ادامه از صفحه اول/ عامل بدبختی کشور حالا در شمایل ناجی مغرورانه سینه دریاها را شکافته و درساحل طوفانی ایران انقلابزده لنگر انداخته است. اما شیرینی دعوت از او هنوز در کامش خشک ننشسته بود که به تیر غیب عباس آقای صراف تبریزی جلوی ساختمان بهارستان که خانه ملت لقب گرفته بود، گرفتار آمد. انقلاب به بلوا بدل شد و هر گوشه انا ولاغیری بلند شد. اتفاقا دولتهای روسیه و انگلیس که مسبب همه بدبختیها بودهاند و دولت در حال انتظار ایران را مناسبترین دولت برای اداره کشور بدون پیشرفت میدانستهاند، در گیرودار جنگ اول ایران را مابین خود تقسیم کردهاند. انقلاب بلشویکی روسیه اما راه نجات مقطعی ایران شده است. با شعر «بلشویک است خضر راه نجات، بر محمد و آل او صلوات» ریسمان از گلوی ما با انقلاب روسیه موقتا برداشته شد. اما کسی نبود که موانع را بشناسد و مدتی نگذشت که دچار دیکتاتوری رضاشاهی شدیم. اگر در همان تاریخ بودند اندیشمندانی که موانع را میشناختند، به یقین اوراق تاریخ ایران بعد از مشروطه اینگونه در دفتر ایام شیرازه نمیخورد.