سیزدهم فروردین ماه روز طبیعت نامگذاری شده است. در این روز ما به طبیعت میرویم و آش رشته میخوریم. در روز طبیعت ما به مصاحبههای مسئولین بیشتر گوش میدهیم و توجه میکنیم. شاید بگویید بقیه سال هم مسئولین مصاحبه میکنند که باید بگویم الان بحث سیزدهبدر است و بقیه سال را در جای دیگر خواهم گفت. سیزدهم فروردین ما یادمان میفته یک زمین برای سکونت داریم که باید پاک بماند، بعد یادمان میاندازند ما یک زمین هم نداریم ولی همسایهمان ظاهرا سه چهار زمین دارد در جاهای خوب و چون پولدار است زمینش هم همیشه پاک است. در سیزدهم فروردین یادمان میفته که میوه.هایمان را در کیسههای پلاستیکی حمل نکنیم، بعد یادمان میاندازند که ما میوه نداریم؛ چون گران است و بالطبع کیسه هم نیاز نداریم. در سیزدهم فروردین تصمیم میگیرم زباله را از شیشه ماشین به بیرون پرت نکنیم، بعد یادمان میفته ماشین نداریم، اگر هم ماشین دیگری باشید چیزی نداریم بخوریم که زبالهاش را به بیرون پرت کنیم. در سیزدهم فروردین گوشزد میکنند به منابع طبیعی و اراضی ملی و حیاتوحش و پارکهای ملی و جنگلها تعرض نکنیم، بعد یادمان میفته که ما که باشیم که بخواهیم تعرض کنیم و کردنیها را قبلا خوردند و یک استکان آب جوش هم روی آن میل کردند که در گلویشان گیر نکند. سیزدهم فروردین یادمان میفته که زمین میراث پدرانمان نیست و امانت فرزندانمان است ولی بعد یادمان میفته این هم از این شعار قشنگهاست که برای تزئین پلهای عابر کاربرد بیشتری داره و ما نه ارثی داشتیم و نه امانتی در دستمان است و نه اگر داشتیم تا امروز خوب تا کردیم و نه اگر داشته باشیم فرهنگ امانتداری را بلدیم و یادمان میفته که برای داشتن زمین پاک عزم همگانی لازم است و همت بزرگان که در این وانفسا کدام عزم و کدام همت اصلا؟