آرمان ملی- علیرضا پورحسین: در روزهایی که تصور میشد با رفتن دونالد ترامپ وضعیت خاورمیانه آرامتر شود شاهد هستیم که افغانستان، یمن، عراق و سرزمینهای اشغالی همچنان شاهد درگیریهای شدید هستند و تنشها در این مناطق روبهفزونی است؛ امری که نگرانیها را در خصوص آینده خاورمیانه دوچندان کرده است. در راستای بررسی این مساله «آرمان ملی» گفتوگویی با نصرتا... تاجیک، سفیر پیشین ایران در اردن داشته است که در ادامه میخوانید.
انتظار میرفت با رفتن دونالد ترامپ و آغاز مذاکرات ایران و عربستان، تنشها در منطقه کاهش یابد اما امروز فلسطین، یمن و افغانستان به شدت درگیر تنش هستند و در عراق نیز حرکتهایی همچون آتش زدن کنسولگری ایران رخ میدهد، علت این امر چیست و آیا کشوری به صورت مخفیانه در حال خرابکاری است؟
انتظار میرفت با رفتن ترامپ جهان از وقوع جنگ جهانی سوم درامان بماند و وارد دوران جدیدی شویم که از آن تحتعنوان پساترامپ یاد میشد. با رفتن ترامپ و روی کار آمدن بایدن فضایی تنفسی در جهان ایجاد شد و آن نیز به این علت است که بایدن منافع آمریکا را میخواهد از طریق چندجانبهگرایی کسب کند و به دنبال تنش در این عرصه نیست. بایدن با این نگاه تعریفی جدید در عرصه بینالملل ایجاد کرده است. امروز ظرفیت سازش بینالمللی با همین نگاه ارتقا پیدا کرده و این خود یک اتفاق خوب است. مذاکرات ایران و عربستان نیز در همین راستا آغاز شده است. یادمان نرود ایران بارها اعلام کرده بود باید مشکلات منطقه در درون منطقه حل شود اما عربستان به علت اینکه به حمایتهای ترامپ دل بسته بود به پیشنهادات ایران توجه نمیکرد. امروز ظرفیت مصالحه و برتری گفتمان ایجاد شده و باید قدر این مساله را دانست. امروز درگیریها در سرزمینهای اشغالی همچنان اثرات دوران ریاستجمهوری ترامپ است. نتانیاهو در زمان ترامپ آرزو داشت ایران و آمریکا را مقابل یکدیگر قرار دهد و از این طریق ضربه مهلکی به ایران وارد کند. امروز رژیم صهیونیستی که مشاهده میکند دستش از همهجا
کوتاه است، آخرین تلاشهای خود را میکند تا امتیازی از منطقه به نفع خود کسب کند و ضربهای به ایران بزند. تا این لحظه آنها نتیجهای نگرفتهاند و در مقابل نفوذناپذیری اسرائیل خدشهدار شده است. این اتفاقات و تنشها همچنان جزو تبعات دوران ترامپ است و دوران پساترامپ هنوز محقق نشده است. کشورهای عربی به این نتیجه رسیدهاند که کشتارهای امروز در سرزمینهای اشغالی میتواند به علت عادیسازی روابط آنها با رژیم صهیونیستی باشد و بیگدار به آب زدهاند. اتفاقات فعلی در خاورمیانه ناشی از مولفههایی است که در سالهای گذشته در منطقه ایجاد شده است. امروز به دنبال تغییرات سیاسی در آمریکا و تحتفشار افکار عمومی، عربستان دیگر نمیتواند جنایتهای زیادی در یمن داشته باشد. در افغانستان نیز ترامپ به گونهای عمل کرده که اثرات آن را امروز مشاهده میکنیم که یکی از مهمترین آنها تشدید درگیریهای داخلی است. امروز کشورهای خاورمیانه میتوانند با همکاری یکدیگر کاری کنند تا با کمترین هزینه وارد دوران پساترامپ شویم. تحرکات در عراق بیشتر به دنبال حساسیتهای سیاسی است و جنبه بینالمللی زیادی ندارد. مشخصا اصلیترین کشوری که از ناامنی در منطقه
منتفع میشود اسرائیل است و به همین علت طراحیهای خاص خود را دارد تا به منافعش دست یابد. تیم جدید سیاست خارجی آمریکا به این مسائل آگاه است و همچون گذشته در اختیار اسرائیل نخواهند بود. آمریکا به اشتباه امنیت اسرائیل را به امنیت ملی خود گره زده و به همین علت در خرابکاریهای اسرائیل دخیل شناخته میشود.
معادلات خــــاورمیانه را در آینده نزدیک چگونه پیشبینی میکنید؟
همه موارد بستگی به عملکرد کشورهای منطقه دارد. آنچه کشورهای عربی در سال 2012 آغاز کردهاند و از آن تحتعنوان بهار عربی یاد میشد در حال تبدیل به توفانی بود که میسر نشد و باید مشاهده کرد کشورهای عربی این روند را چگونه تداوم خواهند داد. اوضاع کشورهای عربی امروز خوب نیست و بیشتر کشورهای عربی امروز یا با کمکهای بینالمللی یا با کمک آمریکا روزگار میگذرانند. زمانی که اقتصاد جهان به سمت رکود میرود این کمکها نیز کم میشود و به دنبال آن کشورهای عربی نیز کمک کمتری دریافت میکنند. حتی کشورهایی نیز که بهواسطه انرژی وضعیت خوبی دارند متاثر از عدمثبات میشوند. اگر روابط خوبی در عرصه بینالمللی شکل گیرد که گفتمان منطقهای بتواند مکمل آن باشد و از وضعیت امنیتی خارج شوند و به دنبال مناسبات سیاسی و اقتصادی و فرهنگی بروند، شاید بتوان امید داشت خاورمیانه در آینده نزدیک به صلح و ثبات بیشتری دست یابد. از سوی دیگر باید توجه کرد که بایدن سیاست خارجی متفاوتی از اوباما دارد. اوباما تمرکز خود را معطوف به خاورمیانه کرده بود اما بایدن میخواهد با خروج از خاورمیانه بر خاور دور و مسائل و مشکلات آن منطقه تمرکز کند.
آیا با رفتن نتانیاهو و تشکیل دولت جدید در اسرائیل، خاورمیانه و ایران با آرامش بیشتری روبهرو میشوند؟
اسرائیل دو مقوله مجزا دارد. نخست بحث دولت است و در وهله دوم حاکمیت این کشور مطرح است. دولتها در اسرائیل متعهد هستند که اشغال فلسطین را تداوم دهند. مشکل اصلی نیز همین امر است. شاید دولتهای این رژیم تکنیک اجرایی متفاوتی داشته باشند اما همگی در اصل اساسی مورد اختلاف یک سیاست را دنبال میکنند. آوارگان و مهاجرین فلسطین، وضعیت بد زیستی مردم غزه و کرانه باختری و عدم وجود عدالت در این سرزمینها معضلاتی هستند که امروز در فلسطین وجود دارد. اشغال خانهها و زمینها نیز معضل دیگری در فلسطین است که به نظر میرسد با عوض شدن دولت نیز حل نشود. عوض شدن دولت تغییراتی ایجاد میکند اما تحقیر و وضعیت بد زیستی در فلسطین را بهتر نمیکند. آنها هویت ملی فلسطین را هدف گرفتهاند و تغییر دولتها نیز در این امر تغییر زیادی ایجاد نمیکند. وحدت ملی کشورهای مسلمان با یکدیگر و ارتباط آنها با سایر کشورهای جهان یکی از عواملی است که میتواند تغییر ایجاد کند. استفاده از قدرت افکار عمومی و همراه کردن کشورهای بزرگ تاثیری بیش از تغییر دولتها ایجاد میکند.