چند روز دیگر شاهد برگزاری کنکور ۱۴۰۰ در مراکز آموزشی هستیم. بار اصلی برگزاری کنکور بر دوش آموزش و پرورش (بخوانید مدیران و معلمان کف مدارس) است. سال گذشته مجری دو کنکور در شهیدستان بودیم. چند روز قبل از کنکور رفتیم جلسه توجیهی برای شنیدن داستانهای تکراری و خط و نشان کشیدن سخنران مبنیبر اینکه اگر فلان اتفاق بیفتد دمار از روزگار مدیر فلکزده درمیآورند و الی آخر... . از دو روز قبل مشغول آمادهسازی و ضدعفونی سالنها و البته روز قبلش هم دریافت ملزومات با وسیله شخصی خودمان و روز برگزاری کنکور هم از کله سحر تا پاسی از ظهر مشغول برگزاری کنکور بیحاشیه بودیم. بعد از ماهها آسمان تپید و زمین شکافت و ۹۰ هزار تومان به حساب مدیر، ۷۰ تومان به حساب مراقبان و ۳۰ تومان برای سخنگوی جلسه واریز شد (به قول ترکها، ییبونون یاریسینی)، در حالی که فرهنگیانی که مستقیم با سازمان سنجش همکاری میکنند به خاطر نظارت خشک و خالی چندین برابر این مبالغ را نقدا همراه با کارت هدیه و امکانات جانبی دیگر با عزت و احترام دریافت میکنند. این داستان تحقیرآمیز جاری بر برگزاری تمام انتخاباتها، آزمونهای سمپاد و... بوده و در تمامی این برنامهها منزلت و معیشت معلمان متاسفانه در خانه خود مورد تاخت و تاز مسئولان درون و برونسازمانی قرار میگیرد. گویا استفاده ابزاری از معلمان توسط سایر نهادها و توهین به شعور آنها حد و حصری نداشته و نخواهد داشت. البته خالی از لطف نیست که بدانیم همین روسای دور و نزدیک خودمان نیز با توجه به میزان تقرب و ضریب نفوذ خود بابت بازدید چند ساعته از حوزههای کنکور و فیس و افاده به مسئولان برگزاری حوزهها مبالغ خوبی به جیب میزنند. سوالی که از رئیس سازمان سنجش باید پرسید این است: دقیقا بابت برگزاری کنکور چه مبالغی به آموزش و پرورش پرداخت میشود؟ اگر این مبلغ دقیقا معلوم شود متوجه عمق استثمار دووجهی از سوی سازمان سنجش و البته روسای آموزش و پرورش خواهیم بود، تا متناسب با جواب حضرات تصمیم مقتضی در خصوص نوع همکاری در برگزاری کنکور بگیریم.