چندماه است محمود احمدینژاد در اظهارات سریالیاش، به افراد و سازمانها و دستگاههای مختلف نسبتهایی میدهد که بعضی از آنها به وضوح دروغ است و بخشی دیگر مصداق تهمت و در پارهای موارد نیز صحت و سقم آنها مشخص نیست. با این حال ندیدهایم هیچ یک از مقامات قضایی و غیرقضایی درباره حرفهای او واکنش نشان دهند. بهخصوص اصولگرایان تقریبا به نوعی خفقان گرفتار آمدهاند. برای این سکوت، دلایل و توجیهاتی بیان شده از جمله اینکه:-احمدی نژاد دچار اختلال روانی است و طبق قانون، بیماران روانی مسئولیت کیفری در برابر اعمالشان ندارند.- او برای جلب توجه دست به چنین کارهایی میزند.- عامل سرویسهای اطلاعاتی بیگانه شده و قصد بلوا دارد.- از سوی افرادی در داخل، بازیچه قرار گرفته تا اهداف آنها را محقق کند.- میخواهد با تهدید به افشای اطلاعاتی که دارد، از محاکمه و برخورد قضایی درامان بماند. حرفهای او حتی تا توهین به رهبری نظام و حتی نشانههای براندازی حکومت هم پیش میرود اما به یکی از دلایل بالا و غیر آن مورد توجه قرار نمیگیرد.
اما یک اظهارنظر ظریف، که فاقد همه ویژگیهای بالاست، به شدت برجسته میشود و مورد حمله قرار میگیرد. چرا؟ بسیار روشن است. برخلاف احمدینژاد، که هیچ جایگاهی در نظام (منهای علاقه صداوسیما به او که با نظرسنجیهای ساختگی، برایش پایگاه اجتماعی چنددرصدی میتراشد) ندارد، محمدجواد ظریف با وجود تخریبهای دو،سه سال گذشته، که او را حتی به جاسوسی متهم کردهاند، در افکار عمومی بالاترین میزان محبوبیت را دارد و هنوز هم حتی اگر نامزد انتخابات نشود، حمایتش از هر کاندیدای دیگری، با شانس بالا برای برنده شدن همراه است.