پس از چند روز درگیری شدید در بیتالمقدس، اسرائیل موقتا از تخلیه اجباری منازل خانوادههای فلسطینی در محله قدیمی شیخ جراح قدس عقبنشینی کرده است. دادستان کل اسرائیل از دیوان عالی خواسته است که جلسه درخصوص تخلیه این منازل تا 30 روز دیگر به تعویق بیندازد. اسرائیل که در سالیان اخیر بیمحابا شهرکسازی کرده و منازل فلسطینیها را در قدس و مناطقی دیگر مصادره و تخریب کرده، چه شده که این بار هر چند موقتا عقب نشسته است. اکنون پرسش کانونی درباره دلیل آن است. چند فاکتور در این خصوص تاثیرگذار بوده و دولت نتانیاهو و دستگاه قضائی اسرائیل را به این عقبنشینی وادار کردهاند. نخست، حجم واکنشهای بالا و سرعت آنها در سطح منطقه و جهان بوده است. نگارنده تحولات منطقه بهویژه منازعه کهنه خاورمیانه میان اسرائیل و فلسطینیها را به دقت دنبال میکند. چنین واکنشهایی هر چند در سطح مطلوبی نیست، اما در یک دهه اخیر بیسابقه است؛ یک دههای که در نتیجه بهار عربی تنشها میان بازگیران فروملی و فراملی منطقه رنگ خون و بعد حذفی به خود گرفته و هر که هر چه در توان داشته برای حذف رقبای خود در درون یک کشور مثل مصر یا در سطح منطقه دریغ نکرده است. در نتیجه این وضعیت، فرصتی طلایی برای اسرائیل شکل گرفته که هنوز هم ادامه دارد و فلسطینیها قربانی اصلی آن بوده و هستند. حالا شرایط «اندکی» تغییر کرده است. بعد از یک دهه درگیری و جنگهای نیابتی همه بازیگران تقریبا خسته شدهاند و تداوم این تنشها به مصلحت هیچ طرفی نیست. از این رو، گفتمان آشتی و گفتوگو از زیر آوار تنشها و بحرانهای فرسایشی سربرآورده و هر چند فعلا کمرنگ است و امیدوارکننده است. هرچند فعلا زود است که دورنمای خوشبینانهای از پایان این تنشهای چندلایه ترسیم کرد، اما تداوم آرامش و گفتوگوهای منطقهای میان ایران و عربستان، مصر و ترکیه و دیگر طرفهای درگیر میتواند فضای منطقه را به سمت دیگری سوق دهد. البته این فعلا در حد یک احتمال است و تحقق آن ارادهای فراگیر و مهم میخواهد. اما همین که اندکی از انرژی طرفهای منطقهای از زیر فشار تنش و بحران آزاد شود، بازیگران فرصتی هر چند ناچیز برای اندیشیدن به مسائل مهمتر خواهند یافت. همین امر خود باعث شکلگیری حجم نسبتا مناسبی از واکنشهای رسمی کشورهای منطقه در قبال تحولات قدس شده است. البته نباید از فاکتور مهم دیگر یعنی اعتراضات مدنی گسترده فلسطینیها در قدس و حضور گسترده دهها هزار نفری آنها در مسجدالاقصی غفلت کرد. در نتیجه از همان ساعات اولیه شروع تنشها در قدس فورا درخواست تشکیل نشست وزرای امور خارجه اتحادیه عرب و سازمان همکاری اسلامی مطرح شد؛ در حالی که طی دو جنگ 2012 و 2014 علیه غزه هفتهها گذشت تا نشستی برگزار شد و در آن هم خیلی کشورها شرکت نکردند. همچنین اردن کاردار سفارت اسرائیل را در اعتراض به حوادث قدس فراخواند و وزارت امور خارجه مصر نیز از سفیر آن دعوت کرد و توضیحاتی خواست. ناگفته هم نماند رفتن ترامپ از کاخ سفید شکلگیری چنین واکنشهایی را تسهیل کرده است. البته فاکتور مهم دیگر در عقب راندن اسرائیل بر اساس آنچه نگارنده از برخی منابع منطقهای شنیده، فشارهای پشتپرده دولت بایدن بوده است. هر چند مواضع اعلامی آن در چارچوب متعارف سیاست آمریکا در قبال اسرائیل و دعوت از طرفین به خویشتنداری و... بوده، اما اظهارات تند برخی سناتورهای برجسته دموکرات نظیر برنی ساندرز، الیزابت وارن و کریس مورفی و نمایندگان دموکراتی همچون الکساندریا کورتیز علیه سرکوب شهروندان فلسطینی در قدس و تلاش برای کوچاندن آنها میتواند منعکسکننده همان فشارها پشتپرده باشد. البته این موضع دولت بایدن نشان از تغییری در سیاستهای آمریکا در قبال اسرائیل نیست؛ بلکه در کل به مخالفت ایجاد تنشی دیگر در شرایط کنونی در منطقه و تمایل آن به آرام کردن اوضاع برمیگردد. اینکه انگیزه چنین سیاستی چیست؟ یادداشت مفصلی میطلبد و این نوشته ظرفیت پرداختن به آن را ندارد. نشانههای این رویکرد بایدن را میتوان در قبال بحران یمن و تلاش برای کاهش تنشها با ایران مشاهده کرد. در این راستا، گفته میشود نگرانی دولت آمریکا نسبت به احتمال شروع جنگی دیگر در نتیجه تهدید گروههای حماس و جهاد در غزه به واکنش نسبت به تحولات قدس در درخواست «جدی» آمریکا و اروپا از تلآویو برای دست برداشتن از اقدامات یکجانبه در قدس در شرایط فعلی تاثیرگذار بوده است. در آن سو نیز واکنش اروپاییها و کمیته چهارجانبه بینالمللی تاثیرگذار بوده است. انتقادات از اسرائیل در جامعه آمریکا و اروپا رو به رشد است و هر چند فعلا ترجمان رسمی قابلتوجهی پیدا نکرده، اما بیتاثیر نیست. به هر حال، با وجود تعویق تخلیه منازل چند خانواده در قدس، هنوز اوضاع بحرانی است و تحولات یکی دو روز آتی از جهت تهدید یهودیان تندرو به ورود به مسجدالاقصی و تنش در مرزهای غزه تعیینکننده است و باید منتظر ماند و دید چه میشود.