رفرانــدوم در سالهای گوناگون از سوی برخی افراد مــطالبه شده است. این سازوکار چه لزومی برای اداره کشور دارد؟
در حکومتهای مردمسالار یا دموکراتیک، وجود یا ادامه حکومت بسته به آرای مردم یا نظارت مستقیم و غیر مستقیم آنان خواهد بود. در قانون اساسی این کشورها سازوکاری پیشبینی میشود که بر مبنای آن در مسائلی که نیاز به آرای عمومی است، در چارچوب رفراندوم یا جلب نظر افرادی که در واقع رایدهنده تلقی میشوند، نسبت به موضوع مورد سوال پاسخ لازم اخذ و بر اساس آرای عمومی نتیجه حاصله مبنایی است که رویکرد حکومت خواهد بود. صرف نظر از تغییر مفاد قانون اساسی که الزاما باید از طریق مراجعه با آرا عمومی انجام شود، در مسائل مهم اقتصادی و سیاسی یا در اموری که مربوط به یکی از سه قوه خواهد بود و قوای مزبور احساس میکنند، اظهارنظر نسبت به آن مسأله مستلزم استعلام از رایدهندگان یک جامعه است، رفراندوم بهترین سازوکار برای اتخاذ تصمیم خواهد بود.
شرایط برگزاری رفراندوم در ایران با چه چالشهایی مواجه است؟
واقعیت این است که در برخی از شرایط مانند آنچه ما در خصوص بعضی از موارد در کشور با آن دچار معضل و چالش هستیم، قوا اتفاق نظر لازم در آن خصوص را ندارند یا جناحها نمیتوانند پیرامون محور یک راه حل با یکدیگر هماهنگی داشته باشند، رفراندوم در آن رابطه یا بعضی مسائلی که مربوط به حاکمیت اصلی کشور است، بدون شک راهحل مناسبی خواهد بود. در برخی موارد نیز ما از طریق رفراندوم رویکردی را انتخاب میکنیم که شاید بخشی از حاکمیت یا دولت جرأت اتخاذ تصمیم در آن خصوص را ندارد. در واقع در رابطه با قوانین کلان کشور که در قانون اساسی پیشبینی نشده، در مواردی که قانون اساسی نیاز به اصلاح و تغییر دارد یا در اموری که بخشهای حاکمیت و قوای سهگانه نمیتوانند تصمیم قوهای یا فرا قوهای اتخاذ کنند، از رفراندوم برای حل مشکل استفاده میکنند که با کیفیتهای گوناگون در تمام دنیا به عنوان راهکار پیشبینی شده است.
مطابق اصل 59 قانون اساسی در کشور ما دو ســـوم نمایندگان مجلس هستند که باید رفــــرانـــدوم را امضا کنند و پس از آن نیز باید تایید شورای نگهبان را داشته باشند، در صورتی که در بعضی از کشورهای دنیا مانند سوئیس، رفراندوم با جمعآوری امضا از سوی نمایندگان جمعآوری میشود. با توجه به اینکه مجلس وظیفه قانونگذاری داشته و اگر اصلاحی را مدنظر داشته باشد، خود راسا وارد خواهد شد، بهتر نبود در خواست همهپرسی بر عهده مردم گذاشته میشد؟
ارجاع اینگونه امور بدون تعیین یک فرایند، ممکن است، اساس راهحل را دچار چالش کرده یا به محاق تعلیق در بیاورد. اینکه مردم در موضوعی چه دیدگاهی دارند و در کل مراجعه به افکار عمومی، سازوکار و مسیر مشخصی را طلب میکند. تصور کنید در بحث خروج انگلستان از اتحادیه اروپا، بسیاری از مردم حرکت کردند و مجموعا طوماری تهیه کرده و تظاهرات کردند اما چون ممکن است، اینگونه حرکتها مانند تظاهرات یا جمعآوری طومار از حیث سیاسی به واسطه جناحی مخالف سازماندهی شده باشد. درخواست رفراندوم توسط مردم، بدون نظارت حاکمیت، عملا ممکن است، تدبیر استفاده از رفراندوم را دچار مشکل کرده یا درگیر سوءاستفاده کند. اصل بر این است که نمایندگان مجلس شورای اسلامی، نمایندگان آحاد ملت بوده و مردم با سلایق مختلف از میان چهرههای موجود نمایندگان خود را انتخاب میکنند که با جرأت، جسارت، شهامت و در نظر گرفتن منافع موکلین خود، اقدامات لازم را انجام دهند. قطعا واگذاری رفراندوم به چنین نمایندگانی که دلسوخته خدمت و شیفته ارائه خدمات به موکلین خود هستند، سبب میشود تا تصمیم مراجعه به رفراندوم با توجه به احساس نیازی که بخشی از حاکمیت یا کل آن را تامین میکند،
میتواند سازوکار مناسبی باشد. در واقع تصمیم نمایندگان، باید به طور معمول تجلی خواست و اراده ملت تلقی شود. بنابراین تصور میکنم اگر غیر این باشد، هرکدام از قوای مقننه و مجریه که به صورت معمول باید قوه مجریه در بحث انتخابات مدیریت را برعهده داشته باشد، ممکن است با ورود به تصمیمات جناحی در خصوص برگزاری رفراندوم، به نوعی آن را با انحراف روبهرو کنند و افکار عمومی را به جهت مورد نظر خود سوق دهند. در این صورت آنچه مراد و مقصود برای بهینهسازی مدیریت و پیدایش یک راهحل است، عملا تحقق پیدا نخواهد کرد. در عمل یعنی استفاده از رفراندوم شکی نیست و روش بسیار مناسبی است اما مجلس باید مجلسی باشد که نمایندگان آن تبلور خواست اکثریت جامعه باشند.
با این شرایـــط و مـــوافقت شما با رویکرد کنونی، تصور مـــیکـنید چرا تاکنون رفراندومی برگزار نشده است؟ آیـــا نیازی به برگزاری رفراندوم در تمامی این سالها وجود نداشته یا باید ریشه مـــشکــل را در جای دیگری جستوجو کرد؟
در بحث اصلاح قانون اساسی اقداماتی انجام شد اما در بعضی موارد با اینکه احساس نیاز وجود دارد، به دلیل اختلاف جناحها عملا از این مکانیزم استفاده نشده است. اینکه چرا مجلس را به عنوان نهاد طبیعی و ذیصلاح برای بحث رفراندوم مورد تاکید قرار میدهیم، از این جهت است که اصولا با نیازی که ریاست جمهور و دولت، به عنوان یکی از قوایی که اداره کشور را برعهده دارد و از طرفی ریاست قوه قضائیه نماینده نهاد رهبری است و با توجه به وضعیت کار این قوه، معمولا ورود به بحث مدیریت اجرایی قابل پذیرش نخواهد بود. در نتیجه نمایندگان مجلس که تعیین کننده خط مشی چگونگی اجرای قانون اساسی هستند و به قاعده به دلیل اینکه مردم کشور را نمایندگی میکنند، باید رفراندوم را مطالبه کنند و پیگیری اجرای آن را انجام دهند. این امر بدان معنا نیست که چون نمایندگان در جامعه حضور دارند و درد را میدانند، بنابراین از موقعیت همهپرسی استفاده نکنند. واگذاری این بخش از تصمیمات مربوط به رفراندوم، در جایگاه طبیعی مجلس خواهد بود، زیرا به عنوان نمایندگان ملت، بهتر میتوانند نسبت به این مورد اتخاذ تصمیم کنند. البته در اجرا از سایر قوا استفاده خواهد شد.