عربستان امروزی به عنوان یک قدرت منطقهای، با اصطکاکهای تعریف شده با جمهوری اسلامی ایران و با نزدیکی معین با تلآویو و همراهی مشخص با ایالات متحده آمریکا مطرح است. نقاط اصطکاک ایران و عربستان و سابقه آن در دهه حاضر پیشروی همه است. درخواست ریاض برای حضور در مذاکرات برجامی و گروه مذاکرهکنندگان قبل از برگزاری مذاکرات وین مطرح بود. از این جهت این شبه پیش میآید که سازوکاری میانی بین ایران و گروه ۱+۵ در ارتباط با عربستان مورد عنایت قرار گرفته است. از همین رو مذاکرات تهران و ریاض به موازات مذاکرات وین آغاز میشود و در شرایطی که عربستان به طور رسمی به مذاکرات ۱+۵ نمیپیوندند، به عنوان یکی از کنشگران منطقهای موثر بر حرکت ۱+۵ در ارتباط با ایران وارد عمل میشود. این یک فرضیه است که به دنبال اثبات یا نفی خود حرکت میکند؛ نشانگان موجود این نتیجه را به نمایش میگذارد که مذاکرات دو کشور، مذاکراتی است که میتواند اثر بهسزا و شایستهای را از آنچه در وین انجام میشود از خود بهجا بگذارد. انتشار فایل صوتی وزیر امور خارجه ایران و اشاره به رفتارها و کنشهای تعریفشده هدفمند مسکو و ریاض در ارتباط با پرونده هستهای ایران، اکنون پیشروی تحلیلگران قرار دارد و با توجه به سابقه رفتارها و کنشها در عرصه موجود منطقهای و بینالمللی با توجه به گزارههای مطرح شده این فرضیه را تقویت میکند که ۱+۵ با توجه به تجارب موجود در مذاکرات قبلی دریافته است که باید ادبیاتی را برگزیند که حساسیتهای کند و ایجادکننده اینرسی سکون در ارتباط با مذاکرات را کاهش دهد. در همین راستا به جای اضافه کردن عربستان سعودی به گروه ۱+۵ و تبدیل آن به ۱+۶ مذاکرات موازی ایران و عربستان را حمایت و مورد استقبال قرار داده است. از طرفی روند مذاکرات ۱+۵ را از وضعیت تأثیرپذیری غیرمستقیم و مخرب در راستای تحرکات عربستان خارج کرده و از طرف دیگر عربستان نیز میتواند این اطمینان را حاصل کند که در بستر مذاکرات هستهای وین، گفتوگوهای مستقیم خود را با ایران به انجام میرساند تا در پرتو آن دو طرف بتوانند به نتایج سودبخشی دست یابند تا امکان پیشرفت در دور بعدی مذاکرات وین فراهم شود. رویکردهای عربستان، اسرائیل و درحاشیه آن ترکیه، یکی از متغیرهای مداخلهگر در مساله هستهای و منطقهای است. قدرت کلاسیک و سابقه ابرقدرتی ایران در منطقه سبب شده دیگر کنشگران در منطقه با دقت و تأمل بیشتری به این موضوع بنگرند و برنامهریزیهای استراتژیک خود را داشته باشند. ایران یک کشور تعریفشده نهتنها نزد منطقه؛ بلکه موثر بر گرانیگاههای قدرت بینالمللی نیز بوده است. بهگونهای که ایران بارها تحت هجوم کشورهای متفاوت به واسطه گذار از یک نظم به نظمی دیگر در کانونهای تاریخی متفاوت بوده است. بنابراین آنچه امروز شاهدش هستیم این است که نوع ارتباط ایران با دیگر قدرتهای منطقهای و همچنین ارزیابی و ارزشیابی این روابط میتواند بر پروندهای مانند پرونده هستهای اثر مستقیم به جا بگذارد.