جولان کودکان کار در خیابانها و کارگاههای زیر زمینی، یکی از مصائب چند دهه اخیر در کشور ماست که هیچ وقت بهصورت منطقی و گرهگشا با این آسیب برخورد جدی صورت نگرفته است. یک روز آنها را دستگیر میکنند و روز دیگر آنها جذب میشوند. مدیرکل سازمان بهزیستی استان تهران از جذب ۹۲۰ کودک کار و خیابان خبر داد و گفته که «از این تعداد ۸۵۰ نفر از اتباع و ۱۲۰ نفر ایرانی هستند و با اداره کل اتباع در خصوص آنها صحبت شده است» در این میان این کودکانی که حق تحصیل یا بیمه ندارند و با وجود آنکه به صورت قاچاق وارد کشور میشوند، اما پناهنده به حساب نمیآیند. در این میان آماری از تعداد کودکانی که از افغانستان یا پاکستان به کشور ما میآیند، وجود ندارد و کسی نمیداند، آنها چند نفر هستند و آیا آنها شب به خانههای خود باز میگردند یا خیر؟ اما آنچه که مسلم است، راه مقابله با باندهای قاچاق کودک، دستگیری یا جذب کودکان قاچاق شده نیست، دستهبندی فعلی کودکانکار با واقعیت اجتماعی روز جامعه متفاوت است و در واقعیت تعداد باندهای مافیایی در رابطه با بحث کودکان کار بسیار معدود است. تعداد این باندها به میزانی معدود است که نمیتوان کودکان را داخل این باندها تلقی کرد و بیشتر کودکان کار به دلیل مشکلات اقتصادی زندگی تن به کار میدهند که فقر در آن بیداد میکند. حتی اگر این کودکان عضو یک باند باشند راهحل مواجهه با این باندها جمعآوری کودکان نیست و باید باندهای مافیایی را مورد پیگرد قانونی قرار داد. آیا با جمع کردن و جلب کودکان جلو باندها و پدیده قاچاق کودک گرفته میشود؟ این راه مبارزه تا چه اندازهای درست و اصولی است؟ تفکر جامعه نسبت به موضوع کودکان کار به تفکر مسئولان نزدیک نیست. اگر باند قاچاق کودک وجود دارد راه درست مبارزه با قاچاقچی است، نه فرد قاچاقشده. کودکان تابع کشور افغانستان از نظر قانونی پناهنده کشور محسوب میشوند. ایران در قبال این پناهندگان دو راهکار پیشرو دارد، از ورود پناهندگان از مرز جلوگیری کند یا آنکه این کودکان را پناهنده در نظر بگیرد. راهحل کنونی با پیماننامه جهانی حقوق کودک و قوانین حقوق پناهندگان مطابق نیست. حتی اگر مسئولان این کودکان را پناهنده محسوب نکنند نیز راهحل این معضل، جذب یا همانطور که در سالهای گذشته شاهد بودیم، دستگیری این کودکان نیست. با دستگیری این کودکان هیچگونه اتفاق مثبتی رخ نمیدهد؛ مساله قاچاق و باندهایمافیایی کار کودک حل نمیشود و مشکلات کودکان اتباعبیگانه و پناهنده نیز به قوت خود باقی میماند. این کودکان اجازه ورود به کشور مییابند، اما از هیچگونه حقوق اجتماعی مانند بیمه، حق تحصیل و ... بهرهمند نیستند. آنها به ناچار و به منظور فراهم آوردن حداقل امکانات زیستی مانند تامین خوراک کار کرده و به کودکان کار تبدیل میشوند و این موضوع اجتنابناپذیر است.