آرمان ملی- امید کاجیان: عبدالناصر همتی بازنده اصلی انتخابات 1400؛ که البته شکست و رای پایینترش از آرای باطله آب سردی بود بر پیکر اصلاحطلبان، حالا لب به گلایههای تندی علیه دولت و جریان اصلاحات گشوده و سعی کرده دلیل این باخت عجیب و غریب را توجیه کند. او بخشی از حملات خویش را به سمت دولت گرفته و گفته است: «جفایی را که دولت در حق من کرد هیچوقت یادم نمیرود. حتی یک نفر از آنها به حمایت از من برنخاستند، درحالیکه من چوب آنها را در انتخابات خوردم؛ مشکلات اقتصادیای که ناشی از عملکرد برخی دوستان بود و من تلاش کرده بودم بخشی از مشکلات را در بانک مرکزی رفع کنم. من در واقع قربانی عملکرد ضعیف برخی دیگر شدم، در مناظرات البته با قدرت از آنها دفاع کردم، چون وظیفه خود میدانستم و دو سال و نیم در این دولت کار کرده بودم. وقتی رئیس قوه قضائیه هنوز هم دارد کارهای خود را انجام میدهد و در مورد قوه تصمیم میگیرد، من را یک ماه پیش، از مسئولیتم عزل کردند». این بخش از اظهارات همتی است؛ همراه با تناقض و البته نوعی دلگیری احساسی، که چندان منطقی نیست. نخست اینکه همتی خودش نیز تلاش داشته قبل از انتخابات و در زمان مناظرات خود را از دولت جدا کند. نشان به آن نشان که میگفت روحانی اقتصاد نمیفهمید و وی نماینده و حامی دولت و کارمند کسی هم نیست. همتی تلاش کرد به مردم و بقیه بفهماند او را از دولت به شمار نیاورند؛ چون احتمالا میدانست عملکرد روحانی و نتایج امروز کشور بهگونهای است که اگر او به عنوان نماینده آن شناخته شود هیچ رایی نخواهد آورد. او در جستوجوی رای بیشتر بود. برای همین دائم تلاش میکرد خود را از دولت جدا کند. اما حالا از این گلایه دارد که چرا نمایندههای دولت از او حمایت نکردهاند(!) که اگر چنین میکردند قطعا همتی همان کارمند دولت و نماینده دولت شناخته و این موضوع به ضرر او تمام میشد و آرایش را از این هم کمتر میکرد. کسی دلخوشی از حسن روحانی و تیمش نداشت، همتی چه میخواست، چه نه بخشی از بدنه ساختاری بوده که نرخ ارز و نوسانات و... را در پسزمینه سیاسی خود داشته، مردم او را بخشی از مسببان وضع موجود میدانستند. همتی چه با حمایت دولتیها و چه بدون او نمیتوانست راه به جایی برد؛ چون هر دو یک نتیجه داشت؛ اینکه مردم همتی را جزوی از دولت حسن روحانی به شمار میآوردند و از همین رو رای ندادن یا رای باطله دادن را به او ترجیح دادهاند. بنابراین حملهاش به اصلاحطلبان نیز منطقی نیست. بخش دیگری از اظهارات همتی درباره اصلاحطلبان نیز قابلتامل است. او از این جماعت هم که از وی حمایت نکردهاند گلایه دارد. «انتظار داشتم که بزرگان در این باره تصمیم بگیرند، اینکه فقط اطلاعیه بدهند و غیرمستقیم حرف بزنند؛ طوری که یک نفر شاید فکر کند از همتی حمایت کرده باشند، اینکه کاری نداشت و همه میتوانستند چنین اطلاعیهای بدهند.» این بخش از اظهارات همتی هم عجیب است؛ چراکه همه چیز نشان میداد اصلاحطلبان روی همتی بستهاند و در انتخابات نیز با تمام ظرفیت خود در این عرصه وارد شدهاند. نخست کنارهگیری محسن مهرعلیزاده تنها کاندیدای باقیمانده با شناسنامه اصلاحطلبی به نفع همتی بوده است. درست بعد از این کنارهگیری محمد خاتمی، رئیس دولت اصلاحات در بیانیهای از این اقدام مهرعلیزاده تقدیر کرد و ممنون شد که او با کنارهگیریاش به نفع همتی مانع شکسته شدن رای میان خود او شده و آن را اقدامی راهگشا دانسته است. آیا این چیزی جز حمایت از همتی معنا میدهد؟ بعد از این اصلاحطلبان با تمام قوا و نیروها از محمد خاتمی تا بهزاد نبوی تا شخص مهدی کروبی در حصر که خودش نیز رای داد؛ همگی مردم را به حضور در انتخابات و زیر میز زدن و بازی را عوض کردن تشویق کردند. «زیر میز میزنیم و بازی را عوض میکنیم»؛ همان جملات نوشته شده همتی در تلویزیون و مناظرات بود که از رو میخواند و جریان اصلاحطلب با تمام نیرو آن را تبلیغ کرد. احزاب اصلاحطلبی مانند کارگزاران و خانواده هاشمی و کرباسچی و... همگی اعلام کردند به همتی رای میدهند و البته میگفتند کروبی و... هم همین کار را کردهاند. این مساله نشان میداد اصلاحطلبان اتفاقا خیلی بیشتر از کاندیداهای حذف شده مانند لاریجانی و جهانگیری از توان و ظرفیتشان برای رای اعتراضیای که رای به همتی بود، استفاده کردهاند. اما از قرار همتی به این نکته توجه ندارد که در این دوره از انتخابات هرکس دیگری هم جای او بود، توان رای خیلی بالا را نداشت؛ چرا که بنابه آمار خود مقامات داخلی کشور، بالای50 درصد مردم دست به تحریم انتخابات زدهاند و بخش عمدهای از رایهایی هم که همواره به سبد اصلاحطلبان ریخته میشد ناشی از همین رایهای تحریمی بوده که در روز انتخابات برای رای نیاوردن کاندیدای مقابل، به نفع آنها وارد صندوق میشد ولی این بار تحریمیها تا آخر پای صندوق نیامدند. همتی سرخورده از شکست در برابر آرای باطله در بخشی دیگر از اظهاراتش میگوید: «دائم میگویند چرا کاندیدا شدی؟ مگر بقیه کی هستند؟ بعضی دوستان اصلاحطلب فکر میکنند ما شهروند درجه دو هستیم و آنها درجه یک. دائم میگفتند چرا برخی رد شدهاند. من متاسفم در این باره، ولی دلیلی نمیشود بگوییم بنده کمتر از آنها هستم. چرا فکر میکنید من درجه دوم هستم؟ من 40 سال است که مدیر ارشد کشورم.» او هنوز نمیخواهد این واقعیت را بپذیرد که همین میزان رای نیز به واسطه حمایتهای اصلاحطلبان از او و هراس مردم از در خطر افتادن جمهوریت و کشاندنشان پای صندوق و رای دادن به او میسر شده است؛ وگرنه اگر جهانگیری و لاریجانی تاییدصلاحیت میشدند آن موقع اصلاحطلبان از این هم رای کمتری داشتند؛ چراکه دیگر همان میزان دومیلیون رای از میان آرای تحریمیها را نیز نمیتوانستند به پای صندوق بیاورند، زیرا با وجود آن چهرهها، دیگر مساله ردصلاحیتها و در خطر افتادن جمهوریت و... برای ترغیب مردم و کشاندنشان به پای صندوق را نداشتند. این در حالی است که با ردصلاحیت آن چهرهها فرصت برای همتی فراهم شد. در ایام انتخابات چهرههایی مانند حسن خمینی، عکس خود را با همتی منتشر کردند یا محمد خاتمی و مهدی کروبی برای رایدادن مردم فراخوان دادند و خاتمی هم از مهرعلیزاده بابت کنارهگیریاش به نفع همتی تشکر کرد و موضوع درخطر افتادن جمهوریت مطرح شد و ... . اما همتی در اظهارات اخیر احساسیاش در واقعیت هم بر همکاری و همراهی خود با حسن روحانی خاتمه داد و هم در آینده سیاسیاش خود را از جریان اصلاحطلب جدا کرد؛ آن هم با توجه به اینکه همان میزان رایاش را هم از بسیج اصلاحطلبان داشته است- از سویی هم با حملاتش به رئیسی و اصولگرایان قطعا این طیف را هم نخواهد داشت. همتی در اظهارات اخیرش گفته است: «من به حاشیه نخواهم رفت و حضور فعال خواهم داشت». اما قطعا با این منوال او برای همیشه حاشیهنشین میشود.