دولت برای کاهش کسری بودجه هم باید مخارج خود را کنترل کند و هم بتواند درآمدهای پایدار خود را افزایش دهد. کاهش معافیتهای مالیاتی و مقابله با فرار مالیاتی میتواند در این زمینه کمک زیادی به افزایش درآمد دولت و کاهش کسری بودجه کند. عدم وابستگی صندوقهای بازنشستگی به دولتها نیز یکی دیگر از موضوعاتی است که دولت آینده باید به آن توجه ویژه داشته باشد. مساله این است که اتفاقا دولتها برای علایق سیاسی شان ممکن است دست به چنین کاری بزنند و به صندوقها هزینههای جدید و بیشتر تحمیل کنند که مثلا فلان خرج را انجام دهید به این امید که در آینده دولت پول آن را به صندوق خواهد داد ولی درعمل دولت بدهی پولی به صندوق نخواهد داد. یعنی برای این صندوقها هزینه بتراشیم بدون اینکه به فکر درآمد برای آنها باشیم. اتفاقا در کشور چنین تصمیماتی برای صندوقها زیاد گرفته میشود و هم دولت و هم مجلس در این داستان دخیل هستند. ما به وفور قوانینی داریم و طرحهایی در مجلس بحث میشود که میخواهند یا سن بازنشستگی را کم کنند یا مشاغلی را تحت عنوان سخت و زیان آور ببرند. مثلا کارکنان شرکت ملی پست، مشاغل دریانوردی و... سخت و زیانآور بشوند. اگر شغلی سخت و زیان آور شود، یکی از پیامدهای جدی آن این است که سن بازنشستگی برای افرادی که در آن صنف اشتغال دارند، پایین میآید. یعنی به جای 30 سال با 20 سال سابقه بازنشسته میشوند. در این صورت صندوق بازنشستگی 10 سال کمتر حق بیمه میگیرد و از طرفی ۱۰ سال بیشتر مستمری میدهد. هم درآمدهای صندوق بازنشستگی را به اندازه 10 سال حق بیمه کم میکنیم ولی به اندازه 10 سال مستمری بیشتری باید پرداخت کند. یعنی درآمدهای این صندوق را کاهش داده و هزینههای جدید و اضافی برای آنها ایجاد کردهایم. در واقع همه طرحهایی که با انگیزه حمایت از برخی مشاغل و تبدیل آنها به سخت و زیانآور مطرح میشوند، مشکلات مالی جدی برای صندوقها به بار میآورند. اتفاقی که سال گذشته در خصوص افزایش مستمری بازنشستهها افتاد میتواند شاهد مثالی برای همین موضوع باشد. وقتی بدون در نظر گرفتن منابع کافی و پایدار برای صندوقها، سیاست افزایش مستمری بازنشستهها را در پیش میگیریم، یعنی حقوق بازنشستهها را زیاد میکنیم، دقیقا در حال افزایش هزینهها بدون در نظر گرفتن درآمد برای این صندوقها هستیم. دولت به صندوقهای بازنشستگی گفته ۳۰ یا ۴۰ درصد حقوق بازنشستهها را زیاد کند. هم تامین اجتماعی و هم صندوق بازنشستگی لشگری و هم کشوری این کار را انجام داده است. این موضوع تحت عنوان سیاست همسانسازی مستمری رخ داده است. این امر موجب شده هر سه صندوق، هزینههایشان به شدت افزایش پیدا کرده است. برای این سه صندوق در یک سال بیش از ۶۰ هزار میلیارد تومان هزینه درست شده است. هزینهای که پایدار هم هست و برای همیشه باید پرداخت شود. باید توجه داشت کسی مخالف تقویت قدرت خرید بازنشستهها بخصوص افراد کم درآمد نیست، ولی اولا باید توجه کرد که برای حمایت از بازنشستگان کم درآمد لزومی ندارد که مستمری همه بازنشستهها را زیاد کرد، و ثانیا این افزایش مستمری حتما باید با منبع مالی سالم و مشخص باشد وگرنه پیامدهای منفی آن دامن عموم مردم و بازنشستگان را خواهد گرفت. در حال حاضر هم مشکل اینجاست که درآمد پایداری برای صندوقها دیده نشده که از چه محلی این هزینه را باید تامین کنند، البته باید به این نکته نیز اشاره کرد که برای اجرای این سیاست مجموعهای از داراییها و سهام شرکتها به صندوقها واگذار شده است. البته کفایت این میزان دارایی و میزان نقدشوندگی آن بطور جدی محل تامل است، اما در صورت کفایت و نقدشوندگی این داراییها برای یک سال این سیاست را تامین مالی میکنند یعنی درآمدی کاملا ناپایدار. هم اکنون همین سیاستهایی که گفته شد در دولت و مجلس پیگیری میشود که هزینههای صندوقها را زیاد میکنند، ولی درآمدهای صندوقها را نه.