وقتی برخی افراد بهویژه نامزدهای انتخابات ریاستجمهوری وعده میدهند و آن وعده عملی و حادث نمیشود، مانند زلزلهای عمل میکند که جامعه را دربرمیگیرد. هر اندازه شدت و ریشتر این زلزله بیشتر باشد، خرابی آن دوچندان خواهد بود و معمولا افرادی که در هر چهار زمینه فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی ناتوان هستند بیش از همگان ضربه میخورند و بقیه افراد هم در یک بعد بیشتر و در بعدی دیگر کمتر دچار آسیب میشوند. گسترش آسیبهای اجتماعی از جمله طلاقهای عاطفی، پرخاشگری، شکاف بیننسلی و رشد منفعتطلبی و خودکشی و فاصله بین والدین و فرزندان از جمله موارد پیدا و پنهان زلزله وعدههای توخالی و غیرعملی است. انداختن بار بیش از توان تحمل بر دوش کسی، نوعی تکلیف مالایطاق محسوب میشود که باعث تخریب و زمین ماندن کار میشود. تهدید دانشآموزان و دانشجویان به درس خواندن توسط والدین نوعی از این تکلیف است که یا جواب عکس میدهد یا منجر به زمین گیر شدن آن تکلیف میشود. اعتماد عمومی پدیدهای است که نه یک شبه پدید میآید و نه یک شبه از بین میرود؛ بلکه یک معلول یا خروجی یا محصولی است که فرآیندی باید طی شود تا این خروجی به تولید اجتماعی برسد. در جامعه هم اعتماد زمانی پدید میآید که افراد احساس کنند که هستند و به بازی گرفته میشوند و دیگران آنها را میبینند، میشنوند و میپذیرند. در این شرایط است که شاهد حضور و مشارکت اجتماعی افراد خواهیم بود؛ اما در جامعهای که افراد به اسم خودی و غیرخودی دفع میشوند نمیتوان انتظار اعتماد و مشارکت داشت. به عبارتی نمیتوان در گوش فردی زد و از او انتظار اعتماد داشت. نظام فکری و معرفتی نباید دافعه یا خشم نسبت به دیگری داشته باشد.