باور، عمل و توسل به خرد ملی(جمعی) تنها راهکار کم هزینه و زودبازده به منظور خروج از بینظمی مدیریت کلان که ناشی از بی برنامگی و فقدان اهداف ملی است، میباشد. مدیریت به بیانی بسیار کلی و مختصر به معنی برنامهریزی و سازماندهی نیروی انسانی، تجهیزات، امکانات، تخصصها، داراییها و... برای تحقق یک هدف خاص شخصی، گروهی، اجتماعی یا ملی است. یقینا مدیریت امور و تحقق اهداف در شرایط عادی یا بحرانی متفاوت خواهد بود. در شرایط عادی برنامهریزی و سازماندهی برای تحقق اهداف گوناگون میتواند با دقت، حوصله، تبادل نظر و تفاهم بیشتر و بدون نگرانی و اضطراب انجام گیرد. اما مدیریت امور در شرایط بحرانی حاوی ویژگیهای چون عجله، فشار، اضطراب، نگرانی و... است. صرفنظر از اینکه مدیریت معطوف به شرایط عادی یا بحرانی باشد، «مدیریت امور، دارای ساختاری ثابت است». بدین معنی که مفهوم مدیریت متشکل از سه عنصر میباشد: نیاز، هدف و ملزومات. بدین معنی که انواع نیازهای شخصی، گروهی، اجتماعی و ملی مبنا یا بستر پدیدار شدن اهداف گوناگون میباشند. اینکه برای تحقق اهداف؛ تهیه، تامین و در دسترس بودن برخی ملزومات ضروری است. بدون هرگون گزافه گویی، توجیه یا تهیگویی، هنگامی که در تحقق اهداف ناکام می مانیم، چند دلیل میتواند داشته باشد. 1 - اهداف مبتنی بر نیازهای(فردی، اجتماعی و ملی) طبیعی و واقع بینانه نیستند. 2 - ملزومات تحقق اهداف در دسترس نیست. 3 - یا برنامهریزی و سازماندهی ملزومات دچار مشکل است. کاملا درست است که کرونا همه کشورها را غافلگیر کرد و مدیریت آن(کرونا) در همه کشور با دشواری بسیار انجام گرفت. اما این موجز نقد مدیریت داخلی است. اگر مقدمه فوق پیرامون مدیریت، عقلانی تلقی شود، آنگاه میتوان ادعا کرد که مدیریت کرونا یک فاجعه بود و است. در عصر معاصر توسعه و دستاوردهای علم پزشکی آنقدر بر همگان هویدا است که میتوان بدون هیچ تردیدی به نظرات و یافتههای متولیان، نهادها و مراکز رسمی پزشکی اعتماد کرد. بنابراین، «ویروس» و «ویروس خطرناک و قابل انتقال» مفاهیمی بسیار بدیهی و قابل فهم هستند. مروری بر مدیریت کرونا: مدتها کرونا وارد کشور شده بود، اما وجود آن توسط برخی کارگزاران و نهادهای رسمی انکار شد. در ابتدای شیوع کرونا از قم، بسیاری از دلسوزان توصیه قرنطینه این شهر و چند شهر دیگر را دادند. اما با مخالفتهای غیرعقلانی، غیرمسئولانه و احساسی با اقدامات پیشگیرانه، برخی صاحب منصبان و نهادها در ابتدای همه گیری، عملا موجب شیوع کرونا به سراسر کشور شدند. ابتدایی و بدیهیترین اقدام بعد از تایید یک بیماری(خطرناک) تلاش برای درمان آن از طریق انواع اقدامات و تجویز انواع داروها به بیماران میباشد. اما با وجود فوت شدن روزانه صدها هموطن و مبتلا شدن هزاران نفر دیگر، برخی مسئولان با وارد کردن واکسنهای «موجود و قابل اعتماد» مخالفت کردند. اینکه با وجود شیوع کرونا در سراسر ایران و پیامدهای فاجعه بار در قالب تلفات صدها شهروند در روز، مسئولان از قرنطینه کردن شهرها امتناع کردند و میکنند. اینکه در شرایط بسیار بحرانی و سیاه، برخی مسئولان و نهادها به تشویق و تحریک شهروندان برای حضور در برخی مراسم متافیزیکی، سیاسی و تاریخی مبادرت کردند و میکنند. اینکه مدیریت کلان دست به دامان بخش خصوصی برای وارد کردن واکسن میشود، یا اینکه احتمال ورود سوداگران به عرصه عرضه واکسن پیش بینی میشود، بیتردید و بنابر همه قواعد زمینی و آسمانی؛ یک فاجعه اخلاقی، انسانی، مدیریتی و سیاسی است. پیامدهای فاجعه بار کرونا در قالب تعداد فوت شدگان و مبتلایان، مدیریت کرونا را آینهای از مدیریت کلان ناکارآمد با پیامدهایی در عرصههای معیشت شهروندان، افول اخلاق سیاسی، روابط خارجه پرهزینه و غیر سودمند، انواع ناهنجاریهای اجتماعی، فقر گسترده، سکون اقتصاد ملی، آموزش و پرورش بیهدف و... میکند. صرفنظر از نظرات، اعتقادات و گرایشهای فردی و جناحی، بنابر شواهد بیشمار از کشورهای توسعهیافته، حکمرانی کارآمد برآیند و نمود اراده و اهداف جمعی(ملی) است. اینکه بنابر تعریف بسیار کلی و مختصر فوق از مدیریت، پربیراه نخواهد بود اگر گفته شود، ناکارآمدی مدیریت کلان در عصرهای گوناگون اجتماعی و ملی برآیند فقدان اهداف ملی میباشد. اینکه در جهان توسعه یافته معاصر که در آن؛ انسانها در امنیت، رفاه و آرامش زیست میکنند، ساختار حکمرانی بستر یا مجالی برای کارگزاران و صاحب منصبانی که اهداف ملی را پیگیری نکنند، وجود ندارد. با توجه به شیفتگی برخی شخصیتها به قدرت، پربیراه نخواهد بود اگر گفته شود که در انتخابات آتی، کم هزینه و سهلترین راهکار و مسیر برای افرادی که ارتقاع، مقبولیت، ثبات یا کسب جایگاهای سیاسی و مدیریتی را در اذهان دارند، این خواهد بود که واژه یا مفهوم«ملی» را چراغ اذهان و بینایی خود کنند.