بستن
کد خبر: ۱۰۱۱۴۶۷

تغییر بیش‌از اندازه شغل طبیعی است؟

تغییر بیش‌از اندازه
 شغل طبیعی است؟


یک روانشناس با بیان اینکه ذهن انسان گرایش دارد تا به‌سرعت از شرایط موجود ناراضی شود، درباره علت تمایل افراد به‌ویژه جوانان به تعویض شغل هنگام بروز مشکلی در کار، گفت: ذهن ما به واسطه تکامل، بر نقاط ضعف و منفی رویدادها بیشتر از نقاط مثبت آن تمرکز می‌کند، زیرا با این شیوه طی سال‌ها، بقای ما را تضمین کرده است. زمانی که ما شغلی را به دست می‌آوریم، ذهنمان گرایش دارد تا جنبه‌های منفی آن را به ما بازگو کند و دوباره به همان شیوه حل مسأله قدیمی، راهکارهایی مانند گریز از شرایط را به ما پیشنهاد می‌دهد. دکتر پیمان دوستی در گفت‌وگو با ایسنا، باتاکیدبر اینکه دلایل مختلفی برای تمایل بیش‌از حد افراد در ایجاد تغییر شغلی وجود دارد، گفت: ذهن ما طی سال‌های تکامل با ارزیابی‌های منفی از شرایط و پررنگ کردن نقاط ضعف رویدادها، مانند یک ماشین هشداردهنده که می‌خواهد برای ما حل مسأله کند، خطرهای مختلف را به‌همراه روش‌هایی ازجمله گریز به ما گوشزد کرده است. امروزه نیز، ذهن ما با شرایط بدین‌شکل برخورد می‌کند. به‌گفته این روانشناس، درواقع ذهن انسان‌ها یادگرفته است به همه‌چیز به‌عنوان مسأله‌ای که باید حل شود نگاه کند و زمانی که در شرایط شغلی اوضاع کمی ناخوشایند می‌شود، ذهن دوباره جنبه‌های منفی را به شکلی پررنگ ارزیابی کرده و در این شرایط تغییر شغل را به‌عنوان راهکاری مطرح می‌کند. دوستی ادامه داد: شنیدن چنین راهکاری از ذهن-اگر نگوییم برای همه افراد- تقریبا برای هرکس که من به خوبی می‌شناسم اتفاق افتاده است. به‌عبارتی دیگر، اگر ذهن چنین راهکاری را ارائه می‌دهد، امری غیر طبیعی رخ نداده است، اکثر ما در شرایط مختلف با چنین افکاری روبرو می‌شویم. موضوع اینجاست که برخی افراد کنترل تمام و کمال رفتارهایشان را به شکل خودکار به قسمتی از ذهن که مسئول حل مسأله است می‌سپارند. وی معتقد است: درواقع، اشاره من به این موضوع است که بین داشتن افکار و عمل کردن به آنها تفاوت وجود دارد. ما می‌توانیم آموزش ببینیم که چطور افکاری را داشته باشیم، اما عملی متفاوت با آن افکار در راستای ارزش‌های زندگی خود انجام دهیم. البته که این موضوع تنها یکی‌از دلایل گرایش افراد به تغییر شغل است و دلایل دیگری نیز دخیل هستند، اما تقریبا در بیشتر دلایل، بازهم ردپایی از تمایل ذهن به انجام نوعی حل مسأله مشاهده می‌شود. این روانشناس معتقد است ازجمله راهکارهایی که می‌توان برای چنین شرایطی ارائه کرد، اصطلاحی است که در روانشناسی به‌عنوان «گسلش» - به معنای ایجاد شکاف یا گسل میان خود و افکار- و «توجه‌آگاهی» مطرح می‌شود. درواقع در این دو فرآیند، ما می‌توانیم بین خودمان و افکاری که توسط ذهن حل مسأله‌کننده ما تولید می‌شود، تمایز قائل شویم و عمل خود را براساس توجهی آگاهانه و نه براساس افکار ذهن و رفتار به‌شکل خلبان خودکار، انجام دهیم. دوستی یادآور شد: طی این فرآیندها، افراد می‌آموزند همانطور که قسمتی از ذهن که مسئول حل مسأله است، افکاری را برای آنها تولید می‌کند، آنها نیز می‌توانند به شکلی آگاهانه با این افکار برخورد کنند و به‌نوعی خودشان به صورت آگاهانه و نه در حالت خلبان خودکار، رفتارشان را در دست بگیرند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی