به نظر میرسد، افکار عمومی هنوز به میزان مطلوبی در رابطه با بعضی از نامزدهایی که صلاحیت آنها احراز نشده، قانع نشده باشند. این مساله با تحلیل محتوای موجود در شبکههای اجتماعی و محاورات روزمره بین مردم در جامعه قابل مشاهده است. مساله عدماحراز صلاحیتها، ممکن است برای نامزدهایی که سالها سمتهای کلیدی در نظام داشته یا همچنان دارند، از نظر حیثیتی گران تمام شود و از این بابت، کدورتی در قلوب ایشان پدید آید. چنین مسالهای هم برای خود این افراد و هم حامیان و طرفداران آنها ضایعهای محسوب میشود که با اصل وحدت در جامعه اسلامی و مقوله بسیار مهم جذب حداکثری در تضاد است. بنابراین برای رفع این نقیصه که هر دوره هم به درجات مختلف تکرار میشود چه باید کرد؟ در حال حاضر ساختار انتخابات ریاستجمهوری بهگونهای است که به هر کسی که مشمول تعدادی پیششرط باشد، اجازه اعلام نامزدی میدهد. اساسا در چنین وضعیتی، باید انتظار بروز مشکلاتی را داشت؛ چراکه تکثر داوطلبان به نحوی است که لاجرم، صلاحیت تعدادی از آنها احراز نشده و مشکلات بعدی بهوجود میآید. لذا یک راهکار برای رفع این معضل، رقابت درونحزبی برای رسیدن به کاندیدای نهایی برای هر حزب است. مشابه آنچه در آمریکا یا دیگر کشورهای مبتنیبر دو حزب اصلی انجام میشود، افرادی که تمایل به نامزدی در انتخابات را دارند، ابتدا در حزب خودشان به رقابت میپردازند و در نهایت با حذف تدریجی افراد در جریان رقابتها، یک نفر به عنوان نامزد نهایی آن حزب معرفی میشود تا با رقیب (رقبای) خود که آنها هم به عنوان نامزد نهایی احزاب متبوع خودشان هستند، در انتخابات اصلی رقابت کند. این مساله اولا، معضل اجماع بین طیفهای سیاسی را برای رسیدن به یک نامزد واحد که معمولا هم ناکام میماند، از طریق یک رقابت حل میکند و در ثانی شورای نگهبان در همان ابتدای امر، صلاحیت افراد پیشنهادی هر حزب یا جریان سیاسی را بررسی کرده و اعلام میکند، بنابراین شخصی که در رقابتهای درونحزبی برنده شده و به عنوان نامزد نهایی آن حزب بالا میآید، پیشتر تاییدصلاحیت شده است. حتی اسامی نامزدهای مقدماتی از هر جریان سیاسی میتواند به صورت محرمانه و غیرعلنی به شورای نگهبان اعلام شود تا حیثیت افراد حفظ شود و رد احتمالی صلاحیت آنها مخفی بماند. این امر یک حسن دیگر هم دارد و آن اینکه، نقش احزاب را در سیستم سیاسی کشور برجسته میکند و حزب به معنای واقعی به کارکردهای اصلی خود که تربیت و معرفی نخبگان سیاسی برای مدیریت کشور است، بازمیگردد. در حال حاضر بیش از آنکه تحزب به معنای واقعی خود در کشور شکل گرفته باشد، طیفبندیهای سیاسی مختلف وجود دارد که حتی طیفهای نزدیک به یک جریان واحد الزاما اتحاد لازم را با یکدیگر ندارند. لذا تمرین تحزب به همراه تغییر در ساختار رقابت نامزدهای ریاستجمهوری در آینده، میتوانند عواملی باشند که از حواشی همیشگی بررسی صلاحیتها بکاهند.