آن مرد آمد، آن مرد با جارو آمد، آن مرد با پارو رفت، حال آن مرد میخواهد باز با پشتکوارو بیاید، آن مرد با کلی رو آمد!
مطمئنم سالیان آینده این متن جزئی از درس بچههای ما خواهد بود، نه حتما درس کلاس؛ بلکه درس زندگی، درس اخلاق، درس شرم و حیا و نجابت. روزی که فارغ از هر جناح و رنگی این بحث باز شود چگونه با یک لیست بلند از اختلاس و فساد اقتصادی یک شخص خود را رئیس پاکدستترین دولت تاریخ ایران میداند. چگونه میشود در روزی که همگان بهتزده از اختلاس هفت میلیارد یورویی هستند کسی پیدا شود و از خاوری بگوید؛ از خدمات خاوری و از مظلومیتش!
باور بفرمایید موضوع انقدر طنز است که به هر جایش دست بزنم از حجم خندهاش کم میشود. اصلا وان دقیقه پلیز تا از اول بگویم؛ نقل است از بزرگ بهارگان ایران زمین که فرمودند ما سهتا نهال اصلی با دو کابینه شمشاد و نیم هکتار چمن مجلسی هستیم. در ادامه گفت اصلا بیاید معامله کنیم. اجازه بدید من دوباره بشم ناخدا، قول میدهم نفت برگرده به 100 دلار، گفتند خب کدام نفت؟ گفت همان نفتی که توی سفرهها رفت! گفتند با کدام دکل؟ گفت بگم آن هم کجا رفت، یا خودتان آب را میریزید؟
باور بفرمایید این داستان تخیلی نبود؛ یعنی انقدر زیادی واقعی بود که انگار واقعی نبود. مثل خیلی اتفاقات دیگر که طی این سالها در اطراف ما رخ داده است. شما فکر کن از یک ساختمان بزرگ فقط یک نفر مانده و بقیه رفتند و بردند و خوردند. اگر هم کسی نرفته چون حتما قبلش گرفتندش و بردندش، بعد طرف هنوز دارد در خیالات خود کابینه پاکدست بعدی را تشکیل میدهد. جلوی تخته سیاه میایستد و در چند خط درس اقتصاد میدهد، سفرهای استانی میکند و نمک به زخم مردمی میپاشد که میداند و میدانند ریشه تمام این تیرهروزیها در کجا بوده و مسبب اصلی آن که بوده و حال دیگر پا را فراتر میگذارد و در دفاع از شخصی قیام میکند که خود آن شخص هم تا به حال دفاعی از خود نداشته و ندارد.
شاید ملت ما حافظه تاریخی ضعیفی داشته باشند اما این ضعف قطعا به وسعت شش سال نیست و فراموش نخواهند کرد که چگونه سران قبایل آفریقایی در قالب هیاتهای بلندمرتبه پا روی فرش قرمز میگذاشتند و منتخب این مردم زیر نور فلاش دوربین عکاسان با لبخندی جهانی از گسترش روابط بینالملل سخن میگفت. فراموش نکردند برکناری وزیر خارجه را بر پای پلکان هواپیما یا وعده یک میلیونی برای فرزنددار شدن و... .
آقای دکتر کاش دو واحد فن عدمبیان پاس میکردید تا در جاهایی با حرف زدن زخم را عمیقتر نکنید و بگذارید تا این مردم خود برگردند و بسازند از نو صنعت پتروشیمی و پیدا کنند هر چه دکل و تاسیسات گمشده را تا روزی رسد که بیابند عزت و سربلندی را در سایه بزرگان و دلسوزان واقعی.