بستن
کد خبر: ۱۰۱۳۴۴۸

انسانی و زیبا

انسانی و زیبا
مهدی ادیب‌زاده مترجم

در فاصله‌ بین جنگل و ستاره‌ها، هیچ‌چیز آنطور که به‌نظر می‌رسد نیست. «جایی که جنگل با ستاره‌ها دیدار می‌کند» اولین رمان گلندی وندرا هنگامی آغاز می‌شود که قهرمان داستان، جوآنا، با دختری جوان روبه‌رو می‌شود که ادعا می‌کند، یک بیگانه فضایی است و می‌خواهد رازهای او و همسایگانش را فاش کند.
دختر جوان پابرهنه‌ای که فقط لباس خواب به تن دارد در وسط جنگل ایلینوی چه می‌کند؟ دخترک خود را اورسا می‌نامد و می‌گوید که از سیاره‌ هترایه آمده. او به‌طرز ماهرانه‌ای، مانند یک کودک زیرک و حیله‌گر، جوآنا را متقاعد می‌کند تا او را نزد خودش نگه دارد. جوآنا، پرنده‌­شناسی است با قلبی بزرگ و دلی شکسته و گیب که از همه گریزان است و زخم‌های پنهان خودش را دارد.
اورسا ادعا می‌کند که برای دیدن پنج معجزه به مدرسه‌ زمین آمده، اما همان چیزی را اجرا می‌کند که دیده است‌. به تدریج، کنجکاوی‌ و معصومیت همیشگی‌اش، جوآنا و گیب را ترغیب می‌کند تا راهی برای حمایت از او پیدا کنند. سپس زخم‌هایشان را برای هم فاش می‌کنند که باعث می­شود به‌هم نزدیک‌تر ‌شوند.
جوآنا و گیب تلاش می­کنند تا رمزورازهای زندگی اورسا را ​​کشف کنند. جوآنا، طبیعت‌گرا است ولی سرانجام دلش به رحم می‌آید و اورسای جذاب را می­پذیرد. او که مادرش را به دلیل سرطان سینه از دست داده، اخیرا توانسته در جدال با این بیماری پیروز شود. گیب رابطه‌ خود را با مادرش، خانواده‌اش و به همین ترتیب با خودش از دست داده. آنها دیگر در برابر اورسا مقاومتی ندارند، اما اورسا همه کار می‌کند تا آنها به حدس‌زدن درمورد سرگذشت او ادامه دهند.
عامل پیوند این سه نفر را که به‌طور طبیعی با یکدیگر هیچ ارتباط و شباهتی ندارند، وجود پدیده‌ ماوراءالطبیعه‌ای است که به آن عشق نوظهور می‌گویند. پدیده‌ای که میان افرادی که از دست‌رفته‌ای دارند به وجود می‌آید. آنچه آنها را تهدید می‌کند تا از هم جدا شوند، در اعماق تاریک جنگل و بدتر از آن، در روح زخمی و رازهایی است که پنهان کرده‌اند، به قدری که فاش‌کردنش برای خودشان هم دشوار است.
این رمان به سرعت از تاریکی خارق‌العاده و عجیب‌وغریب (یا شگفت‌انگیز، چراکه اورسا به عجیب‌وغریب وسواس دارد) به تاریکی بیش از حد واقعی منتقل می‌شود. به‌نظر می‌رسد زخم‌های اورسا از همه عمیق‌تر باشد و گرگ خطرناکی که آنها را آزار داده ممکن است نزدیک‌تر از آنچه که تصور می‌کردند در کمین نشسته باشد.
این رمان علی‌رغم چند فصل عرفانی ابتدایی‌اش، بیشتر درمورد ذات انسان است. داستانی که به زمینی‌ها برمی‌گردد. شخصیت­ها باورپذیر و جذاب هستند، سیر داستانی نیز در یک فصل با روال روزمره‌ خانه‌داری و در فصل دیگر با تهیه وعده‌های غذایی و سپس با بررسی دقیق و علمی زیستگاه‌ها و عادات پرندگان، به طریق هیجان‌انگیزی پیش می‌رود. اما اگر جوآنا نمی‌تواند از کسانی که می‌خواهد آنها را خانواده‌ خود بداند، حمایت کند، آیا می‌تواند از پرندگان در معرض خطر محافظت کند؟
درحقیقت گلندی وندرا متخصص پرندگان در معرض خطر انقراضی است که جنبه‌های وضعیت انسان، دنیای طبیعت و حقیقت عشق را بررسی می‌كند. اگرچه این یک رمان عاشقانه نیست، ولی عاشقانه‌هایی نیز دارد. درعوض، این کتاب به قدرت شفابخش عشق بی‌قیدوشرطی می‌پردازد که فقط کودکی که تراژدی را شناخته می‌تواند برای دیگرانی که رنج می‌برند آن عشق را به ارمغان آورد. این داستانی است از آنچه که بین زندگی و مرگ اتفاق می‌افتد: هم عشق و هم از دست‌دادن.
این رمان شخصیت‌های باورپذیر و وقایعی آمیخته با رمزورازهای جهان را در خود دارد. وقتی که روند داستانی هنگام آماده‌کردن صبحانه کُند می‌شود یا جَو رمان در حین گفت‌وگوها کمی سنگین می‌شود؛ نویسنده، پیچیدگی یا گفت‌وگوی طنزآمیز یا کنایه‌آمیز دیگری را ارائه می‌دهد.
شما از «جایی که جنگل با ستاره‌ها دیدار می‌کند» لذت خواهید برد و تعادل دقیق آن بین زندگی روزمره‌، دنیای طبیعت و اسرار جهان را دوست خواهید داشت. آنچه که افسانه­وار آغاز می­شود به روشی کاملا واقعی خاتمه می‌یابد. داستان انسانی و زیبای گلندی وندرا به ما یادآوری می‌کند که گاهی اوقات باید از ورای بلندی درختان به آن‌سوی ستاره‌ها نگاه کنیم تا کمی نور به زندگیمان بتابد. آنها همیشه زندگی ما را درخشان می‌کنند، حتی با غم و اندوه و خطر.
نام کتاب: جایی که جنگل با ستاره‌ها دیدار می‌کند
نویسنده: گلندی وندرا
مترجم: میلاد یساول
ناشر: روزگار

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی