اگر این روزها در کنار خانواده یا نزدیکان خود احساس میکنید کم طاقت شده اید، یک دلیل ساده برای این امر وجود دارد. میزان بردباری و تحمل ما در برابر ناملایمات، درواقع بستگی زیادی به تواناییهای عمومی ما در غلبه بر دشواریهای زندگی دارد. اگر تمامی توان تحمل و شکیبایی خود را صرف یک مورد یعنی قرنطینه شدن کنیم، بدیهی است که میزان کمتری ازآن برای دیگر امور زندگی از جمله مدیریت خانواده، کار، روابط اجتماعی یا مدیریت امور مالی باقی میماند. در چنین وضعیتی متوجه میشویم که مشکلات جدیدی را تجربه میکنیم که پیشتر برایمان وجود نداشت، مشکلاتی که ناشی از کاهش توان تحمل، مدارا و بردباری در ماست. دکتر رضا ویسانیفر، رئیس بیمارستان روانپزشکی قدس سنندج در خصوص وضعیت روحی و روانی خانوادهها در روزهای کرونایی گفت: مشکلات روانی ناشی از بیماری کرونا به قدری گسترده شده است که تمام افراد با مشکلات پیش آمده ناشی از این بیماری آشنایی دارند و یا حتی آن را تجربه کردهاند. وی اظهار کرد: به دلیل شرایطی که پیش آمده خانوادهها از هم دور شدهاند، دیدوبازدیدها و مسافرتها خیلی کمتر شده و اینها باعث پایین آمدن آستانه تحمل مردم نسبت به مشکلات
شده است بهطوری که کوچکترین مشکل میتواند از حد تحمل افراد بالا برود و منجر به بروز بسیاری از مشکلات روانپزشکی شود.
اختلال اضطرابی، وسواس و افسردگی
رئیس بیمارستان روانپزشکی قدس سنندج، افزود: در این روزهای کرونایی بیشترین میزان مراجعات افراد به کلینیکهای روانپزشکی با تشخیص اختلال اضطرابی، وسواس و افسردگی است که یکی از مهمترین عواملی که باعث این مشکلات شده، سردرگمی ناشی از اخبار و اطلاعات متناقض است که شاید همه افراد قدرت تجزیه و تحلیل آنها را نداشته باشند و اینها باعث تعارضات و خطاهای شناختی میشود. وی در ادامه عنوان کرد: خیلی از افرادی که دچار افسردگی و اضطراب میشوند، نسبت به درمان آن اقدام نمیکنند و همین باعث بروز مشکلات حادتر میشود، بنابراین توصیه میشود که اگر مواردی از ابتلا به اضطراب و افسردگی وجود دارد حتما به متخصص روانپزشکی مراجعه کنند. به گفته ویسانی فر، پدیده سوگ یکی از مشکلات بزرگی است که در شرایط کنونی به آن خیلی توجه نشده است، در مباحث روانپزشکی مسئله ای به نام سوگ پاتولوژیک وجود دارد که مربوط به سوگ هایی است که روند طبیعی خود را طی نکردهاند و در آینده میان مدت و درازمدت تاثیرات بدی را برای افراد سوگوار به همراه خواهد داشت.
ضرورت تغییرات در سبک زندگی
این روانپزشک کردستانی عنوان کرد: سنتی که در جامعه ما وجود دارد این است که وقتی کسی عزیز خود را از دست میدهد اطرافیان به او تسلیخاطر میدادند و با سرخاک رفتن این افراد کم کم با این مساله کنار میآمدند و سوگ مراحل طبیعی خودش را طی میکرد اما به دلیل شیوع ویروس کرونا همه اینها دستخوش تغییر شده و حتی ممکن است بعضی از افراد از این قضیه که یکی از اعضای خانواده خود را در اثر کرونا از دست دادهاند شرم داشته باشند و همه اینها باعث شده در این دوران کرونایی پدیده سوگواری سالمی نداشته باشیم. رئیس بیمارستان روانپزشکی قدس سنندج خاطرنشان کرد: بهترین راهکار برای خانوادهها در این روزها این است که خود را با این شرایط وفق دهند و نسبت به مشکل پیش آمده پذیرش داشته باشند و بدانند که این مشکلی است که رفع و بعد از مدتی این بیماری به طور کامل کنترل خواهد شد. وی یادآور شد: خانوادهها سعی کنند که متناسب با شرایط موجود تغییراتی را در سبک زندگی ایجاد کنند و این باعث افزایش تحمل نسبت به مشکلات از لحاظ روانی خواهد شد. نبود فعالیتهای جایگزین در درون خانوادهها موجب ایجاد سرآسیمگی و آشفتگی در افراد میشود. ناصر کریمیان، معاونت امور
توسعه پیشگیری بهزیستی استان کردستان گفت: بحران کرونا باعث شده سبک زندگی خانوادهها تغییر پیدا کند.
وضعیت روحی خانوادهها در دوران کرونا
وی در خصوص وضعیت روحی و روانی خانوادهها در روزهای کرونایی اظهار کرد: قبل از شیوع کرونا خانواده ها را به پیوندهای اجتماعی، پیوندهای فردبهفرد و نیز حفظ آنها تشویق میکردیم تا همین پیوندها تبدیل به مکانیسمی برای پیشگیری از آسیبهای اجتماعی شوند، اما این روزها به سبب رعایت پروتکلهای بهداشتی و تاکید روی حفظ حریمها و فاصلهگذاری اجتماعی این پیوندها کاهش یافته است و یکسری فشارها و استرسها در درون خانواده ایجاد شده به ویژه در درون خانوادههایی که هیچ مکانیسمی برای تقویت فعالیت جایگزین وجود ندارد. وی افزود: افراد مدام در معرض اخبار کرونا قرار دارند و همین باعث میشود دوباره سیستم ایمنی بدن به واسطه آن استرس که در سطح جامعه تزریق می شود ضعیف عمل کند. معاونت امور توسعه پیشگیری بهزیستی استان کردستان بیان کرد: عمدهترین مشکلات خانوادهها در دوران کرونا این است که آمادگی روحی و روانی را برای مقابله با این مساله نداشته و افراد از طریق دولت، رسانه و جامعه از لحاظ ذهنی آمادگی لازم برای تحمل این شرایط را ندارند و فعالیتهای جایگزین در درون خانوادهها هم وجود ندارند و همین باعث ایجاد سرآسیمگی و آشفتگی میشود.
بعد ساختاری روزهای کرونایی
وی عنوان کرد: اگر از بعد ساختاری و اجتماعی بخواهیم به این موضوع نگاه کنیم در پیکهای اول و دوم و سوم و چهارم همیشه تاکید شده است که مشاغل باید تعطیل شوند و چون سرپرست خانوادهها جزو این مشاغل محسوب میشوند، از لحاظ تامین حداقل معیشت خانوادهها دچار مشکل هستند. به گفته کریمیان در این دوران دید و بازدیدها و دیدارهای خانوادگی که منبع انرژی بخش و حمایتگرانه هستند، متاسفانه کم رنگ شده و کاهش پیدا کرده است. وی در ادامه عنوان کرد: راهکارهای مقابله با این وضعیت این است که افراد این بیماری را به عنوان یک واقعیت اجتماعی قبول کنند و بپذیرند که خروج از این پیک کرونا نیاز به عزم همگانی دارد و در هنگام قرنطینه خانگی خود را با فعالیتهای ورزشی و هنری سرگرم کنند، ورزشهای و وقت خواب منظم داشته باشند و در این دوران با مطالعه کتاب و استفاده مناسب از فضای مجازی اوقات فراغت خوبی را برای خود رقم بزنند. معاونت امور توسعه پیشگیری بهزیستی با اشاره به اینکه خود سازمان بهزیستی یک دفتر مشاوره تلفنی به صورت 1480 دارد و آمادگی مشاوره به مردم را در زمینهها مختلف دارند و روان شناسان و مشاوران به صورت عمومی و تخصصی به آنها مشاوره
تلفنی میدهند.
ضرورت رعایت پروتکلهای بهداشتی
کریمیان خاطرنشان کرد: دولت باید برنامهریزی درستی درخصوص رعایت پروتکلهای بهداشتی و کمک به اقشار ضعیف و افرادی که به سبب کرونا شغل خود را از دست دادهاند، انجام دهد و از طریق رسانههای جمعی به خصوص رسانههای ملی برنامههای خوبی را برای مردم تدارک ببینند. وی یادآور شد: همچنین قوانینی که وضع میشود ضمانت اجرایی داشته باشد و در تمام شهرها به صورت کامل اجرا شوند، خود مردم هم وظیفه دارند پروتکلهای بهداشتی را رعایت کنند و تا زمانی که یک عزم جدی در تمام لایههای جامعه وجود نداشته باشد، در واقع این پیکهای کرونا مجددا تکرار میشود. معلوم نیست که با برچیده شدن قرنطینه بتوانیم همچون گذشته مرتب به رستورانهای محبوب مان سر بزنیم یا با دوستان و خویشاوندان دیدار کنیم. باید بپذیریم که جهان دیگر مانند دوران پیش از همهگیری نخواهد بود و پیداست که زندگی در جنبههای گوناگونش عمیقا تغییر خواهد کرد و با مقداری اندوه و غم آمیخته میشود. بیگمان نیاز به افزایش حمایت از سلامت روان مردم این روزها بیشتر از پیش ملموس است به ویژه افراد آسیبپذیری که پیشتر نیز از مشکلات روحی و روانی رنج میبردهاند، کسانی که بهطور جدی بیمار
بودهاند و بهبود یافتهاند. همچنین کارگران و کارمندان بخشهای کلیدی و حیاتی که وظایفی چالشبرانگیز و دشوار بر عهده داشتهاند، هر چه جلو میرویم نیاز این افراد به حمایت بیشتر می شود.