انتظار عمومی این است که هم برجام به یک سرانجام برسد و هم عوارض کرونا کمتر شود و هر دوی اینها منجر به این شود که روابط تجاری ایران به روال عادی برگردد. عادی شدن صادرات و واردات کشور حتما تاثیرگذار بر روی عرضه ارز خواهد بود. گرچه اگر روابط تجاری و بخش بازرگانی کشور به حال عادی برگردد صرفا این نیست که عرضه ارز تقویت شود بلکه در سمت تقاضا، تقاضای ارز هم تقویت خواهد شد. بنابراین نکته مهم این است که سیاست ارزی به گونهای تدوین و اتخاذ گردد که قیمت ارز واقعی شود. واقعی شدن قیمت ارز هم زمینههای رانت را از بین میبرد و هم یک علامت صحیح به بخش واقعی اقتصاد میدهد که تولیدکنندگان چه کالاهایی تولید کنند و چه کالاهایی اقتصادی است که تولید شود یا اینکه چه کالاهایی باید تولید شوند تا زمینه صادرات آنها فراهم باشد. بنابراین با توجه به نکاتی که ذکر شد، انتخاب آن سیاست ارزی درست میتواند راهبرد درست باشد. چه پیشبینیهای که در ابتدا شد یعنی کاهش عوارض کرونا یا احیای برجام انجام بشود یا نشود اینکه ما سیاست ارزیای اتخاذ کنیم که نتیجهاش یکسانسازی نرخ ارز شود میتواند هم به حفظ ذخایر ارزی بانک مرکزی کمک کند و هم به بخش
تولید یا بخش واقعی اقتصاد علامت درستی بدهد که تولید اقتصادی شود. دو نکته مهم اثرگذار در بازار ارز است یک نقطه شاخصهای کل پولی است که برآیند شاخص کل پولی در نرخ تورم است. نمیشود اقتصاد تورم دو رقمی داشته و انتظار داشته باشد که بازار ارز ثبات پیدا کند؛ نکته دوم اینکه نمی شود با رشد دو رقمی نقدینگی انتظار ثبات نرخ تورم داشت؛ نکته سوم هم اینکه نمیتوان با اختلال در عرضه ارز انتظار ثبات در بازار ارز را داشت. اینها یک بسته سیاست اقتصادی که سه سرفصل آن را بیان کردم؛ طبیعتا موضوعات دیگر هم در این موضوع وجود دارد. اقتصاد تک بعدی نیست که بگوییم مثلا ما میخواهم نرخ ارز را ثابت نگه داریم. برای اینکه نرخ ارز را ثابت نگه داریم قبل از آن باید کنترل رشد نقدینگی و قبل از آن تورم را به زیر ۵ درصد برسانیم و قبل از آن باید اخلال در نظام عرضه یا بخش بازرگانی برطرف شود. مجموعه این سیاستها است که باید مورد توجه قرار گیرد.