نمــیتوان با در نظــر گــرفتن شرایط کنونی ارزیابی دقیقی از احتمال نامزدی سید ابراهیم رئیسی و محمدباقر قالیباف در انتخابات ریاست جمهوری سیزدهم داشت. هنوز چینش نامزدهای انتخاباتی شفاف نیست. در نهایت اگرچه در صورت نامزدی آنها برای تصدی دستگاه اجرایی کشور مشکلی به وجود نخواهد آمد اما زمانی که یک فرد در جایگاه ریاست یکی از قوای سهگانه کشور قرار گرفت، شایسته نیست در انتخابات برای نشستن بر صندلی ریاست قوه دیگری اقدام کند. این اقدام بیاعتنایی به دیگر قوا تلقی میشود و جایگاه آن دستگاه را در نزد افکار عمومی تنزل میدهد. در هر قوهای میتوان خدمات متعددی به مردم ارائه داد. اگر نیت نامزدهای انتخاباتی خدمت به مردم است، دلیل کافی برای تغییر محل خدمت از این قوه به قوه دیگر وجود ندارد. با این حال باید موضوع را به تصمیم آقایان واگذار کرد. تا امروز نمیتوان کسی را معرفی کرد که توانایی کسب رای کافی در انتخابات را داشته باشد یا برنامه قابل اتکا و ارزشمندی ارائه داده باشد. بر همین اساس تلقی مطرح شده مبنی بر اینکه در صورت نامزدی آقای رئیسی در انتخابات، تکلیف انتخابات روشن است، به هیچ عنوان صحت و پایه استدلالی قوی ندارد. نمیتوانیم بگوییم فلان شخصیت بدون شک انتخاب خواهد شد. اینطور به نظر میرسد که فضای عمومی انتخاباتی نیست و اقبال چندانی به مشارکت عمومی در خرداد سال جاری وجود ندارد، از همین رو تعیین سرنوشت انتخابات از حالا امری منطقی نخواهد بود. احساس میشود که کادرسازی لازم برای انتخابات انجام نشده است و تفاوتی در اینکه چه کسی نامزد انتخابات خواهد شد، وجود نخواهد داشت. مردم به اینکه، چه کسی بیاید برای ما بهتر میشود، معتقد نیستند و فکر نمیکنند، تفاوت زیادی میان این افراد نامزد شده در انتخابات وجود داشته باشد. شاید این احساس که «تغییری نخواهد کرد»، میان مردم غالب باشد و آنان از اصلاح امور در صورت رای آوردن هر یک از نامزدهای انتخاباتی ناامید هستند. مردم از اینکه نامزدهای انتخاباتی برای آنها کاری انجام دهد، ناامید شدهاند، برای همین اشتیاقی به انتخابات نشان نمیدهند. شاید مشکل اصلی پیچیدگی مسائل موجود باشد. مردم مسائل را تا حدی پیچیده میبینند که امید ندارند، کسی بتواند برای رفع آنها کاری انجام دهد. رفع مشکلات متعدد کشور در حوزههای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و حتی فرهنگی چنان به چشم مردم سخت میرسد که تصور نمیکنند، کسی بتواند برای حل آن اقدام کند. اکنون نیز برای افزایش مشارکت مردم در انتخابات دیر شده است و تنها اقدام ممکن تبلیغات و فضاسازی است. نوع تبلیغات و فضاسازی اجتماعی تنها مسیر باقیمانده برای جلب نظر مردم به صندوقهای رای است. اگر وضعیت به همین شکل ادامه پیدا کند، مشارکت مردم کمتر از 50 درصد خواهد بود.