در انتخابات ۱۴۰۰ حامیان تحریم انتخابات باختند، چون حتی در شرایط کرونا مشارکت در انتخابات و رای رئيسی در حد قابلقبولی بود (و حتی بدون رای اعتراضی هم در حد قابلقبولی میماند). نتیجه این انتخابات بیش از گذشته به حامیان اصلاحاتِ خشونتپرهیز و قانونی یادآور میشود: بدون اصلاحات نهادی (از همه مهمتر وسیع پایهشدن احزابی که در شناسایی و نمایندگی مطالبات گروههای بزرگ و متکثر اجتماعی توانا شوند) که سالها زحمت و زمان میبرد نمیتوان انتظار تقویت پایگاه اجتماعی داشت و قدرت کافی حتی برای اصلاحات بوروکراتمحور و اصلاحات ساختاری هم ایجاد نمیشود. بدون دادخواهتر شدن گفتمان اصلاحطلبی و توجه توامان به عدالت و دموکراسی پایگاه اجتماعی بزرگ و با ثباتی برای این جبهه ساخته نمیشود. اگر برای گرفتن نمایندگی گروههای اجتماعی و سازماندهی مویرگی و ارتباط با نمایندگان و نهادهای نمایندگی این گروهها و پاسخ به مطالباتشان از سالها قبل از انتخابات تلاش کافی نشود، نهتنها این گروهها در انتخابات حمایتشان نمیکنند، بلکه در این انتخابات میتوانند حامی رقبای اصلاحطلبان شوند و رای رقبا را بیفزایند. برای ساختن نامزدهای اصلاحطلب،
دموکراسیخواه و عدالتجویی که توانایی توفیق در انتخابات داشته باشد باید از سالها قبل و بدونابهام راهبردی حضور انتخاباتی را جدی گرفت و برایش برنامهریزی و تلاش کرد. چند روز، چند هفته یا حتی چند ماه کافی نیست. نتیجه این انتخابات حصول سالها کمکاری در «اصلاحات در اصلاحات»، «اصلاحات نهادی» و ضعف «دادخواهی» در جبهه اصلاحطلبان هم هست. باید برای توانمندسازی اصلاحاتِ دادخواه سالها کار ریشهای کرد و نهاد و نیرو و گفتمان ساخت. از همین امروز. سرمایههای اندکِ ساختهشده در همین انتخابات را هم میتوان توشهای اولیه برای راه دشوار پیشرو کرد: همین سه میلیون ایرانی که در همین شرایط سرد و سخت و بعد از چند سال جنگ تحریمیِ شدید به نامزد نزدیکتر به اصلاحطلبان رای دادند و از تکاپو برای صیانت فعال از جمهوریت و روزنهگشایی مصلحانه دست نکشیدند. همین هزاران اصلاحطلبی که در همین شرایط سرد و سخت در انتخابات مقدماتی برای انتخابات ریاستجمهور شرکت کردند و باید رشد کنند و نقش بیشتری در تصمیمات و انتخاب کادر رهبری اصلاحطلبان ایفا کنند. همین برنامههای سنجشپذیر دموکراسیخواهانه، عدالتجویانه و توسعهگرایانهای که جبهه
اصلاحات در دولت سیزدهم منتشر کرد و میتواند مبنایی اولیه برای مطالبهگری از دولت آینده شود. این توشهها ولی کافی نیست. نیروهای اصلاحجو نیازمند نقد خود، بازاندیشی و تجدید قوا برای بازسازی و نوسازیهای عمیق تشکیلاتی و گفتمانی در سالهای پیشرو هستند؛ اگر میخواهند توان کافی برای افقگشاییِ مصلحانه و بسط موثر دموکراسی، عدالت، آزادی و توسعه را در ایران بیابند. نتایج این انتخابات اصلاحات را هم دشوارتر کرد و هم ضروریتر.