هم مبانی حقوقی و هم تعاریفی که از مبانی انقلاب است از سوی برخی تغییراتی پیدا کرده است. اگر در اصول اول تا پنجم قانون اساسی بنگریم، مقبولیت نظام براساس حضور مردم قرار گرفته است، چون در آن زمان نیروها به طرز فعلی شکل نگرفته بودند. رای مردم زمانی مشروعیت پیدا میکند که بالاترین مرجع آن را تایید کند در این نظام فکری آرایی مشروعیت دارند که به این مقوله اعتقاد داشته باشند، در آراء قانونی اینگونه است که اگر مردم قانونا چیزی را نخواهند نمیتوان آن را اجرا کرد. به عقیده من اتفاقی در آینده رقم خواهد خورد باید برای مردم مطلوب باشد. مشارکت مردمی در انتخابات پیش رو نباید مشابه سال 98 باشد، فراموش نکنید که بیش از 200 هزار کاندیدای شهر و روستا برای شوراها داریم که آراء غیر سیاسی محسوب میشوند که اگر به طور متوسط هر یک 100 رای هم با خود بیاورند به عدد 20 میلیون میرسیم، چند میلیون هم رای سازمان یافته جناح اصولگرا را داریم که به هرحال حضوری نزدیک به 40 درصد را رقم می زند. هنوز به آرای اصلاحات نیاز داریم، نباید کنشگران سیاسی را منزوی کرد، چرا که آنها میتوانند تحرکاتی را مدیریت کنند که به جامعه نشاط سیاسی و شور انتخاباتی بدهد.