اگر بنا باشد که اصولگرایان همه تا پایان در صحنه انتخابات بمانند، یک چالش بزرگی ایجاد خواهد شد، چراکه انتخابات ریاست جمهوری، انتخابات مجلس نیست و در نهایت یک نفر انتخاب خواهد شد. با این تفاسیر تنها راه موفقیت اصولگرایان اتحادشان است و راه دیگری جز این وجود ندارد، اما در مورد مطرح شدن عدم کنارهگیری برخی از کاندیداهای اصولگرا باید بگویم که شاید این موضوع خود یک تاکتیک باشد برای اینکه برخی تصور کنند که اصولگرایان به وحدت نمیرسند. با این حال باورم این است که در نهایت ما شاهد وحدت در این جناح خواهیم بود و اگر به این اتحاد نرسند، اصولگرایان در افکار عمومی و خانواده اصولگرایان زیر سوال خواهند رفت. به هرجهت آقایانی که کاندیدا هستند، قطعا افرادی هستند که به لحاظ بلوغ سیاسی در سطح بسیار خوبی قرار دارند و خودشان میدانند که اگر وحدتی شکل نگیرد تبعات خوبی را به همراه ندارد. با فرض بر اینکه آقایان از انتخابات کنارهگیری نکنند، مطمئنا تبعات بعد انتخابات اگر چالش برانگیز باشد، باید به افکار عمومی و افرادی که مدعی انقلابی بودن هستند، پاسخ دهند، اماباید یک کنارهگیری به نفع آقای رئیسی اتفاق بیفت. همچنین در این مناظرهها ایشان ثابت کرد که هم از ادب سیاسی برخوردار است و هم با متانت مسائل را مطرح میکند و در عین حال برنامههایش به شکلی است که مردم را توانسته است قانع کند که به ایشان رای دهند و این مناظرات دست کم این واقیت را ثابت کرد. علاوه بر این نتایج نظرسنجیها هم حاکی از ان است که تمایل مردم به سوی آقای رئیسی بیشتر است. با این حال اگر تاکید بر ماندن در انتخابات تاکتیک باشد این مهم پذیرفتنی است ولی اگر این افراد غرور و توهم داشته باشند که با این سطح از مناظرات میتوانند رئیس جمهور باشند و موجب شود که تا انتها بمانند، من بعید میدانم که بتوانند به موفقیت برسند، چراکه شانس رئیسی برای پیروزی در انتخابات بیشتر است. در پایان باید این نکته را بگویم که اگر بنا باشد که اصولگراها خودشان با هم رقابت کنند، این یک خودزنی است، چراکه دو نیرو اصلاحطلب در این صحنه هستند و آنها از این عدم کناره گیری استقبال میکنند و از این فرصت هم به نفع خود استفاده میکنند، اما اگر اصولگرایان اتحاد و انسجام را حفظ کنند، انتخابات به نقع آقای رئیسی به پایان میرسد.