نشست وین بسیار مهم و موثر است بدین جهت که برجام نشان داد واقعا بدون حضور آمریکا هیچ فایدهای ندارد و به عبارتی برای ایران آش نخورده و دهان سوخته است. علتش نیز این است که تحریمهای گسترده آمریکا علیه بخشهای مختلف اقتصادی، مالی، بانکی، بیمه و مهمتر از همه فروش نفت و تحریمهای مالی و بانکی عرصه را بر ایران بسیار سخت کرده و کمپانیهای اروپایی به رغم اینکه شاید در ابتدا دولتهای اروپایی هم اراده و تمایلی برای همکاری داشتند اما به تدریج که دیدند کمپانیها و شرکتهای بزرگ امکان همراهی با سیاستهای ایران را ندارند آنها نیز شروع به بهانهتراشی کردند تا شاید از فرصت موجود به نفع سیاست خودشان استفاده کنند. ایران که آمریکا را خارج از برجام میدید و از طرفی شاهد سنگینترین تحریمها بود در حالی که دوسال مذاکرات سخت و فشردهای را آغاز کرده بود ناچار شد که با برگههای جدیدی بازی کند که این برگهای جدید فعال کردن نقش خود و استفاده از اهرمهای فشار خود در خاورمیانه به طور مشخص در داستان سوریه،لبنان ،یمن و عراق و افغانستان بود. این موضوع به تدریج نقطه بازگشت را هم سختتر و اروپاییها را نیز نگران میکرد. خیز بعدی که ایران برداشت این بود که تلاش کرد با بالا بردن درصد ذخایر اورانیوم و همینطور افزایش سطح غنیسازی یک بازی منطقی را طراحی کند. بدین معنی که نمیشود هم غنیسازی و برنامه هستهای را متوقف کند و هم تحریم شود. این یک واکنش کاملا منطقی و درست بود و با آمدن آقای بایدن امیدهایی برای احیای برجام آغاز شد. تیم بایدن از آنجایی که در دوره اوباما خودش نیز درگیر چنین معاملهای در ایران بودند پیش از انتخابات نیز اعلام میکردند که چنانچه در انتخابات به قدرت برسند برجام را احیا میکنند. منتها مشکلی که اکنون وجود دارد این است که حجم تحریمهای هستهای و غیرهستهای در حوزه فعالیتهای منطقه ای، حقوق بشر و مساله قدرت دفاعی ایران به مجموعه صورت مساله مذاکرات اضافه شده است که ایران این را قبول ندارد. ایران معتقد است که آمریکا از برجام خارج شده و برای هرگونه قدم برداشتن به سمت جلو ابتدا باید آمریکا بدون قید و شرط به برجام بازگردد و این منوط به لغو همه تحریمها است. اما واقعا جو بایدن زیر فشار چندگانهای هم به سر میبرد که به نظر میرسد کار را برای دولت آمریکا سخت میکند. فشار اول لابی عربستان و اسرائیل است که آنها خواهان آن هستند ایران تضمینهای لازم را در حوزه های مختلف به آنها بدهد و خراب کاری اسرائیل هم در برنامه هستهای ایران و ترور دانشمندان هستهای یک اختلال جدی در این مسیر ایجاد کرده است. در همان آغاز دولت آقای بایدن ترور آقای فخری زاده پیامی بسیار خطرناک به ایران، جامعه جهانی و آمریکا بود به این معنا که اسرائیل به دنبال بر هم زدن هرگونه گفت و گو و رفتار صلحآمیز ایران و کشورهای 1+6 است. همین مساله نیز باعث شد که آقای بایدن به مدت طولانی به تلفن نتانیاهو پاسخ ندهد. مشکل دیگر اینکه اگر قرار است برجام به یک سند راهبردی و ماندگار بدل شود باید در مجلس سنا و کنگره به تصویب برسد تصویب آنچه مدنظر ایران است با توجه به ترکیب و نوع وضعیتی که در مجلس کنگره و سنا وجود دارد تقریبا ناممکن به نظر میآید. از سویی مقام معظم رهبری به مذاکره کنندگان ایرانی توصیه کرده که به هیچ وجه فریب توافقات بدون تضمین آمریکا را نخورند. البته این بار هم فرمودند که مذاکرات نباید طولانی و فرسایشی شود. مجموعه اینها کار گفت و گوها را سخت میکند و به نظر میرسد آقای بایدن از یک طرف دنبال این است برخی از تحریمهایی که میتواند فشار را همچنان بر ایران حفظ کند باقی بماند، البته برخی تحریمها در حوزه فروش نفت و همینطور محدودیتهای مالی را بردارد. از سوی دیگر اقدامی که در نطنز رخ داد پیچیدهگیها را افزایش داد، چراکه ایران معتقد است اسرائیل بدون اجازه آمریکا امکان چنین عمل خرابکارانهای را ندارد. اگر به صورت بدبینانه به این ماجرا نگاه کنیم و خرابیهای نطنز جدی باشد به این معنا است که اسرائیل کارت بازیگری ایران در این مذاکرات را از دست ایران گرفته است و دولتهای غربی با علم به میزان خرابیهای به وجود آمده شاید تصور میکنند که ایران بیش از گذشته با توجه به این وضعیت و شرایط اقتصادی و نیاز دولت ایران و حمایت به افزایش مشارکت انتخاباتی که میتواند در نتیجه وجود یک دستاورد بینالمللی و هستهای افزایش پیدا کند در شرایطی قرار دارد که با کمترین امتیازات توافقات جدیدی را امضا میکند. به نظر میرسد در این دوره از مذاکرات تردیدها افزایش پیدا کرده، اما تنها نقطه امید آن است که دولت و مقامات عالیرتبه ایران و هم بایدن و تیمش به دنبال آن هستند که طرفین به شکلی به یک توافق برد- برد دست پیدا کنند. یک تا دو هفته آینده زمان بسیار تعیین کنندهای در سرنوشت مذاکرات جدید خواهد بود و در دورنمای این مذاکرات یک توافق عمومی و تاحدی جامع قابل تصور است.