بستن
کد خبر: ۱۰۱۴۳۰۸

ثبت نام وزارت كشور ملاک شورای نگهبان باشد

ثبت نام وزارت كشور 
ملاک شورای نگهبان باشد
آرمان ملی- محمدهادی علیمردانی: در ماه‌های اخیر در میان بخش‌هایی از بدنه مردم مشارکت نکردن در انتخابات به عنوان راهبردی سیاسی شناخته شده است. در عین حال کشور در تلاش است، تا مشارکت ملی افزایش یابد، اما عملکرد دستگاه‌های نظارتی برای بررسی و احراز صلاحیت‌های نامزدهای انتخابات به‌گونه‌ای است که دایره انتخاب مردم را محدود خواهد کرد. با وجود افزایش اختیار فیلترهای نظارتی بر عملکرد نامزدهای انتخابات، انتظار مشارکت حداکثری مردم و رای دادن به نامزدهایی که از حیث اندیشه سیاسی و راهبرد تفاوت چندانی با یکدیگر ندارند، انتظاری بعید به شمار می‌آید. در همین زمینه «آرمان ملی» گفت‌وگویی با مصطفی درایتی فعال سیاسی اصلاح‌طلب، داشت که در ادامه می‌خوانید.
اخــیر سـخنگوی شورای نگهبان اعلام کرد که تنـها ثـبت‌نام حدود 40 نفر از مجموع 592 نامزد انتخابات پذیرفته شده است. این وضعیت آیا برابر با افزایش اختیارات فیلترهای نظارتی نیست؟ پیامد این کنش را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
ما در نهایت با این پدیده روبه‌رو هستیم. گسترش دامنه استصواب، طبق نظری که ارائه می‌دهند، قدرت آنها را افزایش می‌دهد. سابق بر این روال بود که پس از تایید صلاحیت، مساله دیگری نبود اما حالا می‌گوید حتی بعد از نمایندگی نیز نظارت جریان دارد. این تفسیری است که به صورت معمول دامنه خود را افزایش می‌دهد. در این مرحله فراتر شده و برای دیدگاه خود قانون وضع می‌کنند. شرایط خاص دیگری را جدا از آنچه در قانون اساسی یا قوانین عادی در نظر گرفته شده اجرایی می‌کنند. این برخوردها با انتخاباتی که سرنوشت ملی کشوری در گرو آن است، آسیب‌هایی را در پی دارد. اگر نظری نیز برای تغییر روش وجود دارد، باید از مجاری قانونی موجود پیگیری شود. زمانی که از مسیر قانون پیش برویم، بدعتی به وجود نخواهد آمد، البته قدرت و توان مردم خود را در انتخابات‌ها نشان می‌دهد. به گونه‌ای عمل نشود که این نمایش ملی که برای ملت نشاط به همراه دارد، کم اثر و محدود شود که خاصیت مدنظر محقق نگردد. ادامه تحقق این روند، ممکن است دنباله بیشتری نیز داشته باشد، مشکلاتی از این دست باید در جایی متوقف شود و اینگونه اعمال تفسیر شخصی سلامت نخواهد بود. نمی‌دانم وزارت کشور چگونه رفتار کرده است. طبیعتا وزارت کشور افراد را مطابق قانون ثبت‌نام کرده است و ابلاغیه شورای نگهبان نیز تنها یک تاویل و تفسیر بوده و قانون دانسته نمی‌شود. نباید با مسأله انتخابات به عنوان بزرگترین میراث انقلاب اسلامی به گونه‌ای رفتار شود که دامنه آن محدود شود. در همه دوره‌ها به صورت معمول ما مشکلاتی از این دست را داشته‌ایم اما رو به کم شدن است و اگر بخواهیم کمتر شود، لازمه آن رفتار دقیق‌تر است. باید به گونه‌ای کادرسازی کرد که افراد حداقل‌های مورد نظر را داشته و زمینه قابل قبولی در جامعه داشته باشند. همه دنیا تجربه این مسائل را دارند، باید از این تجربه‌ها استفاده کرد تا هم چنین اتفاقاتی رخ ندهد و هم معنا و اثربخشی انتخابات پا بر جا بماند.
اگــر بپذیریم که اقدامات فیلترهای نظارتی همیشه بوده، در آن صورت باید دید مخالفت‌های جریان اصلاحات با شیوه خاصی از نظارت در 2 دهه اخیر چــه نــتیجه‌ای داشته است. اتفاقاتی که در انتخابات مجلس هفتم رخ داد، در مجلس یــازدهم نیــز تـکرار شد. حالا نیز مشکلات بیشتری را شاهد هستیم. آیا باید از اصلاحات ناامید شد؟
ما باید تلاش خود را به صورت مستمر انجام دهیم. نمی‌توان هیچ بدیلی برای اصلاحات متصور شد. بگوییم اگر اصلاحات را کنار بگذاریم چه باید کرد؟ 2 راه بیشتر باقی نمی‌ماند. یکی اینکه در خانه‌هایی بنشینیم که به معنای بی‌عملی کامل است. میدان را به رقیب بدهیم، اجازه بدهیم هر کاری می‌خواهند انجام دهند و اعتراضی نیز نداشته باشیم. دوم اینکه به سمت دیگر رفت که هر دو یک نتیجه دارد و آن آسیب به کشور است. انباشتگی تقاضاهای مردم منجر نارضایتی خواهد شد که طبیعتا هیچکس نمی‌تواند چنین وضعی را بپذیرد. بیشتر افراد بر این عقیده هستند که چنین مسائلی به ضرر کشور است. پس در نهایت تنها راهی که باقی می‌ماند، اصلاحات است. در اصلاحات نیز باید از هر فرصتی برای بهبود شرایط استفاده کردتا قسمتی و بخشی از نارسایی‌های موجود جبران شود. حتی به عنوان اعتراضی که به شرایط کشور می‌شود، باید اصلاحات را ادامه داد. بدیل دیگری که بتوان گفت برای کشور، جامعه و مردم مفیدتر است، وجود ندارد. با توجه به امکانات موجود باید از حداکثر امکانات برای بهبود امور استفاده کرد تا ببینیم در آینده چه اتفاقی خواهد افتاد. اگر اصلاحات در این انتخابات فعال نباشد، چه اتفاقی می‌افتد؟ دعوای تصنعی دیگری ساخته شده و هیچ بهبودی نیز حاصل نمی‌شد. رقبا نیز به همان شکلی که تا کنون عمل کرده‌اند، وارد میدان شده و مشکلات کشور و مردم را بیشتر کنند. در این مقطع می‌بینیم وقتی سطح مطالبات بالا می‌رود و مردم به ابراز جدی نظر خود می‌پردازند، طبیعتا وقتی رقبا نیز روی کار بیایند، مجبور به پاسخ دادن به مطالبات هستند. اگر صحبتی نیز نباشد، طبیعتا همان مقدار که رویه افراد مرسوم است، وضعیت ادامه خواهد یافت.
با این حال بخشی از فعالان سیاسی بیرون از بدنه حکومت مانند برخی فعالان دانشجویی، راهی به عنوان مشارکت نکردن در انتخابات برای افزایش فشار را پیشنهاد می‌دهند. نظر شما چیست؟
در شرایطی که روند سیاسی کشور پیش می‌رود، اگر نیامدن را بتوان معنا کرد و هدف داد، شرکت در انتخابات یا عدم شرکت هر دو حق مردم است و می‌توانند نیایند. من با بی‌عملی مخالفم، نه اینکه اصرار بر آمدن داشته باشم. اعتقادم بر این است که جامعه باید نسبت به سرنوشت و حساسیت‌های خود بپردازد تا مسئولان مجبور شوند، به بخشی از این خواسته‌ها تن بدهند. گاهی اوقات این مطالبه با آمدن محقق می‌شود و گاهی اوقات نیز با نیامدن محقق خواهد شد. نتیجه را همیشه نباید سلبی معنا کرد. اگر نیامدن به عنوان کاری سلبی منجر به واکنش افراطی نشود، مفید و معنادار است. گاهی اوقات شاید نیامدن مانند آمدن تاثیر مثبت بگذارد. مردم هستند که در این زمینه تصمیم می‌گیرند. اگر ببینند نیامدن موثر است، تصمیم به نیامدن می‌گیرند اما اگر پاسخی دریافت نکنند، رویکرد دیگری را اتخاذ خواهند کرد. این تلقی و تصور که فشار می‌آید و غیره به نظر می‌رسد، صرفا یک شعار است. این فشارها وجود دارد، فشار بر مسئولان بهتر از فشار بر مردم است. حکومت شاید بتواند اجمالا بعضی از فشارها را با ابزارها و امکاناتی که دارد تحمل کند ولی ما باید تلاش کنیم، فشار از روی مردم برداشته شود. باید این امر را هدف قرار داد. اگر تصور این باشد که بدیلی مشخص که بتوان بر آن حساب باز کرد وجود داشته باشد، چه با رای دادن و چه رای ندادن، طبیعتا آنجا توجیه سیاسی پیدا خواهد کرد ولی باید بدانیم که باید به دنبال کاهش فشار بر روی مردم باشیم.
انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی