درباره راهکارهایی برای بالا بردن نرخ باروری از یک طرف سیاستهای حمایتی دولت در وضع قوانین کسب و کار به نحوی که امکان ترکیب شغل یا تحصیل و فرزندآوری و امور خانه را با هم فراهم کند لازم و ضروری است، که در زمره سیاستهای حمایتی رسمی قرار میگیرد. علاوهبر حمایتهای رسمی حمایتهای غیررسمی نیز دارای اهمیت فراوان است که در دو جنبه قابلبحث و مطرح شدن هستند. اول در سطح خود نهاد خانواده: افزایش برابری جنسیتی درون نهاد خانواده در راستای افزایش مشارکت سایر اعضای خانواده به ویژه همسران در امور منزل و نگهداری از فرزندان که با فرهنگ دینی ما نیز سازگار است و بر آن تاکید شده است. نهاد خانواده همواره یکی از مقاومترین نهادها در برابر تغییر است؛ بنابراین تغییر نقشهای جنسیتی در راستای افزایش مشارکت مردان شاید نیازمند یک تغییر نسلی باشد؛ چرا که تغییرات خانواده بیشتر در چشمانداز نسلی قابل مشاهدهاند. به این معنا که تغییر در روابط موجود زن و شوهر دشوار خواهد بود، اما یک جامعهپذیری متفاوت از کودکان میتواند منجر به تغییر در نسل بعدی شود. از این لحاظ از یک طرف نظام آموزشی نقش مهمی دارد و از سوی دیگر مادران جوان رهبران جنبش برابری جنسیتی خواهند بود که باید فرزندان خود را در راستای مشارکت بیشتر در درون خانواده تربیت کنند. سطح دوم در زمینه حمایتهای غیررسمی، که همواره در جوامع ما نقش بیبدیلی داشته است، شبکههای اجتماعی واقعی هستند. همواره شبکههای اجتماعی که مبتنی بر روابط پایدار و قویاند مانند پدربزرگها، مادر بزرگها، خاله، عمه و سایر خویشاوندان نزدیک یکی از منابع مهم حمایتهای غیررسمی بودهاند که بدون هیج چشمداشتی به اعضای خویشاوندی خود به ویژه در زمینه فرزندپروری و نگهداری از آنها کمک میکردهاند. مطالعات مختلف نشاندهنده آن است شبکههای اجتماعی واقعی و حمایتهای آنها بر باروری تاثیرگذار است. از سوی دیگر کاهش باروری و رفتن به سمت باروری پایین در آینده دایره این شبکهها را محدود خواهد کرد. حفظ و استحکام روابط اعضای خانواده و خویشاوندی از اهمیت ویژهای برخوردار است. سیاستهای کلی اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی، که در راستای بهبود شرایط جامعه و امیدبخشی به آن انجام میشود، بدونشک بر تحقق سیاستهای جمعیتی نیز تاثیرگذار خواهد بود. نیاز به حمایت در شرایط شوکهای اقتصادی به ویژه در این برهه زمانی لازم است. معمولا زمانی که جامعه با شوکهای اقتصادی و بحرانهای سلامت همانند دوران فعلی همهگیری کرونا روبهروست، رفتارهای جمعیتی افراد و خانوادهها در زمینه ازدواج و فرزندآوری تحتتاثیر قرار میگیرد. تاکید بر هویت مادری با حفظ و تقویت الگوی ایرانی - اسلامی در راستای افزایش فرزندآوری بسیار حائز اهمیت است. یکی از مسائلی که به لحاظ فرهنگی باید در بحث سیاستهای جمعیتی مورد توجه قرار گیرد مساله موانع ازدواج مجدد زنان بیوه و زنان مطلقه است. بر اساس مدل بنگارت از عواملی که بهطور مستقیم بر باروری تاثیر میگذارند؛ نسبت زنان ازدواج کرده یا زنان در وصلت جنسی، یکی از مهمترین متغیرهاست که تناوب طلاق، بیوهگی و ازدواج مجدد یکی از مولفههای اصلی آن است. بنابراین با تغییراتی که در زمینه طلاق در جامعه اتفاق افتاده است ضمن تاکید بر حفظ و استحکام بنیاد خانواده باید در این زمینه نیز چارهاندیشی و سیاستگذاری شود.