بعد از هفتهها اما و اگر طیفهای مختلف جامعه و گروهها و احزاب سیاسی، سرانجام انتخابات ریاستجمهوری برگزار شد و حال رئیسجمهوری منتخب میتواند 45 روز بعد از اعلام نتایج، زمام امور کشور را به دست گیرد. هر چند در عرصه داخلی اولویتهای مختلفی پیشروی دولت قرار دارد که یادگار و حاصل مشکلات ساختاری کشور طی دهههای متمادی است و از بین آنها میتوان به مواردی همچون سامان دادن به اقتصاد، مقابله با فقر، تبعیض و بیعدالتی، مهار اپیدمی کرونا و توسعه واکسیناسیون، توسعه فرهنگی، آزادیهای سیاسی و اجتماعی، رفع تبعیضهای جنسیتی، اعتلای فرهنگ ایرانی- اسلامی و مباحثی از این دست اشاره کرد. اما بهواسطه شرایط منطقهای و بینالمللی خاص کشور، رویکرد سیاست خارجی دولت جدید نیز بسیار مهم و حائز اهمیت است. در مقطع کنونی ایران در عرصه بینالمللی با دولت جدیدی در آمریکا مواجه است که میکوشد ضمن تلاش برای تداوم فشارها و تحریمهای دوران ریاستجمهوری ترامپ بر کشورمان، برجام را نیز به نحوی احیا کند و به جمع کشورهای مانده در این توافق بینالمللی برگردد. از سوی دیگر در عرصه منطقهای نیز تنش و اختلافنظر با کشورهای عربی حوزه خلیجفارس، حضور رژیم صهیونیستی در این منطقه و باز شدن باب مناسبات دیپلماتیک آن با برخی کشورهای عربی و خروج آمریکا از افغانستان و امکان ظهور مجدد طالبان مهمترین چالشهای سیاست خارجی ایران را در مقطع کنونی شکل میدهند. هر چند بر اساس اعلامنظر مقامات دیپلماتیک کشورمان، فرآیند بازگشت آمریکا به برجام و رفع تحریمهای کشور مراحل نهایی خود را طی میکند و احتمالا پرونده آن در دولت دوازدهم بسته میشود، اما سابقه کار با دولت آمریکا و کشورهای اروپایی نشان داده حتی دستیابی به توافق نیز به معنای پایان خصومتها و سنگاندازیهای طرف مقابل نخواهد بود و از این رو دولت سیزدهم نیز به احتمال زیاد با ابعادی از این پرونده مواجه خواهد شد و باید بکوشد از نظر حقوقی و سیاسی آمادگی لازم را برای مواجهه با آن داشته باشد. از سوی دیگر تعامل با روسیه و چین و استفاده از اختلاف و شکافهای موجود بین آنها و آمریکا برای پیشبرد منافع ملی نیز از دیگر اولویتهای کشور در عرصه بینالمللی خواهد بود. در عرصه منطقهای نیز اولویت دولت جدید باید حل اختلاف با دولتهای عرب و مسلمان حوزه خلیجفارس باشد؛ دولت دوازدهم با ارائه «طرح صلح هرمز» و فرستادن پیامهای دوستانه و امنیتساز متعدد، تلاش کرده نگرش خصمانه دولتهای این منطقه را تغییر دهد و آنها را به سمت تشکیل یک سیستم امنیتی درونگرا فارغ از مداخلات قدرتهای بیگانه سوق دهد. روسیه نیز با ارائه طرحی به شورای امنیت گامهای مشابهی در همین زمینه برداشته است؛ اما وابستگی دولتهای عرب حوزه خلیجفارس به آمریکا و البته باز شدن پای اسرائیل به این منطقه استراتژیک تاکنون مانع به نتیجه رسیدن تلاشها در این زمینه شده است. بنابراین گام نخست دولت سیزدهم باید تلاش برای رفع عوامل و موانع زیربنایی بهبود روابط ایران و کشورهای عربی حوزه خلیجفارس باشد. مذاکره با دولت افغانستان و طالبان و تلاش برای سوق دادن آنها به سمت یک حکومت چندحزبی، که در آن همه اقوام و گروههای سیاسی سهم متناسب خود را داشته باشند و بتوانند با توافق یکدیگر به سمت امنیت و ثبات افغانستان گام بردارند، از دیگر اولویتهای مهم دولت سیزدهم در عرصه سیاست منطقهای است. بیشک چنانکه بعد از خروج کامل نیروهای آمریکایی، سناریوی سقوط دولت رسمی و شکلگیری جنگ و آشوب یا سناریوی حکومت مطلق طالبان در افغانستان اتفاق بیفتد، تهدیدات امنیتی جدی برای جمهوری اسلامی ایران ایجاد میشود که ناامنی مرزها، به خطر افتادن جان دیپلماتها و شهروندان ایرانی ساکن در افغانستان و نیز افزایش دوباره موج مهاجران افغان به ایران بخشی از آنها خواهند بود. بر این اساس دولت منتخب در ایران باید بکوشد با رویکردی فراجناحی و دور از رقابتها و کشمکشهای سیاسی و درونگروهی، که بیشترین آسیب را به تأمین منافع ملی میزند، نقشه راهی برای مقابله با چالشها و تهدیدات بینالمللی و منطقهای طراحی و تدوین کند و برای برخورد کنشی با آنها آماده باشد. از سوی دیگر برخورد حذفی، نادیدهگرفتن تلاشها و دستاوردهای کادر سیاست خارجی در دولت پیشین (دوازدهم) و تلاش برای طرد و جابهجایی گسترده نیروها از اشتباهات اساسی است که انتظار میرود در دولت سیزدهم شاهد آن نباشیم و به جای آن اصل را بر شایستهسالاری، تخصص و تعهد افراد برای خدمت به کشور، تأمین منافع و امنیت ملی قرار دهیم.