آرمان ملی- علیرضا پورحسین: نخستین روز از ماه میلادی جاری همزمان شد با خروج نیروهای نظامی آمریکا از افغانستان پس از حدود 20 سال که با فراز و نشیبهای بسیاری همراه بود. در راستای خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان، فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا اعلام کرد که تاکنون ۶۰ هواپیمای ترابری C-۱۷ مملو از تجهیزات نظامی از افغانستان خارج شدهاند و قرار است ۱۳۰۰ قطعه تجهیزات دیگر نیز که قابلیت جا به جایی ندارد، منهدم شود. امری که با آنچه تقویت ارتش افغانستان نامیده میشود در تناقض است. تاکنون حدود 6 درصد از کل روند خروج نظامیان آمریکایی از افغانستان تکمیل شده و به نظر میرسد این روند تا ماه سپتامبر نیز تداوم داشته باشد. آنچه که امروز بیشتر مورد بحث قرار گرفته آن اتفاقاتی است که پس از خروج آمریکا از افغانستان رقم خواهد خورد. کشوری که در همسایگی ایران قرار گرفته و عملا مقوله امنیت در این دو کشور به یکدیگر گره خورده است. از نفوذ چین در افغانستان تا شروع مجدد جنگ داخلی در این کشور از جمله سناریوهایی است که برای آینده افغانستان پیشبینی شده است. کشوری که برخی حکومت فدرال را چاره خروج این کشور از بحران میدانند و برخی نیز
مشارکت تمامی گروهها و اقوام در قدرت مرکزی را پیشنهاد میکنند. اتفاقاتی که به نظر میرسد در کوتاه مدت افغانستان نتواند آنها را تجربه کند و همین امر نگرانی ها را در خصوص این همسایه شرقی ایران دوچندان کرده است. در راستای بررسی تحولات گذشته و آینده این کشور، «آرمان ملی» گفتوگویی با محسن روحی صفت، دیپلمات و رئیس پیشین ستاد افغانستان در وزارت امورخارجه داشته است که در ادامه میخوانید.
حضور دو دههای ایالات متحده در افغانستان را چگونه ارزیابی میکنید؟
آمریکا با وجود اینکه در 20 سال گذشته شاهد دولتهای متعددی از جناحهای مختلف بوده است اما در حل مشکل افغانستان ناکام ماند. مشخصا هر نیرویی که به هر عنوانی وارد کشور دیگری می شود، چه اشغالگر باشد و چه برای کمک وارد شده باشد، بالاخره باید از آن کشور خارج شود. خروج زمانی رقم میخورد که دستاوردها محقق شده و یا به اهداف ترسیم شده رسیده باشند. آمریکا پس از حضور دو دههای در افغانستان به آن چیزی که به عنوان هدف اعلام کرده بود، نرسید و هیچ افق روشنی نیز برای این کشور وجود نداشت که در سالهای آینده چه دستاوردهایی در افغانستان خواهد داشت. آمریکا مهمترین اهداف خود را در افغانستان، شکست دادن افراطیون، ملت سازی در افغانستان، توسعه اقتصادی و پیشرفتهای اجتماعی در این کشور ترسیم کرده بود و حتی به این مسائل نیز نزدیک نشده بود و پیشبینیها نیز این بود که امکان تحقق این موارد وجود ندارد و به همین علت تصمیم به خروج از افغانستان گرفتند. آمریکا در افغانستان جام زهر را نوشید زیرا اگر از افغانستان خارج نمیشد متحمل خسارتهای بیشتر میشد و امروز نیز که دست به این اقدام زده است نشان میدهد که شکست خورده است و به آنچه که متصور
بود دست پیدا نکرد و برای جلوگیری از ضرر بیشتر اقدام به ترک افغانستان کرد.
ایران در دو دهه اخیر و به دنبال حضور آمریکا در افغانستان چگونه عمل کرد و چه موانعی برای حضور پررنگ ایران در این کشور وجود داشت؟
آمریکا در ابتدا که قصد برخورد با نیروهای تندرو در افغانستان را داشت از همکاری ایران نیز بهره میبرد. همراهی ایران برای مقابله با افراط گرایان در افغانستان، یک کمک بزرگ برای آمریکا بود اما این آمریکا بود که تمایل به ادامه همکاری با ایران را نداشت و این بوش بود که ایران را پس از ورود به افغانستان محور شرارت نامید. آمریکا به جای اینکه قدردان ایران برای مقابله با افراطیون باشد، به ایران تهمت زده و ایران را تحریم کرد. این نگرش آمریکا سبب شد تا همکاریهای ایران و آمریکا در افغانستان قطع شود. پس از آن ایران به عنوان اینکه همسایه افغانستان است و دین و زبان مشترک دارند، تمام تلاش خود را کرد تا توسعه اقتصادی، ثبات، آتشبس و صلح در افغانستان محقق شود. ایران بدون در نظر گرفتن دشمنی آمریکا تلاش کرد تا دولت افغانستان مستقر شده و بتواند اداره این کشور را در دست گیرد. باید توجه داشت که وجود امنیت و آرامش در افغانستان در وهله نخست به نفع ایران بود و ایران نیز در این عرصه تمام تلاش خود را کرد. ایران، میدان افغانستان را به محل درگیری خود با آمریکا بدل نکرد و در بازی کسانی نیز که چنین قصدی داشتند نیز وارد نشد. در مقابل
آمریکا خصومتهای خود با ایران را وارد افغانستان کرد و در مواردی که شرکتهای ایرانی به دنبال همکاری در افغانستان بودند برای آنها مانع تراشی میکرد و بعضا فشار وارد میکرد تا شرکتهای ایرانی از افغانستان خارج شوند و اجازه مشارکت ایران در توسعه افغانستان را نمیداد. آمریکا عملا با حضور شرکتهای ایرانی در مزایدهها و مناقصهها نیز مخالفت میکرد. آمریکا پس از دو دهه متوجه شده است که بدون ایران نمیتواند مشکل افغانستان را حل کند و امروز چارهای جز خروج برای آنها باقی نمانده است. سایر کشورها امروز نیز باید بدانند که مشکل افغانستان امروز بدون ایران حل نمیشود زیرا ایران همسایهای با مرزهای گسترده با افغانستان است و شناخت صحیحی از موضوعات این کشور داریم. صلح و ثبات برای افغانستان از دور محقق نمیشود زیرا ریشه در عدم شناخت از این کشور خواهد داشت.
تغییر دولتها در آمریکا، نحوه همکاری این کشور با ایران را در افغانستان تغییر داد؟
باید توجه داشت که ایران نقش بسزایی در سقوط طالبان داشت اما آمریکا این همکاری را از بین برد. آمریکا رابطه خود را با ایران قطع کرد. ایران اقدامی انجام نداد و این آمریکا و دولت بوش بود که تغییر رویه دادند. آنها ایران را جز دشمنهای خود قرار دادند و ایران را تحریم کردند. ایران که آمریکا را تحریم نکرده است. آمریکا پس از دولت بوش باید از این رویه عقبنشینی میکرد، اما این کار را انجام نداد. باید توجه داشت که ایران دیگر به آنها اعتماد نداشت. زمانی که یک همکاری شکل میگیرد و بدون علت این همکاری قطع شود و علیه همکار نیز موضعگیری شود، عملا اعتماد از بین میرود. امروز نیز اگر آمریکا بخواهد در افغانستان با ایران همکاری کند ایران مثال گذشته را خواهد زد و قطعا عنوان میکند این آمریکا بوده است که قطع همکاری کرده است. باید آنها ضمانت هایی دهند تا این اتفاق دوباره رخ ندهد. این اتفاقات در دولت اوباما نیز تداوم یافت و ایران تحت همان عناوین تحریم بود و افغانستان در برخی موارد نمیتوانست با شرکتهای ایرانی همکاری کند.
پس از خروج آمــریکـا از افغانستان، چه اتفاقاتی در انتظار این کشور است و مسیر خروج از بحران کدام است؟
افق روشنی برای آینده افغانستان در کوتاه مدت نمیتوان متصور بود. خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان همانند یک عمل جراحی است. نیروهای آمریکایی در افغانستان یک توازن قوا ایجاد کرده بودند که با خروج آنها این توازن بر هم خواهد خورد. این عدم توازن عواقبی دارد. هیچ عمل جراحی بدون خون ریزی نخواهد بود. تا مدتی تنشها و چالشها در افغانستان زیاد میشود. اگر ارتش و پلیس افغانستان که مهمترین ارکان نظامی این کشور هستند یک قدرت سیاسی مستحکم در پشت خود داشته باشند میتوانند این چالشها را پشت سر بگذارند. قدرت سیاسی مستحکم نیز با اتحاد تمامی گروههای سیاسی در افغانستان محقق میشود. این تنها مسیری است که میتواند مانع تسری تنش در افغانستان شود و میتواند دولت مرکزی افغانستان را حفظ و از سقوط آن جلوگیری کند. امروز نیروی نظامی واحد در افغانستان وجود دارد و اراده سیاسی نیز برای حفظ کشور وجود دارد. در این میان داشتن انگیزه نیز ضرورت دارد و این انگیزه زمانی حاصل میشود که گروههای سیاسی به صورت یک پارچه حامی دولت مرکزی افغانستان باشند.
این احتمال وجود دارد که کشوری همچون چین و یا سایر کشورها از وجود خلأ یک قدرت در افغانستان بهره جسته و در این کشور نفوذ کنند؟
امروز شرایط متفاوت شده است و بعید به نظر میرسد کشوری دیگر ریسک کند و جا پای آمریکا گذارد و وارد افغانستان شود. در گذشته در ابتدا بریتانیا وارد افغانستان شد و ناکام ماند. سپس شوروی نیز این امر را تجربه کرد و شکست خورد. در آخرین مرحله نیز ایالات متحده آمریکا به آن چه که میخواست در افغانستان نرسید. قطعا کشورهای بزرگ از این تجربیات استفاده خواهند کرد و وارد افغانستان حداقل به صورت فیزیکی و مستقیم نخواهند شد. امروز اقدامات حساب شده است و بعید به نظر میرسد که یک کشور بدون محاسبه این ریسک را انجام دهد. در خصوص چین نیز باید گفت که درست است که مرز زمینی مشترک با افغانستان دارد، اما آن یک مسیر دورافتاده و صعبالعبور است که نمیتواند یک مسیر برای باز شدن پای چین به افغانستان باشد و عملا هیچ جاده و مسیری در آن منطقه تعریف نشده است. چالش امروز افغانستان یک چالش امنیتی و نظامی است و بعید به نظر میرسد در این عرصه کشوری دست به اقدامی زند. چین به علت مشکلات امنیتی که در شرق کشور خود دارد بعید به نظر میرسد دردسرهای خود را زیاد کند. باید توجه داشت که اویغورهای ایلت سین کیانگ چین رابطه زیادی با طالبان دارند و نیروهای
اویغور زیر نظر طالبان آموزش میبینند و این نیز میتواند برای چین یک چالش باشد. در عرصه اقتصادی نیز آمریکا بعید به نظر میرسد عرصه افغانستان را خالی کند و فعالیتهای اقتصادی خود را در افغانستان گسترش میدهد و عرصه را برای چین خالی نخواهد کرد. چین نیز افغانستان امن را میخواهد و علت آن نیز ارتباط اویغورهای مسلمان چینی با طالبان و گروههای تروریستی و تندرو افغانستان است. امروز ناامنی افغانستان به نفع هیچ کشوری نیست و امنیت در افغانستان نیز با حضور خود نیروهای افغان و یک دولت مرکزی قدرتمند محقق میشود و نه بواسطه حضور کشوری دیگر در افغانستان. این احتمال وجود دارد که یک همکاری بین قدرتهای جهانی و منطقهای نیز شکل گیرد تا ثبات در افغانستان به وجود آید و در همین راستا شاید یکی از همکاریها نیز همکاری اقتصادی چین و آمریکا در افغانستان باشد تا خیال چین از امنیت در شرق کشور خود راحت شود. این ثبات و امنیت به نفع ایران نیز خواهد بود زیرا ما چالشهای زیادی در این عرصه داریم.
آیــا ایــران میتواند همکاری نظامی و امنیتی با افغانستان پـس از خروج آمریکا از این کشور داشته باشد؟
بخش مهمی از این اتفاق برمیگردد به خواست دولت مرکزی و اینکه آن کشور از ایران این تقاضا را داشته باشد که دلت مرکزی تا این لحظه درخواستی از ایران داشته است. باور ایران این است که نیروهای افغانستانی، نظامیان خوبی هستند و میتوانند امنیت را به این کشور بازگردانند. امروز آن چه که به نظر میرسد نظامیان افغانستانی بیشتر نیاز دارند یک انگیزه در راستای ایجاد امنیت در کشورشان است. انگیزه کمک میکند تا خودشان بتوانند امنیت را در افغانستان بدون کمک کشورهای دیگر برقرار کنند. شاید افغانستان امروز نیاز به مستشارانی برای سازماندهی به امور نظامی و امنیتی خود نیاز داشته باشد، اما جنگ سوریه و حضور داوطلبانه افغانستانیها در این جنگ برای کمک به امنیت سوریه، نشان داد که افغانستان پتانسیل نظامی خوبی دارد و میتوانند از این پتانسیل برای ایجاد امنیت در کشور خود استفاده کنند. افغانستان با کمبود نیروی نظامی امروز مواجه نیست. باید توجه داشت که اگر امروز اختلافات و مشکلات ایران و آمریکا کمتر شود و دو طرف تا حدی به یکدیگر اعتماد کنند که امری زمان بر است، این شرایط مهیا میشود تا افغانستان به راحتی از ایران بخواهد تا در صلح و ثبات
این کشور نقش بیشتری ایفا کند. امروز از این اتفاق فاصله داریم و صرفا همکاریهای مرزی و ایجاد امنیت در مناطق مرزی در دستور کار است.