آرمان ملی- حمید شجاعی: نگاهی به وعدههای کاندیداهای انتخابات ریاستجمهوری بهخوبی نشان میدهد کدام یک صرفا صحبت کرده و به قول معروف وعده سرخرمن میدهند، کدامیک با اطلاع و اشراف بر حوزههای مختلف کشور از واقعیتها سخن میگویند. قدرمسلم مردم تفاوت وعده یارانه 450 هزارتومانی محسن رضایی، یک میلیون و 250 هزارتومان برای کسانی که شغلی ندارند که وعده زاکانی است و وام ازدواج 500 میلیونی رئیسی را باور ندارند و صرفا آنها را گفتههایی صرفا انتخاباتی، نه عملیاتی میبینند. اما تشریح واقعیتهای جامعه و حل مسائل اقتصادی از راه آن، که توسط همتی مطرح شده است، بیشتر قرین واقعیت است. بر همین اساس جامعه باید بداند که نتیجه انتخابات از پیشتعیین نشده و رای آنها در تعیین رئیسجمهور آتی موثر و تعیینکننده است. لذا برای به محاق نرفتن جمهوریت و حاکم نشدن فضای بسته و حداقلی در کشور باید در انتخابات حاضر شده و به کاندیدایی رای دهند که در عمل به مطالبات مردم و آزادیهایشان پایبند است. مردم باید بدانند اگر انتخاب نکنند، حق خود را سلب کردهاند و به جایشان انتخاب میکنند؛ پس مشارکت در انتخابات امری ضروری است.
اهمیت رای مردم
کمتر از یک هفته تا برگزاری انتخابات مهم و حساس ریاستجمهوری سیزدهم باقی است و کاندیداها تمامی تلاش خود را میکنند که به هر نحوی شده جامعه و اقشار مختلف آن را برای حمایت از خود و رای دادن اقناع کنند. این در حالی است که بخش قابلتوجهی از مردم به واسطه نارضایتیهای اقتصادی، معیشتی، عدمتحقق وعدههای داده شده و رفع مطالباتشان عملا تمایلی برای حضور و مشارکت در انتخابات ندارند؛ چرا که فکر میکنند مشارکت یا عدممشارکتشان در نتیجه انتخابات و از آن مهمتر سرنوشت خودشان تاثیرگذار نخواهد بود و اساسا با رای دادن چیزی تغییر نخواهد کرد. البته شاید در نگاه اول این نوع رویکرد با توجه به شرایط ایجاد شده کمی درست به نظر برسد، اما پرسش اصلی اینجاست که اگر مشارکت نکنیم چه اتفاقی رخ خواهد داد؟ نگاهی به مقاطع انتخاباتی گذشته مثل خرداد 76 یا اردیبهشت 96 به وضوح نشان داده که هر زمان مردم حضور باشکوه و حداکثری را در انتخابات رقم زدهاند با روی کار آمدن کاندیدایی بعضا دگراندیش مطالباتشان در حوزههای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی تا حدی برآورده شده و به عبارتی آزادیهای مردم در حوزه اجتماعی، حریم خصوصی، فضای مجازی، حقوق شهروندی
و... محترم شمرده شده است. اما هر زمان مشارکت مردم حداقلی بوده است جریانات و افرادی روی کار آمدهاند که اساسا به مردم، آزادیها و مطالباتشان اعتقادی نداشتهاند و رای مردم را زینتی میشمردند. کسانی که به گسترش آزادی فضای تبادل اطلاعات، فضای مجازی و شبکههای اجتماعی و حقوق مردم، به خصوص بانوان که نیمی از جمعیت جامعه را تشکیل میدهند، اعتقادی نداشتهاند. لذا امروز نیز میتوان این مساله را مشاهده کرد که مجلس حداقلی با چه عملکردها و شعارهایی یک ساله گذشته را سپری کرده و برخی کاندیداهای جریان اصولگرا و تندرو در انتخابات نیز چگونه نظراتی در خصوص مردم، فضای مجازی ، آزادای زنان و جوانان و... دارند. البته به قول رئیسجمهور این روزها از قِبَل انتخابات همه موافق حضور زنان و جوانان در اجتماع، گسترش فضای مجازی و پهنای باند، مذاکره و... شدهاند؛ اما آنچه مسلم است اینکه برخی وعدهها باید به مطرحکنندگان آن بیاید. کسانی که پیش از این پیدرپی صحبت از فیلترینگ و مسدودسازی کردهاند، نمیتوانند در انتخابات از آزادی رسانههای مجازی و شبکههای اجتماعی صحبت کنند. لذا مردم باید ضمن مشارکت در انتخابات و رصد صحنه از کاندیدایی
حمایت کنند که صدایشان است و نمیخواهد جمهوریت به محاق فراموشی سپرده شود. مردم باید حتما متوجه این امر باشند که اگر رایشان مهم نبود این مقدار محدودیت و حذف برای کاندیداها ایجاد نمیشد، تا شرایط برای حضور و موفقیت احتمالی آنها فراهم شود. در نتیجه برخی جریانات پیروزی خود را در مشارکت حداقلی مردم میبینند اما حضور حداکثری مردم از طرفی میتواند این نقشه را خنثی و نقش بر آب کند و از طرف دیگر با حمایت از جمهوریت اجازه ندهد رویکردهای حداقلی 4 سال بر مقتدرات جامعه مسلط شود.
دغدغهمندی یا وعده انتخاباتی
با نگاهی به کاندیداهای موجود در انتخابات بهراحتی میتوان فهمید هر کسی با چه هدفی وارد عرصه شده و رقابت اصلی میان چه کسانی است. قدرمسلم برخی چهرههای اصولگرا مثل زاکانی، قاضیزادههاشمی و حتی جلیلی در مقام حمایت از رئیسی در انتخابات حاضر شدهاند و به اذعان بسیاری از تحلیلگران در نهایت به نفع وی کنار خواهند رفت تا احیانا در دولت وی جایگاهی داشته باشند. اما همتی، مهرعلیزاده، رئیسی و محسن رضایی برای ریاستجمهوری رقابت خواهند کرد. در این بین نیز رقابت اصلی میان رئیسی و همتی خواهد بود. نکته اینجاست که با توجه نوع نگرش و رویکرد این دو نفر نسبت به مسائل جامعه مثل فضای مجازی، فیلترینگ، آزادیهای اجتماعی، جوانان و زنان میتوان دریافت که کدام یک قائل به این مسائل هستند و در این حوزهها دغدغه دارند و کدامیک صرفا به چشم وعدههای انتخاباتی با آنها برخود میکنند. عبدالناصر همتی، کاندیدایی است که در حوزههای مختلف دغدغهمند است و همه حوزهها را از نگاه مادر مشکلات یعنی اقتصاد مینگرد. از این رو است که در مقام یک اقتصاددادن سامان بخشیدن به حوزههای مختلف را در حل مشکلات اقتصادی آن حوزه میبیند و میگوید: «شرایط
اقتصادی کشورمان مطلوب نیست و من فکر کردم اگر این روند را در بخشهای اقتصادی ادامه دهیم ممکن است نتایج بدتری رقم بخورد. اقشار مختلفی از مردم در تمام استانها گرفتار بیکاری و مشکلات معیشتی هستند، و رفاه و آسایش زندگیشان تحتتاثیر تحریمهای ظالمانه و فشارهای حداکثری دشمن قرار گرفته، بنابراین تغییر ریل اقتصاد کشور و بازنگری در نحوه نگرش به اداره جامعه جزو اولویتهای بنده است. بخشهای مختلف نباید در زندگی اجتماع مردم دخالت کنند و به جوانان گیر بدهند. زنان کشور ما به عنوان ۵۰ درصد از جامعه باید هویت مستقل خودشان را پیدا کنند.» به نظر میرسد از آنجایی که به اذعان کارشناسان امروز برای برونرفت از شرایط فعلی کشور یک اقتصاددان میخواهد همتی گزینهای باشد که هم بتواند راه چارهای برای مشکلات اقتصادی کشور داشته باشد و از طرفی مطالبات مختلف مردم در حوزههای مختلف را تا حد امکان مرتفع سازد.
حمایت قاطع از همتی
یک عضو حزب کارگزاران، در رابطه با ضرورت حمایت از کاندیدا اصلاحطلب در لیست فعلی احراز صلاحیتشدگان در انتخابات آتی اظهار کرد: در این دوره به دلیل سیاستهای انقباضی شورای نگهبان چهرههای موردنظر اولیه چهره اصلاحات که ابتدا دکتر ظریف و بعد شخصیتهای دیگری چون آقایان پزشکیان، محسن هاشمی و شریعتمداری بودند؛ چون احراز صلاحیت این افراد تحقق پیدا نکرد، طبعا جبهه اصلاحات دچار نگرانی شد و بازتاب این موضوع این بوده که اعلام شود چون شخصیت موردنظر ما ردصلاحیت شده پس ما خود را از رقابتها بازمیداریم. برنا نوشت، محمد عطریانفر گفت: به نظر کارگزاران این رویکرد افراطی است. ما در این دوره از انتخابات دو چهره اصلاحطلب داریم. آقایان مهرعلیزاده و همتی که سابقه اصلاح طلبی دارند و در درون دولت اصلاحات نقش داشتند. ما میتوانیم این دو نفر را علاوه بر دلخوریهایی که داریم جایگزین کنیم. جبهه اصلاحات میتواند از این دو بزرگوار حمایت کند و در پایان دوره هر کدام موقعیت بهتری دارد دیگری به نفع او کنار بکشد. این رفتار انتخاباتی زمینهای را فراهم میکند تا اصلاحطلبان مجددا توفیقاتی به دست بیاورند چرا احزاب اصلاحطلب خود را از این
احتمال عقلایی محروم کنند. وی بیان کرد: محروم کردن خودمان از انتخابات هیچ رهاوردی برای ما ندارد و چهبسا ما را از توفیقات آینده باز دارد. عضو حزب کارگزاران تصریح کرد: موضوع کارگزاران حمایت از آقای همتی است.