در آخرین مصوبه شورایعالی انقلاب فرهنگی با حضور اعضا از جمله وزاری علوم، بهداشت و آموزش و پرورش و به ریاست رئیس جمهور در دوم تیر 1400 تشکیل شد و از مصوبات آن چنین بوده است که در آزمون سراسری سهم آموزش و پرورش به لحاظ سابقه تحصیلی ۶۰ درصد و سهم کنکور سراسری ۴۰ درصد خواهد بود. همچنین، کنکور سراسری مختص دروس تخصصی است و دروس عمومی به بخش سوابق تحصیلی منتقل میشود و سوابق تحصیلی مبنای ارزیابی نهایی خواهد بود. از مصوبات دیگر این جلسه این بود که آزمون سنجش (کنکور) دوبار در سال برگزار شود بهموازات شکست شیوه برگزاری کنکور دکتری 95، بیشک این طرح نیز با شکست مواجه خواهد شد. دلایل ان را می توان در سه بخش عمده تقسیم بندی نمود: بخش اول: طرح برگزاری کنکور 1402 و به بعد آن براساس دو بخش سوابق تحصیلی به ارزش 60 درصد و کنکور با ارزش 40 درصد است. مبنای سوابق تحصیلی دروس عمومی دبیرستان و بهطور اخص دروس عمومی امتحان نهایی سال دوازدهم است. در سوابق تحصیلی دروس تخصصی وزن و جایگاهی ندارند. این امر موجب میشود که در طول سال تحصیلی در دبیرستان دروس اختصاصی از سوی دانش آموزان و احیانا والدین و معلمین جدی گرفته نشود؛ چراکه
آینده رشته تحصیلی دانشگاهی دانش آموزان بر مبنای دروس عمومی است. لذا این مهم باعث میشود که یادگیری مفهومی و معنادار جلوه و وزن خاصی در دوران تحصیلی نداشته باشد. ازسوی دیگر، این دروس مبنا و اساس رشتههای تحصیلی دانشگاهی و بالنتیجه آینده شخص و آینده علمی کشور را شامل میشوند. مضافا؛ دروس تخصصی دارای وزن 40 درصدی خواهند بود که مواد امتحانی کنکور هستند. برای نتیجه بهتر در کنکور و آینده تحصیلی و شغلی دانش آموزان سعی میکنند که مهارتها و شیوههای پاسخگویی این دروس را بهصورت تستی و در نتیجه کوچینگ بیاموزند. لذا در این بخش هم از میزان یادگیری مفهومی و معنادار این دروس کاهسته شده و بالنتیجه اینده علمی کشور را به مخاطره میاندازد. بخش دوم: دراین بخش چند نکته و شاخص حائز اهمیت است.
1 - از مهــم ترین مولفــههای هر امتحــان و آزمــون میــزان پایایی(Reliability) و روایی (Validity) آن است. در یک آزمون پایا، نمره آزمون دهنده در دفعات متعدد تغییر خاصی پیدا نمیکند. روایی عبارت است از درجهای که آزمون یا اندازهگیری به مقدار واقعی نزدیک است. امتحانات تشریحی نسبت به آزمونهای تستی عینی و استاندارد دارای پایایی و روایی، اعتبار کمتری هستند. افزون بر این در مورد آزمونهای تشریحی مساله دیگر مرتبط با پایایی آزمون، «پایایی مصحح (inter-rater reliability)» است که نداشتن پایایی مناسب مصحح میتواند آزمون را از پایایی خارج نماید. باید توجه داشت طبق شاخصهای آزمون سازی، پایایی مصحح برای آزمونهای با چند مصحح یکسان برای کل برگه مورد تصحیح یک درس است و این نمرات باید درسطح کشور مورد مقایسه و رتبه گذاری قرار گیرند اما آنچه که بیشتر آزمونهای امتحان نهایی را دچار مشکل میکند همین پایایی مصححها هستند که در هر شهر متفاوت هستند.
2 - سطح ســوالات و درجه دشواری سوالات ( item difficulty) آزمونهای مدرسه بهخصوص امنحانات نهایی-همانطورکه هرساله مشاهده میشود -براساس اصول علمی نیست و تابع مقتضیات، مصالح، شرایط و میزان برخورداری مناطق و استانها است. برای مثال، اعتراضات دانش آموزان نسبت به سطح دشواری سوالات، حوادث اجتماعی و غیرمترقبه در یک سال، بهطور جدی بر سطح دشواری و شیوه امتحان نهایی سال بعد اثر میگذارد و در همان سال نیز ممکن است ملاحظاتی نیز صورت پذیرد. این امر بر میزان تمییز دادن سوالات و آزمونها
(item discrimination) بسیار اثر منفی میگذارد و از درجه و میزان جداسازی آزمون دهندگان براساس توانمندی شان میکاهد و مهم اینکه نتایج حاصله از این آزمونها باید برای مقایسه و رتبه بندی آزمون دهندگان در معیاری مبتنی بر نورم (norm-referenced) مورد استفاده قرار گیرد. از سوی دیگر این روند بر «توزیع نرمال نمرات» اثر گذاشته و آنرا بهسمت «توزیع نامتقارن و نامتوازن (skewed distribution)» سوق میدهد.
3 -این طرح بر همبستگی نمرات هر دانش آموز با دانش آموز دیگر و بهویژه برای دانش آموزانی که با نتایج یک سال کنکور بخواهند با داوطبین کنکور سال بعد رقابت کنند اثرات منفی جدی خواهد گذاشت.
بخش سوم: هر کدام از بخش های 60 درصد سوابق تحصیلی و 40 درصد کنکور یا دوبار کنکور دادن و اعتبار دوساله سوابق موجبات دغدغه، استرس و هزینه های مادی، انرژی و زمانی بر دانش آموز و خانوادهاش و با نتیجه بر کشور ایجاد مینماید. توجه نمایید که کنکور صرفا برای 15 درصد از رشته های خاص دانشگاهی است. اما با طرح کنکور 1402 که بزرگواران تصمیم ساز و تصمیم گیران را تنشزا مینامند موجبات تنش، دغدغه و استرس و هزینههای مالی را بیش از پیش افزوده و بازار کلاسهای خصوصی در هر بخش داغتر از گذشته نموده و ممکن است مافیای جدیدی را هم تولید نماید. نکته آخر اینکه، بیشک اگر در تصمیمات فوق که مبتنی بر تعیین سرنوشت بچههای آیندهساز و آینده علمی کشوراست. نظرات متخصصان آموزش و بهخصوص سنجش و ارزیابی در کنار نظرات مسئولان اداری و سازمانی مربوط لحاظ شود، نتیجه بهتر و علمیتری برای آرامش داوطلبین کنکور و خانوادههایشان و در نهایت برای آینده علمی و آموزشی کشور رقم خواهد خورد و از میزان تنش و استرس و هزینه های متعدد در جوانب مختلف بر دوش، دانش اموزان، خانوادهها و دولت میکاهد.