تهران جزو شهرهایی است که از نظر توزیع امکانات بین نقاط حاشیهای و داخلی آن تفاوت زیادی وجود دارد. این مساله به حاشیهنشینی در تهران دامن میزند، به شکلی که در هیچ شهر دیگری به اندازه تهران این معضل احساس نمیشود. حاشیه نشینی تا حد زیادی دسترسی افراد به امکانات رفاهی را محدود میکند. نیازهای اولیه زندگی مانند سرپناه مناسب، دسترسی به آب آشامیدنی سالم، دسترسی به مراکز تفریحی، آموزشی،ورزشی، درمانی و بهداشتی را محدود میکند. بر اساس آمارها مناطق حاشیهای از دسترسی به امکانات اولیه زندگی محروم هستند و به دلیل جدا بودن از متن جامعه و ایجاد خرده فرهنگهای مختلف با گروههای مختلف که دست به بزهکاری مختلف میزنند، مواجه هستیم. ما در جایی که شمال و شمال غرب تهران نامیده میشود و همچنین شمال شرق تهران، با برج ها و زندگی شهری لوکس مواجه میشویم. برای بررسی شکاف طبقاتی تهران لازم نیست حتما مطالعه انجام شود، بلکه مشاهده محلات به تنهایی کفایت میکند. به دلیل توزیع نامناسب ثروت و دسترسی به مشاغل و تحصیل در شهری مانند تهران فاصلههای عمیق و غیرقابل اصلاحی دیده میشود. در مورد حاشیه نشینی در جنوب شهر تهران یکی از مشخصات بارز آن ریزخانگی است. در کنار اینها مساله تنگناهای معیشتی هم باید مدنظر باشد. تنگناهای معیشتی یعنی در شهری مانند تهران که مخارج گذران زندگی بسیار سنگین بوده و در کنار آن راههای کسب درآمد اقتصادی هم با توجه به آمار بیکاری روز به روز محدودتر میشود. نتیجه این تنگناهای معیشتی صفحه حوادث روزنامهها و آمارهای بزهکاری است که هر روز هم بیشتر میشود. در کنار این مساله سن بزهکاری هم به دلیل همین حاشیه نشینی و تنگناهای معیشتی در حال افزایش است. کودکان اصلیترین قربانیان این فقر اقتصادی هستند و در میان خانوادههای محروم شاهد بهرهکشی از کودکان برای مقاصد مختلف و کسب درآمد خانواده هستیم. در کنار این، بسیاری از این کودکان چون نمیتوانند از پس تامین هزینههای خود بر بیایند به راههای خلاف مانند دزدی و سرقت دست میزنند. در گفتوگوهایی که با این افراد در مورد انگیزههای آنها از اعمال مجرمانه انجام شده، بیشتر آنها محرومیت و عدم دسترسی مناسب به لباس و امکانات برابر با همسالان خود را دلیل و انگیزهای برای این مساله میدانند. در شهر تهران شاهد این هستیم که برخی افراد به دلیل برخورداری از امکانات اقتصادی پوششها و لباسهای گران قیمت داشته و خودروهای آنچنانی سوار میشوند. در مقابل آن نوجوانان و جوانانی قرار دارند که توان دسترسی به این امکانات را ندارند و این باعث سرخوردگی زیادی میشود. در این شرایط نهادهای حمایتی و آموزش و پرورش هم برنامهای برای زدودن این نابرابریها ندارند. در مدارس ما بیش از همه چیز حفظیات ملاک قرار می گیرد و دانش آموزان با این سیستم رشد میکنند تا وارد دانشگاه میشوند. نتیجه آن تعداد زیادی جوان و نوجوان بیکار است که حتی برای اوقات فراغت خود برنامهای ندارند. مهارتهای مختلفی که یک جوان و نوجوان باید آنها را بیاموزد از مهارت کنترل خشم تا بسیاری از فنون زندگی و همچنین زندگی مشترک را در بر می گیرد، در حالی که ما در مدارس خود برای این آموزشها برنامهای نداریم. مهمترین و قابل توجهترین آسیب کلان شهر تهران، آسیبهای حوزه کودکان و نوجوانان است. با توجه به هر دو جنس باید بررسی شود آسیبها در کدام حوزه فراوانی بالاتری داشته و باید برای آن چگونه برنامه ریزی کرد. ناتوانی در نه گفتن به بزهکاری، ناتوانی در اشتغال یابی و اعتیاد از اصلیترین آسیبهای اجتماعی حوزه کودکان است. هنوز هم بسیاری از رفتارشناسان و جامعهشناسان متفق القول هستند که بزهکاری دوران نوجوانی ادامهدار است. به عبارت دیگر، وقتی کسی در کودکی بزهی را مرتکب میشود احتمال اینکه این بزهکاری تا بزرگسالی ادامه یافته و ابعاد وسیع تری پیدا کند وجود دارد. نباید فقط به شمردن آسیبهای اجتماعی در شهر تهران و حوزه کودکان بسنده کنیم و باید اقدام موثر انجام شود.