تبعات عدممشارکت یا انتخاب بد
بر دیپلماسی و اقتصاد ایران
رامین فخاری
دانشجوی ارشد مطالعات خاورمیانه
انتخابــات خــرداد 1400 یکـی از حســاستـرین انتخابات ریاستجمهوری ایران در طول تاریخ 43 ساله انقلاب اسلامی است، زیرا نتیجه انتخابات میتواند مسیر سیاست خارجی و دیپلماسی و بهتبع آن اقتصاد ایران را دچار دگرگونی مثبت یا منفی کند. مردم ایران باید از انتخاب کاندیداهایی که ممکن است بدون در نظر گرفتن تبعات احتمالی یک اظهارنظر در سطح جهانی دست به اظهارنظرهای جنجالی بزنند، پرهیز کنند. این مساله را نیز میتوان مطرح کرد که کاندیداهایی که محتمل است در آینده دست به اظهارنظرهای جنجالی و هزینهزا برای ایران بزنند، بهراحتی میتوان از لابهلای سخنان خود در مناظرهها و وعدههای انتخاباتیشان تشخیص داد. بدونتردید شخصی که در وعدههای انتخاباتی خود غلو میکند و یارانههایی را وعده میدهد که از توان اقتصاد امروز ایران خارج است در آینده نیز میتواند با اظهارنظرهای جنجالی کل جامعه بینالملل را علیه ایران بسیج کند. این سوال مطرح میشود که آیا شخصی که تمام عمرش در دستگاه قضا مشغول خدمترسانی بوده و با در نظر گرفتن اینکه خدمات مفیدی هم در دستگاه قضا انجام داده است الزاما میتواند دیپلمات و اقتصاددان خوبی هم باشد و اقتصاد
ایران را هدایت کند؟ آیا فردی که تمام عمر با آرای قضائی سروکار داشته است، در مواقع مورد نیاز که کشور در پیچ گردنه قرار دارد، میتواند با انعطاف لازم کشور را از خطر سقوط نجات دهد؟ بیتردید سوابق دیپلماتیک و اقتصادی افراد میتواند در آینده سیاسی آنها تاثرگذار باشد؛ کاندیدایی که بنا به ادعای برادرش در 66 سالگی هنوز در خانه استیجاری ساکن است، نمیتواند گزینه مناسبی برای هدایت اقتصاد و سیاست ایران در حوزه بینالملل باشد و باید بیشتر به سمت توسعه امور خود پیش برود. یا مثلا کاندیدایی که ادعا میکند بلافاصله بعد از پیروزیاش آمریکا را تحتفشار خواهد گذاشت تا تحریمها را لغو کند دید درستی از موقعیت اقتصادی و سیاسی و نظامی ایران ندارد و به این مساله توجهی ندارد. نه اقتصاد ایران و نه بودجه نظامی ایران و نه موقعیت ایران به شکلی نیست که بتواند آمریکا را تحتفشار قرار بدهد. بودجه 700 میلیارد دلاری نظامی سالیانه آمریکا از کل اقتصاد ایران بیشتر است. هیچ دلیل منطقیای وجود ندارد که آمریکا با فشار کاندیدا فوق به پای مذاکرات بازگردد. بدونتردید میتوان این مساله را نیز مطرح کرد که کاندیدایی که از هماکنون اقدام به
اظهارنظرهای جنجالی از این قبیل میکند در صورت پیروزی نیز میتواند با اظهارنظرهای مشابهی برای اقتصاد و معیشت مردم و کارگران ایرانی هزینهزایی کند. حال در نهایت باید این مساله را مطرح کرد که وجود دولت جو بایدن در آمریکا یک فرصت طلایی برای حل منازعات بین ایران و ایالات متحده است. دولت بایدن تضادهای بسیاری با اسرائیل دارد و سیاست اعمالی دولت آمریکا در جهت مهار چین پیش رفته است. حال روی کار آمدن یک کاندیدای تندرو، که قادر به اظهارنظرهای جنجالی است، میتواند حواس کل دنیا را از سمت چین به سمت ایران جلب کند و دوباره اجماع جهانی علیه ایران ایجاد کند. بنابراین نتیجهای که حاصل میشود عبارت است از تداوم وضعیت گرانیهای موجود، تورم افسارگسیخته که در نتیجه آن خرید مسکن و اتومبیل برای بخش زیادی از مردم تبدیل به آرزو شده است. مردم ایران یک بار این مساله را تجربه کردهاند. حال واضح است که یک انتخاب اشتباه یا عدمحضور در انتخابات به واسطه یک قهر مقطعی ناشی از شرایط اقتصادی و اجتماعی، میتواند سیاست داخلی و خارجی و اقتصاد ایران را برای دوره چند رئیسجمهور تحتتاثیر قرار بدهد و تبعات جبرانناپذیرتری را به همراه داشته
باشد. مغلطهای که معمولا رایج است این است که اوضاع از این بدتر نمیشود. در حالی که همیشه به واسطه عدمحضور مردم امکان بدتر شدن اوضاع وجود دارد. بدونتردید دولت روحانی شکستهای زیادی را در زمینه اقتصاد خورده که بخشی از آن را نیز میتوان در بدشانسی روحانی در همزمان شدن ریاستجمهوریاش با دوران سیاه ترامپ دید، ولی در هر حال برای حل منازعات در منطقه و با آمریکا ایران به دولتی نیازمند است که حداقل از نظر دیپلماتیک گامهایی را که دولت روحانی برداشته است ادامه بدهد و از نظر بعد داخلی به اقتصاد درونزا و تولید داخلی نیز توجه بیشتری داشته باشد.