ساختار کنونی صنعت بانکداری که ساختاری با «سرمایه بری کلان» است موجب شده تنها عدهای محدود در ساختار پولی و تامین اعتبار کشور حاکم شوند و این باعث انحصار شدیدی در این عرصه شده است. ادعای موافقان تأسیس بانکهای خصوصی حل کردن مشکلاتی از قبیل عقب ماندگیهای اقتصادی، فساد در بانکهای دولتی، جیره بندی اعتبارات و همچنین کمک به رشد و ایجاد پویایی اقتصاد بود، ولی آنچه در عمل اتفاق افتاد موجب شد تا هر معضلی که قبلا در اقتصاد ایران به ندرت رخ میداد با ابعاد بزرگتری خودنمایی کند. بهنظر میرسد پاسخ به این پرسش که «از نگاه اسلام بانک دولتی باید باشد یا خصوصی؟»، برای ارائه ساختار بانکی مطلوب از دیدگاه اسلامی بسیار مهم باشد. حقیقت این است که شبیه همین پرسش در مورد اصل نظام اقتصادی اسلام نیز وجود دارد آیا نظام اقتصادی اسلام، نظامی دولتسالار است یا سرمایهسالار یا نظامی مختلط از این دو؟ البته اکثر اندیشمندان اقتصادی نظام اقتصادی اسلام را نظامی بین نظام سرمایهداری، سوسیالیسم و نظامی مختلط دانستهاند. درباره بانک نیز شاید همین مساله وجود داشته باشد که ترکیبی از این دو را به عنوان مطلوب اسلامی بیان میکنند. درحالیکه از اساس این دوگانهسازی اشتباه بوده و نظام «مردمسالاری اقتصادی دینی» نظام مطلوب اقتصادی اسلام است و ماهیت این نظام اقتصادی نه ماهیت نظام مختلط بلکه مغایر با سه نظام دولتسالاری، سرمایهسالاری و مختلط است. میتوان گفت نظامهای اقتصادی موجود، اگر چه با یکدیگر تفاوتهای اساسی دارند، اما همه آنها در یک نقطه مشترکند و آن هم اینکه نقش مالکیت و مدیریت فعالیت اقتصادی عموم مردم در این اقتصادها بسیار کم است و به خاطر ساختار تمرکز ثروت و اختلاف طبقاتی که وجود دارد، مردم مجبور هستند تنها در نقش اجیر، ظاهر شده و فعالیتهای اقتصادی خود را از قبل به دیگران بفروشند. در حقیقت آزادی اقتصادی که در این نظامها وجود دارد بیشتر آزادی قانونی است، اما این آزادی قانونی در مقام عمل برای عموم مردم تحقق پیدا نمیکند، چراکه یا دولتها در آن زمینهها ورود پیدا کرده و امکان فعالیت را از دیگران سلب کرده است یا ساختار اقتصادی به گونهای طراحی شده است که عدهای از ثروتمندان با انحصار سرمایه، امکان حضور دیگران را سلب کردهاند. این مساله هم در نظام سرمایهسالاری و هم دولتسالاری و هم نظام مختلط یکسان است و در این زمینه نظام مردمسالاری تفاوت ماهوی با سایر نظامهای اقتصادی پیدا میکند. در نگاه مردمسالاری اقتصادی دینی تاکید میشود نظام اقتصادی اسلام نه مبتنی بر دخالتهای گسترده دولت و نه مبتنی بر گردش سرمایه نزد اغنیاء و ثروتمندان است بلکه نظام اقتصادی اسلام نظامی مردمی است و با توجه به کراهت اجیر شدن ساختارها و سازکارهایی که درون این نظام تعبیه شده است، عموم مردم مالک و مدیر فعالیتهای اقتصادی خود هستند و این نظام معتقد است دخالت دادن مردم باعث رشد اقتصادی میشود. همچنین فضیلتهای دینی و اخلاقی نقش پر رنگی در آن دارد.