؟
ما امنیت همسایه را امنیت خودمان تلقی میکنیم. چندین دهه است که تاثیرات مشکلات افغانستان بر کشور ما مشخص بوده است. قطعا ما نمیتوانیم بیتفاوت باشیم و هیچ کشوری در مقابل مسائل این چنینی، که در کشور همسایهاش رخ میدهد، نمیتواند بیتفاوت باشد. به خصوص ما و افغانها که فرهنگ و زبان مشترک داریم و بسیاری از مقامات افغانستان در کشور ما تحصیل کردهاند و بسیاری از مردم افغانستان در ایران به دنیا آمدهاند. بنابراین حتما ما باید فعال باشیم. ما مذاکراتی هم با دولت مرکزی و هم با برخی جناحهای طالبان داشتهایم که با اطلاع دولت مرکزی بوده است. همچنین این امور در دولت سیزدهم باید مورد توجه باشد. ما نباید از اتفاقات فعلی و اتفاقات پیشرو دور بمانیم؛ چون قطعا به این شکل که پیش میرود افغانستان آبستن حوادث زیادی خواهد بود. قطعا همه کشورهای همسایه منافع زیادی نسبت به یکدیگر دارند. افغانستان با توجه به جغرافیای خود نیاز ترانزیتی به ما دارد و با توجه به چندین میلیون مهاجر افغان در ایران نیازمند همکاریها دوجانبه با ماست. از نظر مسائل اقتصادی، تجارت دوجانبه و مسائلی از این حیث ما همکاری زیادی داریم. متاسفانه در دولت
دوازدهم سازمان همکاریهای اقتصادی، اکو، که ایران و افغانستان هم جزو آن بودند، قدری مسکوت ماند و اگر این سازمان فعال شود قطعا منافع بسیاری برای هر دو طرف خواهد داشت. از طرفی با وجود عدمثبات در افغانستان بحث ترانزیت مواد مخدر، تروریسم و مسائل مرزی افزایش پیدا خواهد کرد.