در کنار معضلِ جمعیت بیکار و بیدرآمد، حقوق ماهانه بسیاری از بازنشستگان و کارمندان و کارگران کفاف زندگی آنها را نمیدهد. طبیعی است که این اقشار، خواهان افزایش حقوق خود به منظور تأمین حداقلی از زندگی روزمرهشان شوند. از آن سو اما خزانه دولت تهکشیده و کسری بودجه بنا به قول برخی اقتصاددانان به حد 50 درصد رسیده است. بنابراین، دولت منبعی جز چاپ اسکناس و افزایش بیرویه حجم نقدینگی برای افزایش حقوقها در دسترس ندارد. چاپ اسکناس بدونتناسب با رشد تولید ملی یعنی تورم فزاینده و سر به فلک کشیدن قیمتها؛ پدیدهای که نهفقط افزایش حقوقها را خنثی میکند، بلکه در چشمبههمزدنی، حقوقبگیران را فقیرتر از قبل و باز هم نیازمند افزایش چشمگیر حقوق خود میکند. برای پاسخ به این نیاز، دولت روند چاپ اسکناس را تسریع میکند و بر اثر آن، فنرِ تورم چنان در میرود که ارزش چک پول 50 هزار تومانی، معادل ارزش کاغذ آن میشود! این یعنی ونزوئلایی و زیمبابوهایشدن اقتصاد! حالا با این اژدهای کمین کرده، دولتمردان تا دلشان میخواهد لاطائلات ببافند و خود را به خواب بزنند!