آرمان ملی- سهیل ثابت: انتخابات ریاست جمهوری برای اصلاحطلبان از اهمیت ویژهای برخوردار است چراکه آنها نمیخواهند پس از کلید بهارستان این بار کلید پاستور را هم در جیب جریان رقیب قرار دهند. این در حالی است که آنها همچنان با دو مشکل رد صلاحیتها و ریزش سرمایه اجتماعی مواجهند. گرچه به نظر میرسد که اگر اصلاحطلبان بتوانند مردم را با خود همراه کنند شاید بتوانند حتی کاندیدای حداقلی خود را نیز صاحب کرسی کنند. ابراهیم اصغرزاده فعال سیاسی اصلاحطلب میگوید:« تلاش ما این است که چهره جدیدتری از اصلاحطلبی به مردم نشان دهیم و نشان دهیم که این اصلاحطلبان تصمیم گرفتهاند به سمت مردم غَش کنند و صدای بیصداها باشند. اینکه چقدر برای مردم باورپذیر باشد بستگی به این دارد که ما چه چهرههایی را مطرح کنیم و چه حرفهایی را بزنیم.»
گفت و گو با مردم
قاطبه اصلاحطلبان بر این باورند که اصلاحات باید مردمپذیر باشد و لذا خود را با مردم تعریف میکنند و همواره بر این امر تاکید دارند که حضور و حمایت مردم از اصلاحطلبان میتواند آنها را به کنشگری فعال در عرصههای مختلف جامعه به ویژه در عرصه سیاست امیدوارتر کند. هر چند که موید این گفته را نیز میتوان در نگاهی به مقاطع انتخاباتی مختلف مشاهده کرد. از انتخابات خرداد 76 و رای 20 میلیونی جامعه به خاتمی و تکرار آن در سال 80 تا رای میلیونی به لیست امید در انتخابات مجلس دهم و رای 24 میلیونی حسن روحانی در اردیبهشت 96 همه نشانگر تاثیر رای جامعه بر کنشگری اصلاحطلبان و حضور در قدرت بوده است. این در حالی است که چند سال است ارتباط میان جامعه و اصلاحطلبان با نوعی گپ و گسست روبهرو شده و جامعه دیگر نگاه سابق تغییر از صندوق رای با حمایت از کاندیدای اصلاحطلب را ندارد. از همین رو است که در انتخابات مجلس یازدهم بدنه رای اصلاحطلبان به کناری مینشیند و عدم حضورش در انتخابات موجبات رای آوری حداقلی نمایندگان جریان مقابل را فراهم میآورد. در این میان شاید بتوان مهمترین عامل این گسست رابطه اصلاحطلبان با سرمایه اجتماعی خود را
شرایط اقتصادی و عملکردهای بعضا ناموفق دولت دانست که باعث شده مردم امید سابق را به اصلاحطلبان نداشته باشند. البته برخی معتقدند که این تمام ماجرا نیست و اصلاحطلبان میتوانند در همین زمان باقی مانده تا انتخابات نیز با گفت و گوی صادقانه با مردم و ارائه برنامههای عملیاتی، اجرایی و در نهایت معرفی کاندیدای رای آور و موجساز مردم را با خود همراه کرده و با موفقیت از انتخابات بیرون بیایند.
طبقه متوسط دچار گسستگی شده است
یک فعال سیاسی اصلاحطلب در خصوص حضور در قدرت و اصلاحات ساختاری همزمان اظهار داشت: اصلاحطلبی هنوز بالقوه دارای این ظرفیت است. ابراهیم اصغرزاده به خبرآنلاین گفت: در انتخابات مهم بعد از انقلاب هم طبقه متوسط تاثیر گذاشته است منتهی اتفاقی که الان رخ داده بخاطر وضعیت معیشتی مردم، طبقه متوسط که پایگاه اصلی و بدنه اصلاحطلبی بوده دچار یک نوع گسست شده است. وی در خصوص مرز بین اصلاحطلبی و قدرت بیان کرد: اصلاحطلبی ذات نیست ولی یک روش است. روش این است که برای اصلاحات از بالا باید آغاز کنیم. اصلاحات از پایین یعنی شورش، خیابان رفتن، مقاومت مدنی، اصلاحات از بالا یعنی کرسی بگیریم و در انتخابات شرکت کنیم و در قدرت سهمی داشته باشیم و از بالا فشار بیاوریم و همیشه در همه جای دنیا گذار به شرایط دموکراتیکتر بر اساس اصلاحات از بالا صورت گرفته است. دبیر کل انجمن اسلامی مهندسان افزود: به هر حال حرف عدهای از اصلاحطلبان هم به صورت جدی این است که اگر هاشمی رفسنجانی در قدرت نبود، امکان تحولات وجود نداشت و اعضای کارگزاران، یکی از حرفهایشان این است که میگویند نقطه اتکا باید در حکومت باشد، الان هم دنبال کسی میگردند که به جای
هاشمی رفسنجانی جای پایی داشته باشد که بتواند با حکومت گفت و گو کند. وی در خصوص جبهه اصلاحطلبان اظهار کرد: نهاد اجماع ساز تا حدودی ادامه دهنده رویههای گذشته است، اینکه ما چگونه میتوانیم بین جبهه اصلاحات وحدت ایجاد کنیم ولی این وحدتآفرینی اگر منجر به این باشد که چهره اصلاحطلبی به سمت اصلاحطلبی محافظه کار برود، ما در حقیقت شکست را تجربه میکنیم یعنی همان اتفاقاتی که در فراکسیون امید افتاد، بنابراین تلاش ما این است که چهره جدیدتری از اصلاحطلبی به مردم نشان دهیم و نشان دهیم که این اصلاحطلبان تصمیم گرفتهاند به سمت مردم غَش کنند و صدای بیصداها باشند. وی ادامه داد: اینکه چقدر برای مردم باورپذیر باشد بستگی به این دارد که ما چه چهرههایی را مطرح کنیم و چه حرفهایی را بزنیم. به هر حال مردم باید گاهی ما را باور کنند وگرنه اگر آنها ما را باور نکنند و سرمایه اجتماعی ما در همین حالت حداقلی باشد نه تنها قدرت چانهزنی نداریم چه بسا سادهترین کاندیداهای ما را هم قبول نخواهند کرد. اصغرزاده در خصوص چگونگی به میدان آوردن قشر خاکستری اذعان کرد: این نکته مهمی است، چون مسائل بخش مهمی از قشر خاکستری مسائل معیشتی است و
میدانیم وضعیت اقتصادی جامعه فوق العاده آشفته است و باعث بی آیندگی شده، بسیار از خانواده ها نگران هستند و از آینده میترسند و نرخ ازدواج پایین آمده است و همه اینها علایمی است که نشان میدهد چقدر نگاهشان نسبت به آینده تاریک است.