آرمان ملی- علیرضا پورحسین: سخنگوی کاخ سفید روز دوشنبه در اظهاراتی در پاسخ به سوالی در خصوص توافق جدید ایران و چین اعلام کرد که واشنگتن حتما این مسأله را بررسی کرده و اطمینان حاصل می کند که هرگونه تحریمی که لازم باشد، در مقابل اعمال شود. این اظهارات به دنبال آن مطرح میشود که ایالات متحده در سه سال گذشته تمامی تحریمهای موجود را علیه ایران وضع کرده است و به گفته کارشناسان تحریمهای جدید صرفا تکرار آن چیزی است که در گذشته اعمال شده است و تاثیری بر ایران ندارد. این صحبتهای سخنگوی کاخ سفید نیز به دنبال آن مطرح میشود که وزیران امور خارجه ایران و چین هفتم فروردین ماه، سند جامع همکاریهای ۲۵ ساله بین دو کشور را در تهران امضا کردند. تفاهمی که نگرانیهای زیادی را در برخی کشورها ایجاد کرده است به این جهت که ممکن است تحریمها علیه ایران را کم اثر کند و در همین راستا نیز در ابتدا یک جنگ تبلیغاتی علیه این تفاهم ایجاد شد، اما آنچه که تا به امروز مشخص شده است این است که یک سند بالادستی برای گسترش و تعمیق روابط دو کشور مورد توافق قرار گرفته است. این سند به منظور عملیاتی کردن بند ششم بیانیه روسای جمهور دو کشور با هدف
ارتقای عملی روابط در سطح مشارکت جامع راهبردی و به منظور فراهم ساختن بستری مناسب برای توسعه همه جانبه همکاریها تدوین گردیده است. سندی که به نظر میرسد اما و اگرهای زیادی در خود نهان دارد. در راستای بررسی این مساله «آرمان ملی» گفت و گویی با محسن جلیلوند، تحلیلگر مسائل بینالملل داشته است که در ادامه میخوانید.
زوایای پنهان توافق میان ایران و چین چه مواردی است و چه برداشتهای اشتباهی در این خصوص وجود دارد؟
نخستین اشتباهی که در خصوص توافق ایران و چین وجود دارد این است که از آن تحت عنوان قرارداد یاد میشود در صورتی که قرارداد ویژگیهای خاص خود را دارد. آنچه که میان ایران و چین به امضا رسید یک برنامه همچون برنامه جامع اقدام مشترک میان ایران و 5+1 است که از آن تحت عنوان برجام یاد میشود. قراردادها فرایندهای خاص خود را دارند و باید در ابتدا در هیات وزیران به صورت لایحه تصویب شود و در مجلس به عنوان قانون تصویب شود و سپس در شورای نگهبان تصویب شده تا در کشور قابل اجرا باشد. همچون قرارداد دوستی ایران و ایالات متحده که در 1955 به تصویب رسید و هنوز نیز در روابط فی ما بین به آن استناد میشود. آمریکا طبق همان پیمان از ایران به علت حوادث سفارت آمریکا غرامت گرفته است و ایران نیز با استناد به همان از آمریکا به علت حمله به سکوهای نفتی خسارت گرفتهایم. بنابراین آنچه که میان ایران و چین مورد توافق قرار گرفته یک برنامه است و هنوز موردی اجرایی نشده و صرفا یک نقشه راه ترسیم شده است که طبق آن قراردادهایی منعقد شود. برای مثال عنوان شده است همکاری در حوزه انرژی که در آینده و پس از آمادگی دو کشور قراردادی در این زمینه تنظیم میشود.
در عرصه بینالملل کشور باید از تمامی ظرفیتها و مسیرهای موجود استفاده کند اما در این میان موقعیت نیز بسیار مهم است. امروز کشور ما در شرایطی قرار دارد که نیازمند همکاری تجاری است و اصطلاحا در شرایط پول لازم است و به همین علت و به علت اینکه آمریکا فشار زیادی به ایران وارد میکند، نگاه بیشتری به شرق داشته باشد اما این به معنای فروختن کشور نیست. مردم حق دارند در مورد مسائل کشور اظهارنظر کنند و نظر خود را دهند و این حق مسلم مردم است و ممکن است در این میان برخی نظرات اشتباه باشد و برخی علمی و صحیح باشد.
ایالات متحده به عنوان یک بازیگر جهانی چه تاثیری بر این توافق خواهد داشت؟
ارتباطی که چین با آمریکا دارد متفاوت از آن رفتاری است که با ایران دارد. زیرا آمریکا یک قدرت جهانیست و ایران در نگاه چین یک قدرت منطقهای است. آنها سال گذشته 20 میلیارد دلار با ایران تبادل تجاری داشتهاند در حالی که این رقم در خصوص آمریکا بالغ بر 400 میلیارد دلار است. ایران یک ویژگی مهم دارد که چین میتواند از آن در این عرصه سه جانبه به نفع خود استفاده کند. این ویژگی آن است که در خاورمیانه فقط ایران است که زیر فشار کشورهای غربی نمیرود. از افغانستان و پاکستان گرفته تا کشورهای حاشیه خلیج فارس و سایر کشورهای غرب آسیا تا رژیم صهیونیستی همگی زیر نفوذ آمریکا هستند و این فقط ایران است که مستقل عمل میکند و چین میتواند از آن بهره گیرد. در همین راستا ایران از دو جهت برای چین اهمیت دارد. نخست جنبه ژئوپلتیک و دیگری ژئو اکونومیک است. چین میداند که منابع طبیعی به اندازه نیاز خود ندارد و این منابع را به سختی از روسیه و عربستان تامین میکند. عربستان نیز این منابع انرژی را از غول نفتی آرامکو تامین میکند که نیمی از آن در اختیار ایالات متحده است. به همین علت چین میخواهد یک جایگزین مطمئن داشته باشد که تحت تاثیر آمریکا
قرار نگیرد و تنها گزینه در این مسیر ایران است.
آیا ایران به چین امتیاز میدهد؟
ایران برای فرار از تحریمها نفت خود را با 30 درصد تخفیف به چین میفروشد. به همین علت چین میخواهد ایران را حتما در کنار خود حفظ کند. باید توجه داشت که چین جذابیتی برای ایران ندارد اما در مقابل آمریکا جذابیتهای زیادی برای ایرانیان دارد. از سوی دیگر چین هنوز به بزرگترین قدرت جهان تبدیل نشده و به همین علت نمیتواند همچون آمریکا با دستان کاملا باز عمل کند. اینکه عنوان میشود ایران به چین فروخته شد و یا ترکمنچای دیگری امضا شد به هیچ وجه صحت ندارد اما از طرف دیگر باید توجه داشت که ایران در موضع ضعف قرار دارد و امتیازاتی تحت عنوان تخفیف به چین میدهد. سیاستهایی که ما اتخاذ کردهایم سبب شده است تا امروز دستمان بسته باشد. یکی از آنها این بود که پس از برجام عملا چین و روسیه را کنار گذاشته و صرفا به اروپا و آمریکا توجه کردیم. در روابط بینالملل کشورها 80 درصد با رقبای خود مراوده دارند و 20 درصد با دوستان خود همکاری میکنند. آن اتفاق پس از برجام سبب شد تا دوستان 20 درصدی ما به 5 درصد کاهش یابند و همین امر سبب شده است تا چین برای خرید نفت از ایران تخفیف گیرد. باید توجه داشت که نمیتوان 100 درصد به چین و روسیه
اعتماد کرد و با کارت آنها در میز برجام علیه غرب بازی کرد زیرا این دو کشور نیز در گذشته رایهایی علیه ایران دادهاند.