بستن
کد خبر: ۱۰۱۶۸۴۶

گره کور موانع کجاست؟

گره کور موانع کجاست؟
نعمت احمدی حقوقدان

ادامه از صفحه یک / دیکتاتوری رضاشاهی، که بعضا با تاسف شادی روح او را ناشیانه می‌خواهند، دولتی بود که اگر می‌خواستید فرضا از تهران به نزدیکترین شهر مثلا همین قم مسافرت کنید، سخت‌تر از اخذ ویزا برای مسافرت به فلان کشور بود و باید از تامینات و شهربانی مجوز می‌گرفتید یا با ورود رادیو اگر می‌خواستید در منزل رادیو داشته باشید باید ابتدا به اداره تامینات مراجعه کرده و درخواستی مبنی‌بر داشتن رادیو در منزل پر می‌کردید و این درخواست تسلیم اداره تامینات می‌شد تا بعد از بررسی اداره تامینات اگر تشخیص می‌دادند صلاحیت داشتن رادیو را دارید، به نمایندگی فروش رادیو معرفی می‌شدید و با پرداخت وجه رادیو به فروشگاه و تحویل رادیو مستقیما رادیو را به اداره تامینات تحویل می‌دادید. نمی‌دانیم اداره تامینات چه دخل و تصرفی در رادیو می‌کرد و آنگاه رادیو تحویل شما می‌شد. جالب است هر زمان که فرد یا افرادی غیر از شما به منز‌لتان که رادیو داشتید، وارد شده و از اخبار و برنامه‌های رادیو استفاده می‌کردند، با ذکر و نام نشان و زمان استفاده از رادیو، اداره تامینات را باید در جریان قرار می‌دادید. آنچنان تسمه از گُرده مردم کشیده شد وقتی رضاشاه که استعفا داده بود یا بهتر است بگویم معزول شده بود، تحت‌الحفظ از مرکز تا بندرعباس برای تبعید ناخواسته اعزام شد، یک نفر یا یک صدای مخالفت از مردمی که به هرحال امنیت و تشکیل دولت مرکزی باثبات و ساختار اداری مدرن را در ایامه او دیده بودند، برنخاست. نه رضاشاه موانع را به درستی تشخیص داده، نه مردمی که به گفته سیاحی خارجی وقتی رضاشاه آمد جز تراخم، کچلی و قحطی و مرگ و میر سرمایه‌ای نداشته‌اند. وقتی بعد از 16 سال شاهی او را معزول کردند، به ظاهر بسیاری از موانع رشد و تکامل جامعه را مدعی بود که از پیش پای ملت برداشته است. اما موانع اصلی را نه او و نه مردم زمانه‌اش شناخته بودند. محمدرضاشاه هم که در سوئیس درس خوانده و زبان‌دان تربیت‌شده فرنگ بود هم موانع را نشناخت و با ملی شدن صنعت نفت به همت مرحوم دکتر محمد مصدق و تحصیل درآمد از فروش نفت و رونق اقتصادی در کشور باز هم کسی موانع را نشناخت. برنامه رفرمیستی دیکته شده اصلاحات ارضی و القای رژیم ارباب و رعیتی، که مالکین صاحب زمین را به طبقه جدید خرده‌بورژوا تبدیل کرده و خیل عظیم زارعان را به ظاهر صاحب آب و زمین کرده بود، نه‌تنها این موانع را برطرف نکرد بلکه بر موانع موجود افزود. اگر تا اصلاحات ارضی تناسب جمعیت روستا به شهرنشینی 20 به 80 بود، با این رفرم به ظاهر اصلاحی، تناسب جمعیت روستایی و شهری در کمتر از دو دهه، به 50-50 رسید و خیل عظیم روستاییان کوچیده به شهرها زندگی حاشیه‌نشینی در حلبی‌آبادها را بر ماندن در روستا که دچار بیماری مزمن بیکای شده بود، ترجیح دادند. باز هم کسی موانع را نشناخت. یکی از دولتمردان رژیم سابق قولی از شاه را در ایام انقلاب نقل می‌کند که می‌گفت کشتی کشتی اجناس از خارج وارد کردند و در بنادر پهلو گرفتند. شهرها از تلالوی نور چراغ‌های نئون مثل روز روشن هستند. جاده‌ها در تسخیر ماشین‌های سواری‌اند. ساختمان‌های نوساز در گوشه و کنار سر برآورده‌اند. مگر این مردم چه می‌خواهند؟ معلوم است رژیم سابق هم موانع را نشناخته بود. با انقلاب اسلامی و تحرک نیروهای انقلابی در حرکتی جهادی، چهره کشور خصوصا مناطق دورافتاده به کلی دگرگون شد. شبکه‌های برق و آب و تلفن و بعدا گاز سرتاسر کشور را فرا گرفت. برای اولین بار صحبت از انتخابات شد. قانون اساسی جدید تصویب شد. مردم نمایندگان خود را انتخاب کردند. سیاست وارد خانه‌ها شد. صحبت از هرچه بود، رنگ سیاست به خود گرفت اما جنگ شد. جبهه‌ها از نیروهای مردمی پر شد. همه آمده بودند تا نگذارند کبوتر صلح را در هیاهوی جنگ سر ببرند. جنگ را سرافرازانه به پایان بردیم و سازندگی شروع شد. دولت اصلاحات آمد؛ دولتی که خوش درخشید. اما نتوانست مانع اصلی؛ یعنی یکی‌شدن همه نیروها را کلید بزند. نمی‌دانم علت چیست که نمی‌توانیم موانع را شناسایی کنیم و ریشه آنها را بخشکانیم. دولت‌ها یکی پس از دیگری می‌آیند و می‌روند و دولتی تازه بعد از 28 خرداد سر کار می‌آید. به‌راستی نمی‌دانم مانع چیست؟ همه وجودم دنبال موانع و رفع آن است. بر این باورم همه دولت‌های بعد از انقلاب، دغدغه پیداکردن موانع و بالطبع رفع آنها را داشته‌اند. اما گره کور موانع کجاست؟ چرا هر دولتی با استقبال عمومی شروع می‌شود اما نمی‌تواند کلید گمشده قفل موانع را پیدا کند و شوربختانه بعد از مدتی اقبال عمومی ر از دست می‌دهد. از دولت آیت‌ا... هاشمی‌رفسنجانی تا دولت تدبیر و امید دکتر روحانی بیش از سه دهه همه دولتمردان از موانع گفته‌اند و ضرورتا جملگی دنبال رفع موانع بوده‌اند. دریغ و درد با همه جدیتی که داشته‌اند، موانع ناشناس مانده‌اند و برانبوه مصائب ناشی از عدم‌شناخت موانع افزوده شده است. انتخابات دوره سیزدهم ریاست‌جمهوری و فعالیت انتخاباتی کاندیداهای احراز صلاحیت شده که در حلقه خودی می‌گنجند آئینه تمام‌نمای حضور موانع پیش‌روی دولت‌های گذشته را در مناظره‌های انتخاباتی بیان کرده‌اند. اما با تاسف هیچ یک از کاندیداها موانع را تعریف نکرده و لابد تاکنون کلیدواژه موانع را پیدا نکرده‌اند. کاش رئیس دولت سیزدهم که بعد از انتخابات 28 خرداد معلوم شده است به جای هر کاری، با تشکیل کارگروه‌ها، در رشته‌های مختلف اول به دنبال شناخت موانع برود؛ غولی که در42 سال گذشته در تاریکخانه مشکلات خود را پنهان کرده و با عدم شناخت از او، دولت‌های سابق نتوانسته‌اند نوری بر تاریکخانه موانع بتابانند. از دولت سیزدهم هم توقع می‌رود از همه مدیریت‌ها استفاده کند نه مانند دولت‌های بعد از مشروطه که از انتقال مدیریت جلوگیری به عمل آورده‌اند و در دایره خودی گرفتار و به درد بی‌مدیری خو کرده‌اند تا غول موانع بزرگ و بزرگ‌تر شود. میلیون‌ها تحصیلکرده دانشگاهی، هزاران هزار مدیر تجربه اندوخته و انبوه مردمی که حاضرند مجدانه در رفع موانع دولت را یاری کنند، کاندیداها در دوره فعالیت انتخاباتی از فساد و سوءمدیریت و بی‌برنامگی در اداره کشور گفته‌اند؛ بی‌برنامگی‌ای که سفره خانواده‌ها را تنگ و تنگ‌تر کرده اما از موانع نگفته‌اند که باعث تنگی معیشت و سوءمدیریت شده است. همه از بردن ماهی سر سفره بیکاران یاد کرده‌اند. یکی از پرداخت فلان مقدار یارانه گفت و دیگری از پرداخت فلان مبلغ به جوانان یاد کرد. همه از بردن ماهی سر سفره گفته‌اند که گرسنگی را موقتا درمان کنند اما کسی از ماهیگیری یاد نکرده است. پرواضح است از خزانه ملی می‌توان چند صباحی ماهی سر سفره گرسنگان برد. خزانه‌ای که اگر دخل و خرجش را حداقل برابر نکنیم، به سالی دجله را هم به خشک رودی تبدیل خواهد کرد. نگارنده براین باورم دولت جدید می‌تواند و باید دنبال پیداکردن موانع باشد تا با حرکتی جمعی به رفع آن بپردازد؛ والا با نسخه‌های تکراری و تکراری نه‌تنها موانع را برطرف نخواهیم کرد بلکه همانند دیگر دولت‌ها بعد از چند ماه با تاسف به‌روزمرگی گرفتار شده و بر جمع موانع می‌افزاییم. وقتی همه کاندیداها از تب بالای تن تب‌دار کشور یاد کرده‌اند، پس کشور تب دارد. باید دنبال علت تب بود. باید موانع را شناخت و تا موانع را نشناسیم، با هر صداقتی که داشته باشیم گره‌های تازه بر موانع سابق افزوده خواهد شد و با تاسف عمر دولت‌ها هم به پایان خواهد رسید اما صندوقچه موانع کماکان در پستوی ناتوانی پنهان خواهد ماند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی