بستن
کد خبر: ۱۰۱۳۵۵۹

پرسشگری یا مثبت‌اندیشی؟

پرسشگری یا مثبت‌اندیشی؟
شهروز فروتن‌کیا جامعه‌شناس

این روزها که خرید کتاب کم‌کم به فراموشی سپرده شده، اگر سری به کتابفروشی‌ها و دکه‌های کتاب بزنیم؛ کم نمی‌بینیم قفسه‌هایی پر شده از کتاب‌های روانشناسی بازاری و زرد و در خوش‌بینانه‌ترین حالت روانشناسی مثبت‌گرا. در فضای مجازی هم افراد بی‌شماری هستند که مطالب زیادی در راستای مثبت‌اندیشی و روانشناسی تیپ شخصیت و فال و... به اشتراک می‌گذارند. فراوانی این تیپ نوشته‌ها آنقدر زیاد شده است که اکنون عامه مردم ایران روانشناسی را با همین نوشته‌های بی‌منزلت می‌شناسند. «روانشناسی علمی جایگاه خود را از دست داده است». اگر امروزه از هر ایرانی پرسیده شود به چه چیزی علاقه دارید بی‌شک یکی از علایق آنها روانشناسی است....اما کدام روانشناسی؟ عموما منظورشان این مدل نابهنجار روانشناسی است که من اسمش را روانشناسی زرد و بازاری می‌گذارم. حال سوال این است که کارکرد این مطالب و مهمتر از آن علل گرایش مردم به آن چیست؟ اگر به محتوای این‌گونه مطالب که اکثرا مثبت‌اندیشی را ترویج می‌دهند بیندازیم، متوجه خواهیم شد که این‌گونه مطالب در پی تربیت انسانی خاص هستند: مثبت‌اندیشی نه‌تنها نمی‌تواند باعث بهبود وضعیت یک جامعه شود؛ بلکه جامعه را محافظه‌کار هم می‌کند. انسانی محافظه‌کار که انتقادش به جامعه یک نوع بیماری و جامعه‌ستیزی تلقی می‌شود! در مکتب روانشناسی بازاری موفقیت و مثبت‌اندیشی ارج نهاده می‌شود. اما کدام موفقیت؟ موفقیتی که با تلاش استثنایی فردی به دست می‌آید. به فرد گفته می‌شود: «خودت عامل موفقیت خودت هستی در هر شرایطی. به راحتی می‌شود با تلاش فردی استثنا شد: بيل گيتس شدن، استيو جابز شدن. آنها هم از هیچ شروع کردن. تو هم مي‌تواني موفق باشي. تمام چيزها به خودت برمي‌گردد، ساختارهای اجتماعی بیرونی بي‌معناست، فقط ذهن و فکرت مشکل دارد. نابرابري‌ها، فسادها، اختلاس‌ها، كلاهبرداري‌ها، هيچ چيز مهم نيست. روان و ذهنت مشکل دارد باید خودت را اصلاح کنی تا موفق باشی...». روانشناسی مثبت‌گرا به خوبی برای سرپوش گذاشتن بر عوامل کلان و نادیده گرفتن ساختارهای بیمار سیاسی و اجتماعی و فسادهای پشت‌پرده طبقه سرمایه‌دار و مراکز قدرت به کار برده می‌شود. آنچه مارتین سلیگمن به عنوان مبدع روانشناسی مثبت‌گرا در نظر داشته توجه به توانمندی انسان‌ها بوده ولی متاسفانه امروزه به عنوان مخدری برای ذهن توده‌ها استفاده می‌شود. متاسفانه امروزه در شبکه‌های مجازی درصد قابل‌تاملی از محتواها به این‌گونه مطالب اختصاص داده شده است. هزاران کانال تلگرامی به ترویج روانشناسی زرد و بازاری می‌پردازند. همچنين اين دروغ‌ها در بازار نشر در ايران توانسته است در آگاهي عموم ريشه كند و با بازي با عبارات علمي مانع از ايجاد تفكري انتقادي نسبت به اجتماع نزد مردم عادي شوند. روانشناسی زرد مسائل سياسي، اجتماعي و تاريخي را به فرد فرافكني مي‌كنند. در این راستا آنچه اتفاق مي‌افتد، بي‌توجهی محض نسبت به عوامل كلان است. به نظر می‌رسد هرگز این‌گونه استدلال‌های مثبت‌اندیشی و موفقیت به مرحله آزمون نرسیده‌اند ولی افراد کورکورانه به آنها ایمان دارند. سوال این است اگر مثبت‌اندیشی چاره همه مشکلات است؛ پس چرا کارگران با مثبت‌اندیشی با وضعیت معیشت بهتری مواجه نمی‌شوند؟ آیا محیط‌زیست با مثبت‌اندیشی به وضعیت بهتری باز می‌گردد؟ توحش دنیای سرمایه‌داری غرب با مثبت‌اندیشی کم می‌شود؟ فساد، فقر و بیکاری با مثبت‌اندیشی از بین می‌روند؟ به نظر می‌رسد مثبت‌اندیشی نه‌تنها نمی‌تواند باعث بهبود وضعیت یک جامعه شود؛ بلکه جامعه را محافظه‌کار هم می‌کند. به راستی چرا به جای مثبت‌اندیشی فرهنگ پرسشگری را در جامعه باب نکنیم؟

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی