یک فعال سیاسی اصلاحطلب در ارتباط با مشارکت در انتخابات اظهار داشت: واقعیت این است که حضور کمرنگ است؛ یعنی در دورههای قبل اگر خاطرتان باشد، قبل از عید نامزدهای انتخابات یک یا دو دور تمام استانها و شهرها را رفته بودند و میتینگهای چند هزار نفری در استانها و شهرستانها تشکیل میشد اما اکنون هیچ تحرکی در جامعه آنطور که باید دیده نمیشود. بخشی از آن به وضعیت کرونا باز میگردد که اجتماع محدود شده است؛ بخشی نیز به فشارهای اقتصادی، مسائلی که در سال ۹۸ و دی ماه ۹۶ پیش آمد، بر میگردد. محسن رهامی گفت: مردم احساس میکنند که رایشان چندان تاثیری در وضعیت اقتصادی و معیشت ندارد. منطقی است که رایگیری باید تغییرات وسیع ایجاد و زندگی افراد تغییر کند. متاسفانه ارزش پول ملی ما به کمترین میزان در طول تاریخ ریال رسیده است ریال هیچگاه تا این میزان ضعیف نشده بود. وی افزود: مصاحبههای عمومی فضای ۸۸ و ۸۹ به ما خیلی چیزها یاد داد؛ یکی از آنها این بود که ایجاد هیاهو و شکاف، هزینهای را بر دوش مردم میگذارد. در این مقطع، من نیز وارد این فاز شدم که جلسات مفصلی با افرادی که باید با آنها تعامل شود و این شکاف را کمتر کنند، داشته باشم. وقتی ما با جریان مقابل صحبت میکنیم ۸۰ درصد حرفهایمان مشترک است؛ من به رهبری عرض کردم طوری با ما برخورد شده که خیلیها فکر میکنند ما نماز هم نمیخوانیم. گفتند چطور؟ گفتم یکی از دوستان رفتهاند مسجد نماز بخوانند یکی از او پرسیده مگر شما نماز هم میخوانید. رهامی بیان کرد: صحبتهای معاون کمیسیون اصل ۹۰ را دیدم، او در صحبتهایش گفته به آقای عراقچی اعتماد ندارند و گفته است اینها قطعا به ضرر کشور کار میکنند؛ این دید است که باعث میشود ما به ماجراهای ۸۸ کشیده شویم. شکاف از بالا شروع میشود و وقتی به پایین میرسد شکاف بزرگتر میشود. وی عنوان کرد: من تلاشم را میکنم که البته کار سختی است؛ ما در ایران هنوز به این میزان از نخبگی نرسیدهایم. این خودش درجهای از نخبگی است. در جلسهای که بعد از ۸۸ داشتیم که برای سال ۹۲ به سراغ آقای هاشمی و بعد آقای ناطق و تا ولایتی برویم را هم من پیشنهاد دادم؛ دوستان گفتند آقای رهامی از شما بعید است؛ گفتم من هم مانند شما فکر میکردم اما این چند سالی که در آلمان، آمریکا، چین و مالزی بودم خیلی چیزها یادگرفتم که قبلا نمیدانستم. در آنجا اشاره کردم که در انتخابات آلمان، بعد از آن که آقای شرودر اکثریت آرا را کسب نکرد و ۳۳ درصد رای آورد؛ حزب خانم مرکل نیز ۳۴ درصد رای آورد و نتوانستند دولت تشکیل دهند؛ اگر ایران بود علی القاعده باید میریختیم در خیابان و شعار میدادیم و زنده باد و مرده باد میگفتیم و بعد به تعدادی میگفتند شما منحرفید، از دین منحرف شدید، فتنهگر هستید و آخرش هم میرسید به همین تباهی. وی ادامه داد: اما خانم مرکل به آقای شرودر اطلاعیه دادند و گفتند که ما از مطبوعات و از طرفدارانمان خواهش میکنیم دو الی سه هفته به ما وقت دهند و به خیابان نیایند و روزنامهها هم چیزی ننویسند تا ما ببینم مشکل آلمان را چگونه حل کنیم؛ نه مشکل خانم مرکل و نه مشکل آقای شرودر بلکه مشکل آلمان را حل کنیم. مصلحتی که من میگویم یعنی این. این نماینده اسبق مجلس تصریح کرد: ما هنوز نتوانستیم به مردم اعتماد کنیم و اختیارات را تفویض کنیم و فکر میکنیم؛ ما ولایت داریم بر مردم یعنی مردم صغیر هستند. برخی از نمایندگان درباره فیلترینگ گفتهاند باید مثل پدر با بچهاش برخورد کنیم. همانطور که یک پدر نمیخواهد بچهاش هر فیلمی را ببیند، ما هم فیلتر میکنیم که یک موقع مردم منحرف نشوند. اینها هنوز فکر می کنند که جای پدر نشستهاند و ما صغیر هستیم. وی با اشاره به انتخابات ریاست جمهوری سال 84 تاکید کرد: در آن سال اکثریت آرا و ۶۵ درصد رای دوره اول را داشتیم اما با دست خودمان خودمان را شکست دادیم؛ در حالی که به راحتی میتوانستیم روی آقای هاشمی یا حتی آقای کروبی ائتلاف کنیم و بقیه دولت را ائتلافی تشکیل دهیم و به هیچ وجه این دوره بحران بینظیری که در تاریخ ایران ناکارآمدترین دولت روی کار آمد، آسیبهایی که به نهادهای اداری کشور و اعتماد عمومی وارد شد که در هیچ دورهای وارد نشده است، ایجاد نمیشد.