بسیاری از کشورهای دنیـا با اهداف مختلفی به سمتی حرکت میکنند که بر روی کالاهای مختلف به مردمِ خود یارانه پرداخت کنند. مثلا گاهی اوقات برای حمایت از یک صنعتی به آن یارانه داده میشود، گاهی اوقات برای حمایت از یک قشر ضعیف جامعه، یارانه پرداخت میشود. پس اعطای یارانه در همه کشورها مرسوم است اما نوع و جنس یارانه و شیوه و گستره پرداخت آن با مدل ایران کاملا تفاوت دارد. مثلا در کشورهای خارجی گاها این یارانهها از جنس تخفیفهای مالیاتی و گمرکی هستند. حتی در بعضی کشورها موضوعی به نام «یارانه منفی» مطرح است، یعنی عوارضهایی که به دلایل مختلف مثل ایجاد آلودگی زیستمحیطی گرفته میشود تحت عنوان یارانه منفی نامگذاری شده است. اما برخی کشورها مثل ایران به سمت پرداخت یارانه مستقیم حرکت کردهاند که در این مدل منابع مالی مستقیم به حساب مردم واریز میشود. البته در ایران یارانهها به دو دسته کلی «یارانههای مستقیم» و «یارانههای غیرمستقیم» تقسیم میشود. به بیان دیگر در این حالت دولت قیمت کالاها را اصلاح کرده و افزایش میدهد و ما به ازای افزایش قیمت به برخی دهکهایی پایین جامعه که معیشتشان تحت تاثیرِ افزایش قیمتها آسیب
میبیند، یارانه مستقیم پرداخت میکند. این یارانه مستقیم هم میتواند در قالب پول، سهمیه و ... باشد. اما درباره یارانه غیرمستقیم، دولت هنگام عرضه برخی خدمات و کالا به مردم بر روی قیمت آنها تخفیف میدهد. یعنی در این روش پولی به حساب مردم واریز نمیشود، ولی همینکه پول کمتری برای عرضه کالا و خدمات از آنها گرفته میشود، به نوعی یارانه محسوب میشود. مثلا در حال حاضر قیمت بنزین در داخل کشــور لیتــری
1500 تومان است، درحالیکه قیمت جهانی این محصول لیتری 5000 تومان است. پس دولت در فروش داخلی این محصول (بنزین) به میزان 3500 تومان برای هر لیتر به مردم یارانه غیرمستقیم میدهد که این یارانه بعضا با نام «یارانه پنهان» نیز در رسانهها مطرح میشود. درباره یارانههای غیرمستقیم یا پنهان، وقتی قیمت یارانهای برای یک کالا اطلاق میشود، موضوع نظام توزیع و انتقال یارانه به دهکهای مختلف جامعه اهمیت بالایی پیدا میکند. اگر نظام توزیع در پرداخت یارانههای پنهان یک نظام ناقصی باشد، آن یارانه به جامعه هدفی که برای حمایت توسط دولت انتخاب شده است نمیرسد. به بیان دیگر اگر نظام حکمرانی کشور در حوزه پرداختِ یارانه دچار مشکل باشد، توزیع یارانه بین دهکهای مختلف ناعادلانه خواهد بود. یعنی به دهکهای پردرآمد یارانه بیشتری میرسد و دهکهای کمدرآمد یارانه کمتری دریافت میکنند، درحالیکه اتفاقا باید برعکس باشد. پس نخستین مشکل و چالش در یک اقتصاد یارانهای، توزیع ناعادلانه یارانههای پنهان در یک سازوکار حکمرانی معیوب است. مشکل بعدی این است که وقتی از زنجیره ارزش یک کالا، قیمت واقعی آن را حذف کنید. با این اقدام بسیاری از
فرآیندهایی که در آن زنجیره با منابع مالی و قیمت واقعی معنا پیدا میکنند دیگر اجرایی نمیشوند، زیرا در این حالت گردش مالی شرکتها کاهش مییابد و منابع مالی لازم برای اقداماتی نظیر افزایش ظرفیت یا بهرهوری یا بهینهسازی وجود ندارد. به طور کلی سیاست پرداختِ یارانه یک سیاست موقت است. یعنی وقتی شما قیمتها را قدم به قدم واقعی میکنید، تا وقتی که این اصلاح قیمت باعث بهبود اقتصاد صنایع و رونق تولید و فضای کسب و کار شود یک تاخیر زمانی وجود دارد. در این بازه زمانی صرفا هزینههای مردم افزایش یافته است ولی مثلا تحت تاثیر بهبود کسب و کار هنوز برای آنها شغلی ایجاد نشده که در این افزایش قیمتها، درآمدهایشان نیز افزایش یابد. پس در این بازه زمانی موقت، دولت موظف است که مابهالتفاوت افزایش قیمتها را به مردم یارانه بدهد. البته این یک مثال ساده برای فهم دقیقتر قضیه بود و جزئیات این کار پیچیدگیهای بالایی دارد. پس سیاست پرداخت یارانه یک سیاست موقت است اما متاسفانه در کشور ایران به یک سیاست بلندمدت و دائمی تبدیل شده است. مثلا در سایر کشورها برای اینکه از یک صنعت خاص یا قشر خاصی حمایت شود، برای مدت زمانی کوتاهی به آنها
یارانه داده میشود، ولی متاسفانه در کشور ما کاملا داستان وارونه است.