هزینههای چند برابر زندگی افغانستانیها در ایران و مشکلاتی که برای خرید کالا، گرفتن خدمات بهداشتی و درمانی و بانکی دارند، رفتن به کشورهای دیگر مثل ترکیه را برایشان به صرفهتر کرده است. افغانستانیها البته مهاجرت دوم از ایران را به مقصد کشور خود انجام نمیدهند و به مقاصد دیگر در کشورهای همسایه و حتی اروپا میاندیشند. از دید بسیاری از کارشناسان ترک این مهاجران غیر قانونی و بدون مدارک هویتی آمار بیکاری کارگران ایرانی را پایین میآورد، اما اینکه کشور ما مقصد جذابی برای مهاجران نیست، میتواند زنگ هشداری برای مسئولان باشد، در کنار این موضوع میتوان به پیامدهای بسیار زیاد و خطرناک اجتماعی این مهاجرت کوتاه مدت به ایران اشاره کرد.
نگرانی اروپا و ادامه مهاجرت افغانها
براساس آمارهای رسمی اتحادیه اروپا، تعداد اتباع افغان که در سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۶ میلادی به کشورشان بازگردانده شدهاند با رشد سه برابری از ۳ هزار و ۲۹۰ نفر به ۹ هزار و ۴۶۰ نفر رسیده است. بیشتر این افراد را کودکان بیسرپناه و جوانانی تشکیل میدهند که هنگام مهاجرت به اروپا خردسال بوده و هرگز زندگی در افغانستان را تجربه نکردهاند. اتحادیه اروپا نگران شمار رو به افزایش مهاجران افغان است که سالها در ایران زندگی کرده و اکنون در راه اروپا به اشکال غیرقانونی هستند. دیپلماتهای اروپایی گفتهاند که از سه میلیون مهاجر افغان در ایران، «هزاران» تنشان در راه اروپا هستند. فرانس پرس، منابع دیپلوماتیک در اتحادیه اروپا گفتهاند که رکود اقتصادی یکی از دلایل سفر این افغانها به سمت اروپاست. گذشته از این، آنها امیدواری خوبی برای بازگشت به افغانستان به دلیل وضعیت خراب امنیتی ندارند. براساس آمار آژانس محافظت مرزی اتحادیه اروپا (فرانتکس) افغانها دومین گروه بزرگ پناهجویانی هستند که خود را به یونان رساندهاند. چندی ماه پیش اعلام شده 16 هزار تن ( 23 درصد) مجموع پناهجویان را تشکیل میدادند. کمیساریای عالی ملل متحد در امور
پناهندگان تخمین زده است که حدود یک سوم پناهجویان افغان از ایران میآیند؛ کشوری که افغانها سالها در آنجا زندگی کرده و حتی متولد شدهاند.
90 هزار ایرانی بیهویت
در این میان یکی از این پیامدها، ازدواج مردان افغان با زنان ایرانی است. چهار دهه از مهاجرتهای میلیونی اتباع افغانستانی ایران می گذرد. پذیرش این مهاجران در ایران فراز و نشیبهای زیادی داشته است و از سیاست درهای باز در دهه شصت تا سیاست بازگشت در دهه هفتاد و بازگشت. یکی از نکات بسیار مهم در این مهاجرت ها نزدیکیهای زبانی، فرهنگی و دینی بین ایرانیان و مهاجران افغانستانی و عراقی بوده است. امری که باعث شد تا ادغام این مهاجران در جامعه ایران فراتر از خواست و اراده دولتها به سادگی صورت بگیرد. بالاترین درجه ادغام هم همواره ازدواج است. در بسیاری از کشورها وقتی گروه هایی از کشور میزبان حاضر به ازدواج با اتباع مهاجر میشوند، میگویند که ادغام فرهنگی و اجتماعی صورت گرفته است. در ایران نیز ازدواجهای بین ایرانیان و اتباع افغانستانی متواتر رخ داده است. این ازدواجها یک پیامد بزرگ دارد و آن رشد کودکان بیهویت است، چون افغانها پس از مدتی بار سفر را میبندند یا به کشورشان باز میگردند یا راهی اروپا میشوند. در این میان و چند دهه گذشته هزاران فرد بیهویت و بدون مدارک هویتی در ایران زندگی میکردند که پدری افغان (غیرمجاز)
و مادری ایران داشتهاند. بسیاری از افغانستانی هایی که ۳۰ یا ۴۰ سال پیش به ایران آمدند در کشور افغانستان جایگاهی ندارند. چند روز پیش مدیرکل اداره کل امور اتباع و مهاجرین خارجی وزارت کشور اعلام کرد «تاکنون از 90 هزار نفر که برای مدارک هویتی ثبت نام کردهاند، هزار و 450 شناسنامه برای فرزندان حاصل از ازدواج زنان ایرانی با اتباع تحویل داده شده است» این یعنی حداقل 90 هزار فرد بیهویت ایرانی در کشور زندگی میکردند.
ازدواج زنان افغان با مردان ایرانی
همچنین ازدواجها برخلاف تصور عامه تنها بين زنان ايراني و مردان افغانستاني نبوده است، بلكه مردان ايراني و زنان افغانستاني و عراقي هم با هم ازدواج كردهاند. ازدواجي كه مشمول بند ۶ ماده ۹۷۶ قانون مدني ميشود. اما آييننامهاي كه در سال ۱۳۸۲ در هيات وزيران مصوب شد تلاشي براي شاهانه باقي ماندن اين بند از قانون مدني بود.در ۲۴ فروردين سال ۱۳۸۲ هيات وزيران، «آييننامه ازدواج مردان ايراني با زنان خارجي آواره (دارنده كارت هويت ويژه اتباع خارجه) » را تصويب كردند. اين آييننامه سه ماده داشت و به موجب آن صدور شناسنامه براي زنان خارجي آواره در ايران بر اساس بند ۶ ماده ۹۷۶ قانون مدني منوط به ثبت ازدواج آنان با مرد ايراني در وزارت كشور بود. نكته اصلي اين آييننامه بند ۳ ماده ۲ آييننامه بود. جايي كه تشكيل پرونده ثبت ازدواج منوط به « گواهينامه از مرجع رسمي كشور متبوع زن مبني بر تصديق هويت وي» شده بود. بسياري از افغانستانيهايي كه ۳۰ يا ۴۰ سال پيش به ايران آمدند در كشور افغانستان جايگاهي ندارند. مدرك اقامتي آنان نيز كارت آمايش (كارت هويت ويژه اتباع خارجه) است. كارتي كه به معناي پناهنده بودن آنان در كشور ايران است.
پذيرش پناهندگي افراد در يك كشور به معناي آن است كه آن فرد در كشور خود بيم جان خود را داشته و در سرزمين مبدا خود امنيت نداشته است.