رصدخانه بیآیینه افتتاح کردیم واکسن بسازیم، مشکلییه؟
ندا حائری
اخبار امروز را در حالی پیگیری میکنیم که همچنان همهچیز خیلی آرام است و ما خیلی خوشبخت و خوشحالیم و وای خدای من چقدر واکسن! خسته نباشید و خداقوت باید بهتون بگیم خدایی. حداقل اینطوری کمتر فحش میخوریم و شما هم به وامهای کلان دانشبنیانتون میرسید و بازی کاملا برد- برد برگزار میشه! گفتم بازی یاد مسابقات فوتبال یورو۲۰۲۰ افتادم. خب معلومه مسابقاتی که با سکته یه نفر و ناقص شدن چشم یه نفر دیگه شروع بشه همینطوری باید شگفتی داشته باشه و مثلا قهرمان جهان یهو ازش حذفبشه و بر جذابیتهای این لیگ اضافه کنه. تازه پرتغال هم حذف شد و رونالدو نتونست رکورد آقای گلی جهانرو از آقا علی دایی کامل بربائه و این عنوانرو مال خود کنه و آخجون! چند ماهی وقت داریم به این افتخار ملی در زمینه فوتبال (که با اقتدار تنها افتخار ملی کشورمونه) ببالیم و پزشرو به این اجنبیهای فوتبال نابلد بدیم.
از این حرفها که بگذریم عارضم خدمتتون که رصدخانه ملی بالاخره بعد از حدود نمیدونم چند سال خودتون از سال ۱۳۷۷ حساب کنید بیاین بالا تا به امسال برسید، افتتاح شد و ما خیلی خوشحال و خرسندیم چون از این به بعد به جای اینکه هی سوار موشکمون بشیم و واسه لقمه خبر توی کهکشانهای مختلف سرگردان بشیم میتونیم یهتُک پا بریم کاشان و اونجا یه سروگوشی آب بدیم که بفهمیم چه خبره. فقط کاش یادم بندازید که موقع رفتن اتوبوس مناسبی انتخاب کنم که راننده مناسبتری داشته باشه و مثلا یهجوری برم که کسی نفهمه من که بودم و از کجا به کجا میرفتم. این رصدخانه که قراره یکی از شفافترین و جذابترین تصاویر از کیهانرو به بشریت منتقل کنه خیلی چیز شاخ و خفن و بهدردبخوریه. فقط یهمشکل کوچیک داره. اونم اینکه هنوز آیینهشو نصب نکردن! حالا شاید بگید آیینه برای چی لازمه که باید خدمتتون عرض کنم. شاید یه مریخی بخواد از جلوی این رصدخونه رد بشه، خب نباید یه آیینه اونجا باشه که بتونه وایسه و موهاشو مرتب کنه؟! یا شاید پژوهشگران شاغل در رصدخانه یهو یادشون بره نجاتدهنده کجا بود و قطعا باید یه آیینه اونجا باشه که بهشون یادآوری کنه دیگه.
بله؟! آهان! از اتاق فرمان میگن که آیینه برای تلسکوپ رصدخانه است و بدون اون اساسا نمیشه چیزی رو رصد کرد جه برسه به اینکه بخوای عکس بگیری و مخابره کنی. حالا شاید بپرسید که چرا رصدخانه بدونآیینه افتتاح شد که جونم براتون بگه دیگه دارید خستم میکنید و همین الاناست که فحش بارتون کنما! ول کنید دیگه! بالاخره باید این کلیدا به یهکاری بیان دیگه! یهسری کلید بیخود تو پاستور بود که برش داشتن باهاش در رصدخانهرو باز کردن. بعدش دوباره درشو میبندن تا آیینهش آماده بشه و سال بعد دوباره افتتاحش میکنن. گیر ندید! حرف زشتتر میزنم باز خسته و کوفتم کنیدا! بیادبای پفکخور! برید این برگ زرین رو به افتخاراتتون اضافه کنید به جای اینکه اینجا بشینید و بیفتید به جون من که چرا اینطوری شد و چرا اونطوری نشد! بدویید ببینم.