بستن
کد خبر: ۱۰۱۰۷۵۱

قرار نبود جمهوری رقابت‌ها تشکیل بدهیم

قرار نبود جمهوری رقابت‌ها 
تشکیل بدهیم
آرمان ملی- احسان انصاری: سید محمد غرضی وزیر سابق نفت و تلفن که در سال92 یکی از رقبای انتخاباتی حسن روحانی به شمار می‌رفت. با این وجود شرایط امروز جامعه ایران نسبت به سال92 تفاوت‌های معناداری پیدا کرده و کشور با چالش‌های جدیدی مواجه شده است. این در حالی است که چشم‌انداز آینده جامعه ایران تا حدود زیادی به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری آینده بستگی دارد. انتخاباتی که به صورت مستقیم به رویکرد ایران در عرصه بین‌المللی و وضعیت معیشتی مردم گره خورده است.به همین دلیل و برای تحلیل و بررسی این موضوع«آرمان ملی» با مهندس سیدمحمد غرضی گفت وگو کرده است. مهندس غرضی معتقد است:« مردم از جریان‌های سیاسی می‌خواهند صداقت و شفافیت داشته باشند.کسانی که دارای چنین صفاتی نیستند و یا اینکه برای امتیاز طلبی وارد صحنه می‌شوند باید این نکته را در نظر داشته باشند که مردم آنها را ناکام خواهند گذاشت.اتفاقات سیاسی در چهار دهه گذشته نشان داده که مردم دیگر به مدیریت‌های امتیاز طلب،حزبی و گروهی اعتماد نخواهند کرد.اغلب این مدیران در تریبون های رسمی اظهاراتی را انجام می‌دهند که در عمل خلاف آن را انجام می‌دهند. به همین دلیل نیز تا زمانی که مسئولان حقوق عامه را به حقوق خاصه ترجیح ندهند این کار به سامان نمی‌رسد. به همین دلیل نیز بنده معتقدم مهم‌ترین دشمن کنونی مردم ایران داخلی است و نه خارجی». در ادامه ماحصل این گفت وگو را می‌خوانید.
با توجه به وضعیت جریان‌های سیاسی و چالش‌های موجود در جامعه ارزیابی شما از آرایش سیاسی انتخابات ریاست جمهوری آینده چیست؟
اتفاقی که در چهل سال گذشته رخ داده نشان می‌دهد که جریان چپ نمی‌تواند دولت نگه دارد و در مقابل نیز راست نمی‌تواند ملت را نگه دارد. ملت ایران در طول چهل سال گذشته به عزیزان مدعی اعم از چپ و راست و میانه فرصت کافی داده است.در طول این سال‌ها مردم از همه جریان‌های سیاسی حمایت کردند و اجازه دادند برنامه‌های خود را اجرایی کنند و بسیاری از سختی‌ها و دشواری‌ها را تحمل کردند.در شرایط کنونی این پدیده مثبت در ایران به وجود آمده که کسانی که مدعی خدمت بوده‌اند و مردم به آنها فرصت داده‌اند از این فرصت به خوبی استفاده نکرده‌اند و از آزمونی که مردم برای آنها در نظر گرفته‌اند سربلند بیرون نیامده اند.به همین دلیل نیز مردم نسبت به قدرت سیاسی چپ و راست ناامید شده‌اند و دیگر حاضر نیستند به آنها فرصت بدهند. این مسأله نشان دهنده عظمت مردم ایران است. عقل اجتماعی مردم از عقل سیاسی سیاستمداران قوی‌تر است. مردم به مدعیان خدمت فرصت می‌دهند تا ماهیت واقعی خود را مشخص کنند و سپس درباره آنها قضاوت می‌کنند.
چرا جریــان‌های سیاسی از فرصتی که مردم در اختیار آنها قرار داده‌اند به شکلی استفاده کردند که امروز مردم از آنها ناامید شده‌اند؟
در طول چهل سال گذشته چپ و راست به جان هم افتاده‌اند و به شکل‌های مختلف همدیگر را تخریب می کنند و دستاوردهای یکدیگر را زیر سوال می‌برند. جناح‌های سیاسی سال‌هاست فراموش کرده‌اند که مردم برای این دعواهای سیاسی «تره هم خورد نمی‌کنند». در شرایط کنونی برخی نمایندگان از مناطقی با 70یا80 هزار رأی تنها با6 هزار رأی وارد مجلس شده‌اند. این مسأله نشان می‌دهد که مردم از شعار و وعده‌های توخالی خسته شده‌اند و حاضر نیستند وقت و انرژی خود را صرف چیزی کنند که هیچ نتیجه‌ای برای آنها به همراه نداشته باشد. نکته دیگر اینکه ما به دنبال برپایی حکومت اسلامی بودیم و به همین دلیل نیز جمهوری اسلامی را تشکیل دادیم. قرار نبود جمهوری رقابت‌ها تشکیل بدهیم که گروه‌های سیاسی برای رسیدن به قدرت به هر ابزاری متوسل شوند و بسیاری از اهداف اولیه انقلاب فراموش شود. مردم مدت‌هاست به این نتیجه رسیده‌اند که بازی‌ها و زد و خوردهای سیاسی هیچ نتیجه‌ای برای آنها به همراه ندارد. بنده معتقدم خط کشی‌ها و باندبازی‌ها باید جای خود را به تعامل و همکاری بین جریان‌های سیاسی بدهد. همه جریان‌های سیاسی باید این نکته را در نظر داشته باشند که منافع عوام بر منافع خواص ارجح است و کسی نمی‌تواند به نام مردم دعوای سیاسی در کشور راه بیندازد. حق مردم بر صاحبان قدرت ترجیح دارد. این در حالی است که برخی حق صاحبان ثروت و قدرت را بر حق مردم ترجیح می‌دهند که برخلاف فرمایش صریح حضرت امام(ره) و مسیر انقلاب اسلامی است. بسیاری از روسای جمهور گذشته در مبارزات انتخاباتی خود شعارها و وعده‌هایی را به مردم داده‌اند که پس از اینکه به ریاست جمهوری رسیده‌اند رویکرد دیگری در پیش گرفته‌اند.
در شرایــط کنــونــی که چندماه بیشتر به انتخابات ریاست جمهوری باقی نمانده برای بازگشت اعتماد مردم به جریان‌های سیاسی چه باید کرد؟
مردم به خوبی می‌دانند باید در شرایط کنونی چه اقدامی انجام بدهند. مردم از جریان‌های سیاسی می خواهند صداقت و شفافیت داشته باشند. کسانی که دارای چنین صفاتی نیستند و یا اینکه برای امتیازطلبی وارد صحنه می‌شوند باید این نکته را در نظر داشته باشند که مردم آنها را ناکام خواهند گذاشت. اتفاقات سیاسی در چهار دهه گذشته نشان داده که مردم دیگر به مدیریت‌های امتیازطلب، حزبی و گروهی اعتماد نخواهند کرد.اغلب این مدیران در تریبون‌های رسمی اظهاراتی را انجام می‌دهند که در عمل خلاف آن را انجام می‌دهند. به همین دلیل نیز تا زمانی که مسئولان حقوق عامه را به حقوق خاصه ترجیح ندهند این کار به سامان نمی‌رسد. در شرایط کنونی دشمنان فیزیکی ایران مانند صدام از بین رفته‌اند و آنچه باقی مانده دشمنان غیرفیزیکی از جمله سو مدیریت داخلی است. به‌همین دلیل نیز بنده معتقدم مهم‌ترین دشمن کنونی مردم ایران داخلی است و نه خارجی. دشمن داخلی نیز شامل زد و بند سیاسی و سوء مدیریت می‌شود. در طول سالیان اخیر اغلب دولت‌ها مشکلات کشور را به دولت بعد از خود منتقل کرده‌اند و این وضعیت تاکنون ادامه داشته است. هیچ کدام از دولت‌ها مشکلات ساختاری و بنیادی کشور را مورد تحلیل و بررسی قرار نداده و برای آن راه حل عمیق و علمی پیدا نکرده است. به همین دلیل آقای روحانی باید شرایطی را به وجود بیاورد که مشکلات این دولت تا آنجا که امکان‌پذیر است به دولت آینده منتقل نشود. این مسأله هیچ ارتباطی نیز به اصلاح‌طلب یا اصولگرا بودن اعضای کابینه ندارد. نکته دیگر اینکه دولت نباید با مصوبه‌های از بالا به پایین و دستوری مشکلات را حل کند و بلکه رویکرد مدیریتی دولت باید به سمتی باشد که ارتباط مستقیم با بدنه میانی و پایینی جامعه داشته باشد تا بتوان به صورت عمیق مشکلات را مورد بررسی قرار بدهد. همکاری و خدمت به مردم زمانی حاصل می‌شود که قلوب به همدیگر نزدیک باشد. از سوی دیگر همکاری باید به صورت متقابل بین همه نهادهای قدرت شکل بگیرد و هر نهادی وظایف خود را به خوبی در پیشبرد اهداف نظام سیاسی انجام بدهد. نمی‌توان به اجبار سایر قوا و نهادهای دیگر را به همکاری با دولت دعوت کرد. همکاری و همراهی قوا در یک نظام سیاسی یک اصل اساسی در علم سیاست است.
با توجه به تغییر رئیس‌جمهور در آمریکا و شکست ترامپ که رویکرد خصمانه‌ای نسبت به ایران داشت چشم‌انداز پیش روی دو کشور را چگونه ارزیابی می کنید؟
واقعیت این است که انقلاب اسلامی در ایران روی ملت و دولت‌های آمریکا اثر عمیقی گذاشت. شرایط به شکلی بود که روسای جمهور آمریکا از موضوع ایران به صورت شخصی استفاده کردند. ریگان، بوش پدر، کلینتون، بوش پسر، اوباما و ترامپ هر کدام تلاش کردند از موضوع ایران به سود اهداف خود در داخل خاک آمریکا استفاده کنند. هر کدام از این روسای جمهوری نیز با روش‌های مختص به خود با ایران مقابله کردند. به عنوان مثال اوباما به صورت نرم‌افزاری با ایران برخورد کرد. این در حالی است که ترامپ رویکرد سخت افزاری را در دستور کار خود قرار داده بود. سیاستمداران آمریکایی همان هایی هستند که در ایران کودتا کرده‌اند و بارها تلاش کردند فضای داخلی کشور را به هم بزنند که موفق نشدند. در انتخابات اخیر آمریکا نیز بایدن به دلیل همین عنوان کرد سیاست‌های غیرعقلایی ترامپ را تصحیح خواهد کرد. یکی از مهم‌ترین شعارهای وی نیز این بود که در صورت پیروزی در انتخابات به برجام باز خواهد گشت. با این وجود پس از آغاز ریاست جمهوری، بایدن نه تنها به برجام بازنگشته، بلکه برای ایران تعیین تکلیف نیز می‌کند. خروج آمریکا از برجام بیش از اینکه به منافع ایران در عرصه بین‌المللی آسیب بزند به اعتبار آمریکا در جهان ضربه زد و شرایط را برای آمریکا سخت‌تر از گذشته کرد. تا قبل از انقلاب اسلامی در سال57 سیاست‌های آمریکا در برابر همه کشورهای خاورمیانه یکسان بود و آمریکا همواره منافع خود را در منطقه خاورمیانه محقق می‌کرد. با این وجود با ظهور انقلاب اسلامی بین دموکرات‌ها و جمهوریخواهان در ایالات متحده آمریکا شکاف ایجاد شد و این شکاف نیز روز به روز عمیق‌تر شد. از سوی دیگر با حمله نظامی آمریکا به عراق بین کشورهای اروپایی و آمریکا نیز شکاف ایجاد شد و این شکاف نیز تا به امروز به شکل‌های مختلف ادامه داشته است. در شرایط کنونی نیز اگر ما به رابطه آمریکا با کشورهای مختلف جهان دقت کنیم متوجه می‌شویم که آمریکا با اغلب کشورهای جهان و از جمله اروپا، روسیه، چین، کره شمالی و کشورهای آسیای جنوب شرقی درگیری دارد و در اغلب این درگیری‌ها نیز آمریکا مقصر است. در چنین شرایطی جمهوری اسلامی ایران همچنان پایدار است. پس از پیروزی بایدن در انتخابات طیف چپ عنوان کردند بهتر است مذاکره صورت بگیرد. این در حالی است که طیف راست مدعی است بهتر از چپ‌ها مذاکره می‌کند. این در حالی است که در واقع هر دو طیف محکوم هستند و همه به دنبال امتیاز هستند. کاخ سفید نیز کم کم متوجه این نکته شده که جریان‌های سیاسی در ایران چک سفید از مردم ندارند.
به نــظر می‌رســد بهبود وضعیت اقتصادی مردم روی مشارکت آنها در انتخابات آینده تأثیر مستقیم خواهد گذاشت. با توجه به شرایط موجود برای حل مشکلات اقتصادی مردم چه باید کرد؟
از دهه60 تا به امروز عملکرد دولت‌ها در کشور سبب افزایش فاصله بین قاعده جامعه و ستاد رهبری جامعه شده است. این مسأله نیز هیچ ارتباطی به اشخاص و گروه‌های سیاسی جامعه ندارد و یک قاعده کلی است. اغلب مدیرانی که سر کار می‌آیند پس از مدتی به جای اینکه منافع عامه مردم را در نظر بگیرند برای نزدیکان خود فرصت و موقعیت ایجاد می‌کنند و «ره صدساله را یک شبه طی می‌کنند». این در حالی است که مردم باید احساس کنند تصمیماتی که برای مدیریت کشور گرفته می‌شود در مرحله اول به سود آنهاست و در کیفیت زندگی آنها تأثیر مثبت خواهد گذاشت. اگر غیر از این رخ بدهد مردم نسبت به تصمیمات اتخاذ شده توسط مسئولان واکنش نشان خواهند داد. نکته حایز اهمیت این است که با اتفاقاتی که در سال‌های اخیر در کشور رخ داده است اعتبار برخی افراد که در گذشته دارای اعتبار زیادی بودند در بین مردم از دست رفته است.در کشور دو جریان سیاسی وجود دارد که همواره در حال کشمکش با همدیگر هستند. هر کدام از این جریان‌های سیاسی هر زمان که به حاکمیت نزدیک می‌شوند نسبت به جریان دیگر موضع برتری می‌گیرند و هر زمان که از حاکمیت دور می‌شوند موضع انتقادی نسبت به جریان دیگر دارند. به همین دلیل بنده معتقدم مذاکره با آمریکا برای گرفتن امتیازهای گروهی و حزبی تأثیری در زندگی مردم نخواهد داشت.
انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی