به نظر میرسد که در ایران سنتی وجود دارد که روسای جمهور خود را مستقل اعلام میکنند و میگویند ما به هیچ حزب، گروه و دستهای وابسته نیستیم. سپس یک گام هم جلوتر آمده و میگویند که چون ما مستقل بوده و فقط به مردم وابسته هستیم بنا براین خود را مدیون هیچ حزب و گروه و تشکیلات و دستهای نمیدانیم و در انتخاب وزرا به جای وابستگیَهای قومی، قبیلهای و سیاسی فقط و فقط به شایستگیها توجه میکنیم. آقایرئیسی نیز از این قاعده کلی مستثنی نیست و اعلام نمودند که مستقل هستند. گویی همین دیروز بود که آقای احمدینژاد هم بعد از پیروزی دقیقا با تاکید بر همین امر گفت که من به هیچ گروه، حزب و دستهای وابسته نبوده و ملاکم برای گزینش وزرای دولتم انقلابی بودن و... میباشد. آقای روحانی نیز دقیقا همین را گفت. هنوز چند هفته از پیروزی حسن روحانی در انتخابات 29 اردیبهشت96 نگذشته بود که آقای محمودواعظی گفت؛ دولت آقای روحانی به هیچ گروه و دستهای وامدار نمیباشد. حال نیز همین حرف تکرار میشود. البته همه روسای جمهور حرفشان درست است، چون اساسا ما در ایران احزاب و تشکلهای سیاسی جدی که مستقل از حکومت باشند، نداریم. بنابر این از یک جهت آقایان احمدینژاد، روحانی و رئیسی درست میگویند،چون به هیچ حزب سیاسی وابسته نبوده و نیستند. اما واقعیت آن است که اگر نگاهی نزدیک به ستاد انتخاباتی بیندازیم واضح است که حضور طرفداران و کسانی که با آقای احمدینژاد کار میکردند در ستادهای آقای رئیسی هم بعضا دیده شدند. درست است که آقای رئیسی میگوید من مستقل هستم و وامدار هیچ حزب، گروه و جریانی نیستم. واقعیت مطلب آن است که در حقیقت اصولگرایان تندرو، جبهه پایداری و طرفد اران اقای احمدینژاد دنبال سهم خواهی هستند. آقای رئیسی باید این موضوع مدیریت کند و در عمل نشان دهد وامدار هیچ جریان سیاسی نیست و ملاک و معیار برای انتخاب وزرا و مسئولان صرفا شایسته سالاری است. البته اگر شایسته سالاری در چند دهه گذشته ملاک اصلی بود، به این وصعیت ناگوار گرفتار نمیشدیم. اگر شایسته سالاری، تجربه، علم و دانش و این صفات ملاک و معیار و دقیق رعایت میشد یقینا عملکرد دولت آقای احمدینژاد و آقای روحانی خیلی بهتر بود. نکته اینکه هیچ کس نمیتواند و اساسا نباید آقای رئیسی را مورد پیشداوری قرار داد.