رمزارز یک نوع دارایی است که شاکله اصلی آن مبتنیبر علم ریاضیات و علم منطق کامپیوتری است. رمزارزها تفاوتیهایی با فیاتها یعنی پولهای رایج امروز از دلار و یورو گرفته تا ریال دارند، این است که رمزارزها روبهروی این فیاتها قرار گرفتهاند با این فلسفه که میگوید من نقصهای فیاتها را ندارم. یکی از مهمترین نقصها که به فیاتها وارد میدانند این است که متصل به پشتوانه اقتصاد و بانک مرکزیهای کشورهای خاص هستند و آن کشور میتواند پول خود را دستکاری کند؛ مثلا چاپ یا جمعآوری کند، و همین مساله فیاتها را دچار تغییر و تحول میکند. رمزارزها به هیچ جایی وابسته نیستند و هیچ مقری ندارند که اگر کشوری آسیب ببیند این رمزارزها هم آسیب ببینند و فعلا قابلیت حذف و دزدی در آن شکل نگرفته است و مهمترین ویژگی آن همان ناشناختهبودن این رمزارزها است؛ یعنی اینکه اگر من در کیف پول دیجیتال خود رمزارز داشته باشم، وقتی بخواهم آن را به شما نتقال بدهم در هیچکجا ردی از آن باقی نمیماند. در این مورد ۲ نگاه دولتها دارند؛ یکی برای دولتها مخصوصا کشورهایی مثل ما که در شرایط تحریمی هستند قطعاً این رمزارزها برای دولت به کار میآید؛ زیرا قابلیت دور زدن تحریمها را دارد. دیگری اینکه دولتها با این رمزارزها مشکل دارند؛ زیرا قابلردیابی نیستند و همین امر باعث بانکهای مرکزی بزرگ در برابر این رمزارزها ایستادگی کنند. در ایران قیمتهای رمزارزها مسالهساز شده است. دلیل اینکه بازار سرمایهایها با این رمزارزها مشکل دارند این است که میگویند ما پشتوانهای برای اینها نمیبینیم و اگر تمام کشورهای دنیا معامله با رمزارزها را ممنوع کنند و تمام کمپانیها آن را به رسمیت نشناسند، قیمتهای این رمزارزها به شدت افت میکند. کمااینکه دیدیم در چند ماه اخیر شرکت تسلا و مالک آن ایلان ماسک با رسمیت بخشیدن به رمزارز بیتکوین برای خرید ماشینهای تسلا باعث شد این رمزارز رشد قابلتوجهی داشته باشد. پس میتوان گفت اگر روزی تمام مردم دنیا و تمام کمپانیها قبول کنند که در کنار پولهای رایج، رمزارزها را قبول کنند تا مردم بتوانند کالاهای خود را از سایتها خریداری کنند، قطعاً این رمزارزها وجاهت قانونی بیشتری پیدا میکنند و قیمتهای آنها رشد میکند. پس قیمت رمزارز مبتنیبر مقبولیت عامی است که پیدا میکند. در ایران متاسفانه تورم زیاد متاثر از تحریمها و سیاستهای غلط پولی در سالیان گذشته باعث شد مردم برای حفظ ارزش پول خود، ریالهای خود را تبدیل کنند. تعدادی به صورت سنتی به سمت بازار طلا و دلار رفتند و عدهای هم به طرف بازار سرمایه و بورس هجوم بردند که آسیب جدی دیدند و برای جبران به طرف رمزارزها رفتند که موج رمزارز در کشور شکل گرفت. این اتفاق چند نکته اساسی دارد؛ یکی اینکه به دولت انتقاد وارد آمد که چرا وقتی متوجه شد یک اپیدمی از سوی مردم به طرف رمزارزها شکل گرفته اقدامی انجام نداد که باعث نشود مردم آسیب ببینند، چه در بحث آگاهیبخشی و مهمتر از همه در بحث ساماندهی کارگزارهای رمزارز؛ یعنی وقتی سرچ میکنیم کارگزاریهایی که فعالیت میکنند همه نماد تجارت الکترونیک ندارند. از این منظر، وظیفه ساماندهی کارگزارهای رمزارزها به عهده دولت است و اگر میخواهد اجازه دهد مردم در این حوزه فعالیت کنند باید درگاهها را هم ساماندهی کنند و اگر بحث بر سر این است که باعث خروج ارز از کشور میشود پس باید جلوی این کار گرفته شود و به مردم این آگاهی داده شود که این کار شما به اقتصاد کشور آسیب میرساند. نکته دیگر اینکه اگر کارگزاریها ساماندهی شد باید به آن گفته شود برای خرید رمزارزها به مردم آموزش بدهند و اجازه ندهند با پول فروش خانه و... در این بازار سرمایهگذاری کنند؛ کمااینکه در کشورهای دیگر هم اجازه نمیدهند یک نفر کل زندگی خود را در بازار سهام قمار کنند، اما متاسفانه این آگاهیبخشی در کشور ما وجود ندارد. باید به مردم در خصوص ریسک آموزش داده شود. از همان دوران مدرسه و در کنار درسهای دیگر باید درس اقتصاد داشته باشیم و مردم درک درستی از این مساله داشته باشند. در انتخابات هم دیدیم که در مناظرهها مساله اصلی اقتصاد بود. ما همه میتوانیم شعار اقتصادی بدهیم اما باید بدانیم کدام شعار به واقعیتهای فعلی کشور نزدیکتر است و مردم برای اینکه بتوانند تصمیم بگیرند باید با این مفاهیم آشنا باشند و این آشنایی هم مستلزم آموزش صحیح و پایهای است.