در تمام دنیا تولید غذا در حال تبدیل شدن به حرف اول معادلات تجاری و سیاسی است، از گذشته کشورهایی که در تولید غذا با مشکل مواجه بودند تحت سلطه قرار میگرفتند، اما قدرت گرفتن مکانیزم سلطه غذا با تغییر اقلیم در حال شدت گرفتن است. خطر سلطه تامین غذا برای کشورهایی که بیشتر تحت تاثیر تغییرات اقلیمی قرار میگیرد مانند ایران، بزرگتر است. در این موضوع دیپلماسی کشاورزی قوی میتواند راهگشا باشد، اما کشور ما تا به امروز در دیپلماسی کشاورزی ضعیف عمل کرده است. کشوری که در دیپلماسی کشاورزی قوی باشد دست بالا را در گفتمان سیاسی و اقتصادی دارد، قدرت در دیپلماسی کشاورزی فرصت چانهزنی خوب را میدهد و اجازه استفاده از ضعف در تامین غذا را از طرف مقابل میگیرد. تقویت دیپلماسی کشاورزی را میتوان از کشورهای آغاز کرد که ارتباط مطلوبتر سیاسی و اقتصادی با آنها داریم. کشور روسیه از جمله کشورهایی است که نزدیکی زیادی در مباحث سیاسی با آن داریم و مشتری محصولات کشاورزی ما محسوب میشود. روسیه بازار بزرگ با ظرفیت بالا برای مصرف محصولات کشاورزی دارد، اما همانگونه که وزیر جهاد کشاورزی کشورمان گفته است «سهم تجاری طرفین در حجم کالاهایی که مبادله میشود یکسان نیست و سهم ما از حجم تجارت به لحاظ ارزشی کمتر است». دلیل سهم کمتر ارزش تجاری ایران در مبادله با روسیه با وجود نزدیکی سیاسی پروتکلهای تجاری یکجانبه است. در پروتکلهای تجاری محصولات کشاورزی ما با کشورهای طرف تجاری، تعرفههای وارداتی پایین و تعرفههای صادراتی بالا تعیین شده است و این موضوع اجازه تجارت برد - برد را نمیدهد. تعیین تعرفه ترجیحی، هدفگذاری صادرات، تقویت تولید داخلی با توجه به میزان آببری محصولات، حذف ارز 4200 تومان برای واردات از مواردی هستند که پرداختن به آنها میتواند دیپلماسی کشاورزی ایران را تقویت کند. نگاه ما در تولید محصولات کشاورزی باید درونگرا باشد، کشت فراسرزمینی و قراردادی که وزیر جهادکشاورزی نیز در موضوعات مورد بحث خود با وزیر کشاورزی روسیه مطرح کرده است، در صورتی مفید خواهد بود که نگاه ما در تولید در درجه اول درونگرا باشد. نتیجه عدم توجه به درونگرا بودن تولید را پرداخت یارانه غیرمستقیم به تولیدکننده خارجی در بحث کشت فراسرزمینی و قراردادی است که میتواند مخرب تولید و اشتغال داخلی باشد. اقتصاد توسعه عموما به بهبود شرایط زندگی در کشورهای کم درآمد و بهبود عملکرد اقتصادی در شرایط کم درآمد توجه دارد. از آنجا که کشاورزی بخش بزرگی از اکثر اقتصادهای در حال توسعه است، هم از نظر اشتغال و هم از نظر سهم تولید ناخالص داخلی، اقتصاددانان کشاورزی پیشگام تحقیقات تجربی در مورد اقتصاد توسعه بودهاند و به درک ما از نقش کشاورزی در توسعه اقتصادی، رشد اقتصادی و ساختاری کمک میکنند. بسیاری از اقتصاددانان کشاورزی به سیستمهای غذایی اقتصادهای در حال توسعه، ارتباطات بین کشاورزی و تغذیه و روشهای تعامل کشاورزی با سایر حوزهها مانند محیط طبیعی علاقهمند هستند.